۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه

آمریکا: از دیدار کنسولی با حکمتی جلوگیری می شود


ایالات متحده آمریکا بار دیگر از ایران خواستار آزادی بلا درنگ یک شهروند ایرانی تبار خود شد که بنا به گزارشها به اتهام جاسوسی برای سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده، سی آی ای محاکمه شده است.
وزارت خارجه آمریکا همچنین اعلام کرد دیپلماتهای سوئیسی که از زمان قطع روابط دیپلماتیک، مسئولیت حفاظت از منافع آمریکا در ایران را بر عهده دارند، روز شنبه بار دیگر خواستار دیدار با این متهم که امیر میرزایی حکمتی نام دارد، شده اند اما با این درخواست آنها مخالفت شده است
نخستین جلسه دادگاه امیر میرزایی حکمتی روز سه شنبه در تهران به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری فارس نزدیک به دولت ایران، در جلسه غیر علنی دادگاه، دادستان برای آقای میرزایی حکمتی تقاضای اشد مجازات را کرده است.
مارک تونر، یکی از سخنگویان وزارت خارجه آمریکا سه شنبه به خبرنگاران گفت، "ما از گزارشهای مطبوعاتی از آغاز محاکمه آقای حکمتی پشت درهای بسته آگاه هستیم."
آقای تونر سپس ایران را متهم کرد که بارها در گذشته اتباع خارجی را بی اساس به جاسوسی متهم کرده است و به دلایل سیاسی در زندان نگهداشته است.
وزارت اطلاعات ایران حدود ۱۰ روز پیش، خبر بازداشت یک جاسوس ایرانی تبار آمریکایی را منتشر کرده بود و یک روز بعد تلویزیون ایران "اعترافات" او را پخش کرد
ایران میگوید آقای حکمتی پیش از اعزام به ایران در قرارگاههای نظامی آمریکا در افغانستان و عراق دوره دیده است.
نماینده دادستان آقای حکمتی را به "همکاری با دولت متخاصم" و "اقدام علیه امنیت کشور" متهم کرد و گفت که او تلاش کرده است که از طریق نفوذ در سیستم اطلاعاتی ایران، این کشور را به دست داشتن در تروریسم متهم کند.
خانواده آقای حکمتی که در آریزونا زندگی می کنند اتهامات علیه او را رد می کنند و می گویند او برای دیدار بستگانش به ایران سفر کرده است.
به گفته پدر آقای حکمتی، او در سال ۲۰۰۱ به ارتش آمریکا پیوسته و به عنوان مترجم زبان عربی در نیروی تفنگداران دریای آمریکا خدمت کرده است


۱۳۹۰ دی ۱, پنجشنبه

کار به کجا رسیده که ترکها میخوان فرانسه رو تحریم کنن



به نوشته خبرگزاری فرانسه، قرار است مجلس ملی فرانسه روز پنج شنبه لایحه ای را به پیشنهاد دولت تصویب کند که به موجب آن انکارکنندگان نسل کشی سال ۱۹۱۵ ارامنه توسط نیروهای ترکیه، با یک سال زندان و ۴۵ هزار یورو جریمه نقدی مواجه خواهند شد.


فرانسه در سال ۲۰۰۱ درگیری های سال ۱۹۱۵ را نسل کشی نامید؛ در حالیکه ترکیه با لفظ 'نسل کشی' در این مورد مخالف بوده و اعلام کرده است بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار ارمنی و به همین اندازه اتباع ترک، بر اثر درگیری یا قحطی هنگامی کشته شده اند که ارمنی ها با نیروهای مهاجم روسیه همراهی کرده اند.

لایحه از قبل طراحی شده دولت فرانسه همه احزاب ترکیه از جمله حزب حاکم و مخالفان آن را در صدور بیانیه ای علیه این اقدام متحد کرده است. آنها در بیانیه مشترکی این لایحه را 'اشتباهی تاریخی، غیرقابل قبول و بزرگ' خوانده اند.
علاوه بر این، حدود یکصد نفر از مردم ترکیه نیز روز چهارشنبه مقابل سفارت فرانسه در آنکارا تظاهرات کرده و شعارهایی علیه این اقدام سر دادند.


در ایران زلزله ای آمده و همه در اندیشه گریختن و بازنگشتن هستند،هر جا باشد و هر طور که شد.



این سی ساله تاریخِ تلاطم موجهای مهاجرت بود. سال پنجاه و هفت یک موج آمد و با آغاز دهه دهشتِ شصت، موج دیگری و با ماندگاری احمدی نژاد، فعلا آخری. در موج اول بسیاری از دودمان و پیوستگانِ پهلوی از ایران رفتند، با مال و منال و گاه تخصص و اعتباری که داشتند، البته به رنج افتادند ولی آنقدری سختی ندیدند. دومین موج، همراهانِ سابق انقلاب از چپ و مجاهد و سکولار و نویسنده و معترض و شاعر را با خود برد.هر چه بود، روح مبارزه نمرده بود و قدری آرمان خواهی هنوز مانده بود. اوضاع به سامانِ اقتصاد دنیا هم آنقدر مجال می داد که کاری کنند و در کنارش مبارزه ای.
 اما این سومی دقیقا نسلی را با خود برد که پرورش یافتگان انقلاب بودند و یا خیلی هاشان تنها قایقِ نجاتی می جستند که از غرقابِ ایران،بیرون زنند. سیاست و در خطر بودنِ جان بهانه ای بود تا دل سفارتخانه های غربی به رحم آورند و از این توجه جهانی به ایرانِ پس از جنبش سبز، نهایت استفاده برند.از پل که گذشتند نه دیگر سیاسی بودند و نه هیچ. زمان و زمانه دگر شده، نه دیگر از آن شوقِ مبارزه و نخبگان ایرانی که پیش از انقلاب، در قالب انجمن های اسلامی و کنفدراسیون، جانانه فعال بودند،خبری هست و نه حتی از پایداری نسل مهاجر دهه شصت. فضای مجازی نیز به کمک آمده و مبارزات را در چارچوبی غیر واقعی زندانی کرده و ارتباط تاثیر گذار با مردم ایران را گرفته است،بدتر اینکه مبارزین به در رفته را ارضا نیز می کند.
 پرتاب شدگی به آدم پرت چیزی نمی آموزد، اصلا به دنبالش نیست. نفسِ زنده ماندن و دور بودن از سرزمین جانکاه، هدفی غایی بود که با پرتاب به آن رسیده و باقی بهانه است. تمام آن برخورد تاریخی ما با غرب که روشنفکری را شکل داد و مشروطیت را به دنبال داشت و نحله های رنگینِ سیاست ورزی را برساخت، انگار ختم شده به این عمل پرتاب شدگی. خستگانی از وطن زده اند بیرون و دیگر حال و حوصله این حرفها ندارند. فاجعه جمهوری اسلامی این بود که نخبگان جامعه همانند عوام شدند، بی آرمان و پرتابی.



کتاب “ریشنامه” نوشته “نون قندی“ : برای دانلود اینجا را کلیک کنید

پروین مخترع به 23 ماه حبس تعزیری محکوم شد

 

پروین مخترع، مادر کوهیار گودرزی، فعال حقوق بشر، از سوی دادگاه انقلاب کرمان به تحمل 23 ماه حبس تعزیری محکوم شد. به گفته نزدیکان وی، این حکم در روزهای گذشته صادر شده با این حال، هنوز به پروین مخترع ابلاغ نشده است.

پروین مخترع که حدود 5 ماه است در بند عمومی زندان کرمان به سر می‌برد، یک روز پس از بازداشت کوهیار گودرزی، در منزلش در کرمان بازداشت شد. وی پس از بازداشت، به اتهام " تبلیغ علیه نظام" " توهین به شهدا و رهبری" در دادگاه مورد محاکمه قرار گرفت و هم‌اکنون پس از گذشت بیش از سه ماه حکم محکومیت خود را دریافت کرده است.

به گفته خانواده مخترع، دادگاه هم‌چنین پرونده دیگر وی با اتهام " توهین به مقام رهبری" را به دادگستری استان کرمان ارجاع داده است و وی می‌بایست بار دیگر مورد محاکمه قرار گیرد.
صدور این حکم سنگین برای پروین مخترع در حالی صورت می‌گیرد که وی تنها به دلیل انجام مصاحبه‌های اعتراضی نسبت به بازداشت غیرقانونی فرزندش، دستگیر و زندانی شد. این حکم، یکی از کم‌سابقه‌ترین احکامی است که در سال‌های گذشته از سوی دادگاه، برای یک مادر، تنها به جرم دفاع از فرزندش، صادر شده است.
به گفته خانواده مخترع، وی همچنین در طول مدت زندانی بودن خود با مشکلات بسیاری در زندان کرمان مواجه بوده است. عدم دسترسی به مواد غذایی، میوه و سبزیجات یکی از مشکلات زندانیان در زندان کرمان است که مسئولان زندان نیز با بیان اینکه " قادر به تامین میوه و سبزیجات نیستیم" از دسترسی زندانیان به مواد خوراکی خودداری می‌کنند.
گفتنی است در هفته‌های گذشته، قاضی پرونده با ارسال پیامی برای پروین مخترع، از وی خواسته بود تا با نوشتن ندامت‌نامه، از اعمال خود ابراز پشیمانی کند تا حکم سبک‌تری دریافت کند. با این وجود، پروین مخترع گفته بود که هرگز حاضر به نوشتن ندامت‌نامه نیست و از حق قانونی خود برای دفاع از فرزندش نخواهد گذشت.
پروین مخترع، هم‌چنین در جریان محاکمه خود از داشتن وکیل محروم بوده و مأموران امنیتی به وی گفته‌اند که نیازی به حضور وکیل در دادگاه نیست.
کوهیار گودرزی نیز با وجود گذشت 5 ماه از زمان بازداشتش هم‌چنان در شرایط بلاتکلیفی و در بند 209 نگه‌داری می‌شود. این فعال حقوق بشر که در هفته‌های گذشته متهم به " تبلیغ علیه نظام" و " اجتماع و تبانی علیه نظام" شده بود، در حال حاضر در انتظار تشکیل جلسه دادگاه به سر می‌برد.

۱۳۹۰ آذر ۲۷, یکشنبه

مهاجرت اجباری یک نوکیش مسیحی بدلیل فشارهای امنیتی



مهاجرت اجباری یک نوکیش مسیحی بدلیل فشارهای امنیتی



.

به گفته این نوکیش مسیحی، « در ایران کسانی که به آیین مسیحیت ایمان می آورند با مشکلات بسیار زیادی مواجه هستند» وی می گوید، با تمام عشقی که به خانه و خانواده ام داشتم مجبور به ترک خانه شدم و تمام کسانی که می شناختم به یک باره من را تنها گذاشتند و تنها چیزی که به من کمک کرد ایمان به مسیح بود.
آژانس خبری مسیحیان ایران « محبت نیوز» : “عبدالرحمن محمد پوری” یکی از هزاران جوان ایرانی است که با وجود اینکه در یک خانواده مسلمان با عقاید اسلامی پرورش یافته اما نه تنها مسیر آنان را ادامه نداده بلکه با خواسته قلبی و مطالعه و تحقیق رو به سوی آئین مسیحیت آورد، وی با آنکه مجبور شد تا به دلیل برخوردهای تلخ خانواده و دوستانش و همینطور فشارهای ماموران امنیتی  حکومت مذهبی جمهوری اسلامی خانه و کاشانه خود را ترک و به دیار غربت سفر کند، همچنان بر ایمان خود استوار مانده و پیوندش را با خدای خویش عمیق تر می نماید. عبدالرحمن ۲۹ ساله به خاطر عقاید مذهبی در حال حاضر در کشور ترکیه پناهجو است.
او درباره خود می گوید: «از سال ۱۳۸۵ با مسیحیت آشنا شدم و از سال ۱۳۸۶ به مسیح ایمان آوردم. از همان ابتدا شروع به تبلیغ و بشارت برای مسیحیت در شهر سمنان کردم که به علت کوچک بودن آن شهر  برایم مشکلاتی بوجود آمد. پس از آنکه در آن شهر با مشکلاتی مواجه شدم و با توجه به اینکه دوستان مسیحی خوبی در شهر مهاباد داشتم به آنجا نقل مکان کردم. آنجا خانه ای اجاره کردم و شهر مهاباد در واقع نقطه آغازینی برای شروع فعالیت های گسترده ام برای بشارت ایین مسیحیت شد.»
عبدالرحمن می گوید: «به عقیده من خشونت و تناقض در دین اسلام به حدی بود که حسی برای نزدیک تر شدن به خدا را احساس نمی کردم و به همین دلیل تصمیم گرفتم آیین مسیحیت را جایگزین دین موروثی اسلام کنم و اینطور شد که از اسلام خارج شدم.»
- دوری از خانواده و دوستان
وی درباره مسائل و مشکلات خانوادگی و اجتماعی بوجود آمده برای او در پی ترک از اسلام و انتخاب مسیحیت اظهار داشت: « خانواده و دوستان پس از روبرو شدن با این تصمیم عقایدم را نپذیرفتن و من را طرد کردند و مجبورم ساختند تا از خانه پدری بیرون روم، به دنبال آنها دیگر دوستان و آشنایان نیز به همین گونه با من بی مهری کردند و حتی من را کافر و مرتد می خواندند.» به گفته این نوکیش  مسیحی در ایران همه کسانی که به آیین مسیحیت ایمان می آورند با مشکلات بسیار زیادی مواجه هستند» عبدالرحمن می گوید : « با تمام عشقی که به خانه و خانواده داشتم مجبور به ترک خانه شدم و تمام کسانی که می شناختم به یک باره من را تنها گذاشتند و تنها چیزی که به من کمک کرد ایمان به مسیح بود .»
- محدودیت های جامعه سنتی
وی درباره شرایط آن دسته از انسان هایی که در جامعه سنتی ایران و با وجود شرایط امنیتی آئین مسیحیت را انتخاب می کنند اظهار می دارد: «ما در جامعه نمی توانستیم اعتقاداتمان را در جمع بیان بکنیم، جرات رفتن به کلیسا به طور علنی را نداشتیم و چون به لحاظ خطراتی که داشت رفتن به کلیسا دشوار بود مجبور شدم تا خانه خود را که در شهر مهاباد اجاره کرده بودم در اختیار خداوند قرار داده و تبدیل به کلیسای خانگی کنم.»
به گفته این جوان نوکیش چون رفتن به کلیسا و علنی کردن اعتقادات در جامعه برای او و دوستانش بسیار خطرناک بود، برای عبادت و تعلیمات الهیات مسیحی مجبور می شدند در کلیسای خانگی دور هم جمع شوند و به تعلیم کتاب مقدس بپردازند. همین عمل موجب شد که کلیسای خانگی آنها توسط نیروهای امنیتی شناسایی و پس از یورش و تهدید مامورین امنیتی جلوی فعالیت ها و عبادت آنها گرفته شد و  برخی از رهبران  کلیسای خانگی مورد شناسایی ماموران امنیتی قرار گرفتند.
وی با انتقاد از قوانین شرعی حاکم بر ایران می گوید: «پایه حکومت ایران براساس اسلام است و در اسلام حکم کسی که از دین خود برگردد “مرتد و محکوم به مرگ” می باشد . حکومت از هر جمعی می ترسد و خصوصن جمعی که خلاف عقاید اسلام و حکومت اسلامی باشد از آن بیشتر واهمه دارد. در یک کلام تحمل هیچ اندیشه دیگری را ندارد.»
عبدالرحمن ضمن اشاره به تجربیات تلخ خود در ایران ادامه داد: « وضعیت دیگر هم کیشان او در کشور اصلن مناسب نیست و آنان نیز با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنند که متاسفانه گاهن باعث دستگیری و شکنجه و صدور حبس های بلندمدت و حتی تهدید به اعدام هم میشوند.»
- افزایش تهدیدها و خروج از ایران
به گفته این جوان نوکیش مسیحی پس از شناسایی خانه وی در شهر مهاباد و هجوم ماموران به آنجا  ماموران امنیتی و قضایی در تاریخ ۷/۸/۱۳۹۰ طی حکمی از دادگستری استان تمامی وسایل شخصی و آنچه که ماحصل کار و تلاش زندگی اش بود را ضبط و با خود بردند. حتی طی نامه ایی وی را از ادامه کار در محل کارش منع و اخراج کردند و چندین احضاریه نیز به خانه او فرستاده شده تا خود را به دادگاه انقلاب استان سمنان معرفی نماید.
- درخواست از جامعه جهانی
عبدالرحمن محمد پوری ضمن آروزی آن روزی که همه ادیان، روشنفکران و دگر اندیشان در ایران در کنار هم بتوانند آزادانه عقایدشان را ابزار کنند و هیچ انسانی به سبب ایمان و عقیده اش زندانی، شکنجه و یا اعدام نشود از مجامع جهانی و سازمان های حقوق بشری خواست تا با فشارهای بیشتر به حاکمان ایران به دلیل نقض حقوق بشر و ظلمی که به ادیان و روشنفکران روا می دارند حکومت را از این مسیر امنیتی و تاریک خارج کنند.

۱۳۹۰ آذر ۲۲, سه‌شنبه

نامه‌ی حسین رونقی ملکی در پی اعتصاب غذا: آماده پرداخت هر هزینه‌ای هستم


حسین رونقی ملکی وبلاگ‌نویس و فعال حقوق بشر در نامه ی سرگشاده ای به دادستان تهران همچنین نسبت به نقض حقوق بشر گسترده در ایران و فشار بر زندانیان سیاسی و خانواده های ایشان به شدت اعتراض کرد.
متن این نامه این فعال حقوق بشر که دست به اعتصاب غذا زده در اختیار «خانه حقوق بشر ایران» قرار گرفته بدین شرح است:
جناب آقای جعفری دولت آبادی دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران
با سلام و عرض ادب
به استحضار می رسانم این جانب سید حسین رونقی ملکی فرزند سید احمد متولد ۱۴٫۴٫۱۳۶۴ ، در نامه‌های متعدد موضوعات مختلفی مانند مشکل کلیوی خود، نحوه‌ی صدور حکم و بازجویی‌ها، عدم ارائه‌ی رونوشت حکم دادگاه بدوی، وضعیت زندان و زندانیان بیمار، بلاتکلیفی زندانیان و فشارهای وارده بر آن‌ها و خانواده‌های‌شان، بازداشت‌ها، انفرادی‌ها، عدم اجرا و پایبندی به قوانین جاری کشور را برای جناب عالی تشریح کردم و امروز به خاطر نتیجه نگرفتن از این نامه‌ها اعتراض خود را به روند جاری به گونه‌ای دیگر‌ ادامه می دهم.
آقای جعفری دولت آبادی!
در آستانه ی دومین سال روز بازداشت ام (۲۲ آذر ۱۳۸۸) و در اعتراض به موافقت نکردن با مرخصی استعلاجی برای درمان کلیه ام‌، عدم رسیدگی به وضعیت بیماری دیگر زندانیان از جمله دکتر معصوم فردیس، بازداشت و تحت فشار قراردادن فعالین حقوق بشر از جمله روژین محمدی و شرایط بد به وجود آمده برای خانواده زندانیان سیاسی و در حمایت از اعتصاب و اعتراض فعال کارگری رضا شهابی نسبت به بلاتکلیفی و شرایط جسمی اش و در نهایت نسبت به نقض حقوق بشر در مورد زندانیان سیاسی، از عصر روز جمعه ۱۹ آذر که مصادف با روز جهانی حقوق بشر است اعتصاب غذا کرده‌ام.
جناب آقای دادستان!
بعد از گذشت دو سال در زندان و سکوت سنگین، امروز با مشاهده وضعیت بد جسمی خود، رضا شهابی، معصوم فردیس و برخی دیگر از زندانیان باید بگویم نباید در مقابل وضعیت بد زندانیان سیاسی و  نقض حقوق آن ها سکوت کرد، مبادا حوادث تلخی همچون جان باختن هدا صابر و محسن دگمه چی دوباره تکرار شود. در هر صورت سلامتی من به خاطر وضعیت بیماری‌ام و نگهداری  در شرایط بد زندان به خطر افتاده است، لذا با متوسل شدن به آخرین راه پیش روی هر زندانی جهت احیای حقوق خود یعنی اعتصاب غذا می‌خواهم به این روش اعتراض شدید خود را نسبت به موارد ذکر شده اعلام و شما و دیگران را نسبت به اوضاع زندانیان سیاسی آگاه سازم و در این راه هر هزینه‌ای را می پذیرم، حتا اگر به بهای جان‌ام باشد.
با احترام
سید حسین رونقی ملکی
۲۱ آذر ۱۳۹۰
زندان اوین بند امنیتی ۳۵۰
تهران

 حسین رونقی ملکی وبلاگ‌نویس و فعال حقوق بشر که از تاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ در بازداشت به سر می‌برد از روز شنبه هفته جاری در اعتراض به وضعیت خود دست به اعتصاب غذا زده  است.
به گزارش خانه حقوق بشر ایران، رونقی که سال‌ها در عرصه مبارزه با سانسور اینترنتی فعالیت داشته در اعتراض به «حکم ناعادلانه ۱۵ سال زندان»، «عدم مرخصی استعلاجی برای درمان بیماری کلیوی‌اش» و «فشارهای روحی و جسمی که در دوران بازداشت بر وی رفته» از روز شنبه هفته جاری دست به اعتصاب غذای نامحدود زده است.
رونقی دو سال است که به صورت مداوم در بازداشت به سر می‌برد و تاکنون علی‌رغم وضعیت جسمی بدش به مرخصی نیامده است.
با گذشته سه روز از اعتصاب غذا و با توجه به بیماری وضعیت رونقی بسیار نگران کننده است.
دادستانی تهران و بخش اطلاعات سایبری سپاه پاسداران که مسئول اصلی عدم اعطای مرخصی به این وبلاگ‌نویس هستند، در حالی دو سال تمام با مرخصی او مخالفت کرده و پاسخی به درخواست‌های مکرر خانواده‌ی وی ندادند که پزشکان تأکید کرده بودند وی باید برای درمان کامل در محیطی غیر از محیط زندان به سر ببرد و شرایط زندان وضعیت جسمی او را با خطر مواجه می‌کند.
رونقی در طی ۹ ماه گذشته چهار عمل جراحی انجام داده است. اعزام وی به بیمارستان هر بار با تأخیر زیاد صورت گرفت و همین مسأله موجب تشدید بیماری وی شد.
این وبلاگ‌نویس و فعال حقوق بشر هم اکنون  دو سال است که بدون مرخصی در زندان اوین به سر می‌برد. وی در تاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ در شهر ملکان در نزدیکی تبریز بازداشت و بلافاصله به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد. وی مدت ۱۰ ماه را در سلول‌های انفرادی این بند زندان اوین تحت فشارهای روحی و جسمی برای اخذ مصاحبه و اعترافات تلویزیونی قرار گرفت و سرانجام از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.
این حکم از سوی دادگاه تجدید نظر استان تهران به تأیید رسیده و این وبلاگ‌نویس هم اکنون با وجود بیماری  و نیاز مبرم به درمان پزشکی در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در بند ۳۵۰  زندان اوین است.

۱۳۹۰ آذر ۱۹, شنبه

مناسبت شصتمین سالگرد كنوانسيون1951

شصت سال پيش در چنين شبي، عمده كشورهاي جهان قرار گذاشتند به " از وطن فراري ها"، پناه 

بدهند: كنوانسيون ١٩٥١... قرار شد آنهايي كه به هر دليل، وطن را براي زندگي، خوش ندارند، به 

پناهندگي قبول كنند. امشب به ياد پناهندگان و خصوصا پناهجوها باشيم. روزي رو آرزو كنيم كه 

اول همه جايش گل و گلاب باشد و پناهندگي بي معني و دوم اگر پناهنده اي داشت، ميزبان هاي 

خوبي هم داشته باشد... شخصا به ياد پناهنده ها و پناهجوهاي ايراني در خارج از ايران هستم ولي 

بيشتر به فكر افغان هاي مقيم ايران...

۱۳۹۰ آذر ۱۷, پنجشنبه

صدور قرار وثیقه برای سه وکیل بازداشتی دروایش


بازپرس پرونده وکلای دراویش گنابادی قرار کفالت و وثیقه به ارزش چند صد میلیون تومانی برای ایشان صادر کرد .
به گزارش مجذوبان نور، برای ۳ تن از وکلای دراویش گنابادی ٬‌ آقایان امیر اسلامی ٬‌امید بهروزی و افشین کرم‌پور ٬ قرارهای چند صد میلیون تومانی صادر شده است ٬ که از این میان برای امید بهروزی قرار ۱۰۰ میلیون تومانی وثیقه صادر شده و در همین حال برای امیر اسلامی و افشین کرم‌پور قرار ۴۰۰ میلیون تومانی کفالت صادر گردیده است.
یادآور می شود ؛ امیر اسلامی و افشین کرم‌پور دو تن از وکلای دراویش هستند که در تاریخ ۱۳ شهریور به دعوت فرمانداری شهرستان کوار به آنجا رفته و توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند امنیتی زندان اوین منتقل شدند ٬ که از این مدت بیش از دو ماه را در سلولهای انفرادی بند امنیتی زندان اوین گذارنده اند .
امید بهروزی نیز در تاریخ ۱۶ شهریور ماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی و لباس شخصی بازداشت و به بند امنیتی زندان اوین منتقل شد ٬ وی در مدت زمان حبس انفرادی به سبب شکستگی شیشه سلول و ورود سرما  و عدم رسیدگی مسئولین زندان دچار سرمازدگی شدید شده و حال جسمی وی وخیم گزارش شده است.
لازم به ذکر است پروانه وکالت امید بهروزی در ارتباط با واقعه تخریب حسینیه دراویش گنابادی در قم توسط قوه قضاییه باطل گردیده است .

۱۳۹۰ آذر ۱۰, پنجشنبه

مصاحبه با آرمان چاروستایی با فرهاد شمس آبادی




جناب آرمان چاروستایی، شما سخنگوی انجمن رهایی ایران هستید که  با نام مستعار خستگی ناپذیر در ایران فعالیت داشتید.اخیرا گروهی شروع به فعالیت کردند. من می خواستم که ببینم اهداف این گروه چیست؟ و از چه زمانی آغازبکار کردند؟
بله گروهی که ما جمع شدیم دورهمدیگر، جمعی از فعالین سیاسی و گروهی از دانشجویان و وب نگاران جوان هستند که در داخل و خارج کشور با هم دیگر به یک همفکری رسیدیم که برای این مقطع حساسی که در آن قرار گرفتیم  که صحبت جنگ و این مسائل مطرح هست یک حرکتی بکنیم همه گروه ها با هم در عمل یک حرکتی را در  یک اتحاد کامل داشته باشیم و فکری به نظرمان نرسید جز اینکه، بیایم و بحث و  شعار"نه به جمهوری اسلامی و نه به جنگ" را مطرح بکنیم که به دنیا بگوییم که راه حل این مسائلی که الان دنیا با آن مشکل دارد ،مثل مسئله اتمی ،مثل تروریسم و مسائل دیگر راه حل آن جنگ نیست. راه حل آن تغییر رژیم و مسئله حقوق بشر هم که الان در این مورد تاکید می کنند و مسائل دیگه ما هدفمون این بود که در وهله اول بتوانیم گروه های سیاسی را در یک حرکت عملی در کنار هم قرار بدهیم و یک حرکت عملی را با هم پیش ببریم و اینکه به دنیا بگوییم که  ما این حکومت را نمی خواهیم، و راه حل آن جنگ نیست!راه حل آن پشتیبانی از مردم ایران و تغییر نظام سیاسی آن هست .گروه ما هم  چند روزی است که روی این کار، شروع به فعالیت کرده است. البته در این گروه ،هر کدام از ما یک موضوع را برای کار انتخاب کردیه ایم و  شروع به کار کردیم. هر کدام  در گروه های مختلفی سال هاست که فعالیت داشتیم ،کار می کردیم و دقیقا از گروه های مختلفی بودیم و با آن رایزنی هایی که داشتیم سعی کردیم که گروه هایی که با آنها رابطه  داریم و  با آنها همکاری می کنیم را پشتیبان این حرکت قرار بدهیم.
من به صورت کلی می خواستم ببینم مخاطبان شما بیشتر داخل کشور هستند یا خارج کشور؟و اساسا" آیا برنامه ای برای داخل کشور هم دارید یا خیر؟
مخاطبان ما صد درصد بیشتر خارج کشور هستند چون ما این فراخوانی که برای 16 آذر داده ایم  در  مقابل سفارت خانه خای جمهوری اسلامی برای خارج از کشور هست .فعالین داخل کشور نیاز چندانی برای مبارزه از طرف ما ندارند و خودشان همیشه فعال بوده اند .من خودم در ایران که بودم  با بچه های داخل همیشه هماهنگی میکردیم  براساس ان شرایطی که حاکم هست ،بچه های داخل کشور خودشان خوب می دانند که چه موقعی ،و چه زمانی و در کجا  بتوانند این حرکت را شروع بکنند.همیشه دانشگا هی هایی ایران در 16 آذر ،حرکت های گسترده مبارزاتی داشته ،و خبرهایی که ما از داخل کشور داریم ،بچه ها برای 16 آذر و همچنین سالگرد عاشورای خونین 88  برنامه هایی ترتیب دادند  و ما با داخل مشکلی نداریم. چون انها کار خودشون رو انجام می دهند. مشکل با خارج از کشور هست که متاسفانه  با اینکه آزادی بیشتری داریم  در خارج از کشور و خطر زندانی شدن و شکنجه نیست اما فعالیت های کمتری ما در خارج کشور می بینیم و امیدواریم که در این روز بتوانیم جمعیت زیادی را در خارج از کشور بتوانیم ببینیم واقعا.
افرادی که این گروه را تشکیل دادند،چه کسانی هستند آیا اشخاص هستند یا گروه های مختلفی با هم ادغام شده اند و همکاری می کنند که این گروه را تشکیل دادند؟
بسیار سوال خوبی هست. اشخاص هستند. یعنی اشخاص وب نگار، فعال دانشجویی و فعال سیاسی  هستند که بنده هم یکی از ان  اعضا هستم، که ما تصمیم گرفتیم چون هر کدام از ما عقایدمان مختلف هست و هر کدام  از ما با گروه های مختلفی در ارتباط هستیم و کار می کینم و چون گروه های مختلفی را در بر می گرفت از آن جمعی که در آن بودیم  گفتیم فکر خوبی هست که هر کدام از ما با گروه هایی که خودمان رابطه داریم، برویم رایزنی کنیم. و بتوانیم ان گروه ها را بیاوریم. به هیچ عنوان هم نخواستیم که  اسم افراد را مطرح کنیم ، اسم گروهی باشد که این حرکت وابسته به یک گروه یا یک شخصی باشد و حتی ما با احزاب و گروه ها و سازمان هایی که این پیشنهاد را دادیم ،قبل از اینکه بخواهیم اعلام علنی بکنیم ،با آنها مذاکره کردیم و پیشنهاد را مطرح کردیم.و خیلی ها حمایت کردند .
چون همیشه در این حرکت ها ،معمولا وقتی وابسته می شد به یک گروهی ، گروه دیگری می گفت با آن گروه همکاری نمی کنیم. ولی ما آمدیم این بحث را فراگروهی ،فراشخصیتی مطرح کردیم که به امید خدا این حرکت موفق باشد.
اما من یک مطلبی را از فرمایشات شما گرفتم و ان اینکه  شما اشاره کردید که ما شعارمان "نه جنگ نه جمهوری اسلامیست" می شود توضیح بیشتری بفرمایید چون اکثر گروه ها یی که مخالف جمهوری اسلامی هستند به هر قیمتی مخالف جمهوری اسلامی هستند توضیح بیشتری در این مورد بفرمایید؟
دقیقا بحث همین است، اولا که کشورهای خارجی بیشتر چونکه اپوزیسیونی به اون شکل گسترده نمی بینند ،فکر می کنند که خوب دیگر راه حلی نیست جز جنگ! به غیر از این همان طوری که شما فرمودید : بسیاری ،البته بسیار که نمی توانیم بگویم ،حالا تعدادی که نمی توانیم بگویم چقدر هستند.ولی به هر قیمیتی حاضرند که  به هر حال این رژیم نباشد !حاضرند که ویران های ایران را ببینند .کشتار و خیلی مسائل دیگر،  که اصلا در مورد جنگ نمی توانیم بگوییم که ابعادش چگونه خواهد بود .با توجه به تهدیداتی که  امروز هم  فرماندهان سپاه کردند .دقیقا همین هست که ما مخاطبانمان آنها هم هستند که "ما حاضر نیستیم به هرقیمتی کشورمان ویران بشود" ولی  یک نکته اساسی قبل از این هست! که نه تنها مخالف جنگ هستیم که حاضر نیستسم با جنگ این حکومت برود اما  می خواهیم که  قبل از اینکه این اتفاق بیافتد، در یک برهه زمانی کمتر این حکومت نباشد. یعنی پیام اصلی ما  این هست که ما جنگ نمی خواهیم ،اما این حکومت جمهوری اسلامی را هم نمی خواهیم. و خواهان این هستیم که جامعه بین المللی از مردم ایران پشتیبانی بیشتری کند برای تغییر نظام سیاسی.
شما برای جذب گروه های مختلف یا افراد مختلف  آیا با مشکلی روبه رو هستید یا اینکه تمام گروه ها را در بر می گیرید یعنی محدودیتی برا خودتان قائل هستید یا خیر؟
مشکل که همیشه تا حدودی بوده و خواهد بود. منتهای مراتب این هست که  ما تنها چیزی که می خواهیم  این است که همه بیایند و از این فرصتی که الان پیش روی داریم ،فریاد آزادی طلبی خود را به گوش همگان و جهانیان برسانیم. و ما هیچ محدودیتی نداریم هر گروهی  با هر طرز فکری که داره  فقط مهم اینه با این دو هدفی که ما داریم یعنی "نه به جمهور اسلامی و نه به جنگ " موافق باشند و در کنار همدیگر و با هم  دیگر بتونیم این حرکت را پیش ببریم. هم به جمهوری اسلامی بگوییم ما هنوز زنده ایم ،هستیم و هم اینکه به دنیا بگوییم که از مردم ایران برای آزدی و دمکراسی و رسیدن به حق رای خودشون،  پشتیبانی بیشتری کنند.
آن وقت این گروه ها یا افراد چگونه می توانند از شما پشتیبانی کنند یا چطور می توانند با شما ارتباط بگیرند؟
بسیار بسیار سوال خوبی مطرح کردید.می توانند از طریق وب سایت به صورت کامنت، و یا  از طریق فیس بوک این کار رو انجام بدهند آنجا کامنت بگذارند یا لایک بزنند صفحه فیس بوک ما را، و مهم تر از همه اینکه می تونند ایمیل بفرستند. خودشان از طرف خودشان می توانند بیانیه بدهند و اصلا احتیاجی نیست  آن متنی را که ما نوشتیم را امضا بکنند. حالا اگر شخصی یا گروهی آن متن را امضا بکند  به صورت ایمیل یا فیس بوک می تواند کار را انجام بدهد. ولی ما بیشتر دوست داریم همه گروه ها یا اکثر گروه ها از طرف خودشون بیانیه بدهند برای 16 آذر و این مطلب توی اون بیانیه شون حتما باشه، اگر موافق هستند "نه به جمهوری اسلامی و نه به جنگ "  و برای ما بیانیه خود را بفرستند که ما اسامی  گروه ها و اشخاص سیاسی در سایت 16 آذر بتوانیم داشته باشیم.


آدرس سایت:   www.16azar.tk       فیس بوک: www.facebook.com/16azar
ایمیل  : a16azar@gmail.com

سپاسگزارم از شما، لطفا  اگر چناچه سوالی  بوده که فراموش کردم یا مطلبی خاصی هست شما بفرمایید؟
من هم از شما واقعا سپاسگزاری می کنم که کمک کردید به این حرکت بیشتر بتواند گسترده تر شود و این مصاحبه را انجام دادید.
فقط من خواهشی که از همه  خوانندگان سایت شما و همه گروه ها و اشخاص سیاسی دارم این هست که واقعا خطر جنگ کشور ما را تهدید می کند، امروز هم یکی از فرمانده هان سپاه مثل اینکه دوباره رجزخوانی کرده است که اگر با خطری مواجه بشود جمهوری اسلامی ، خاورمیانه و اروپا را تحت بمباران قرار می دهد.  به هر حال خطر جنگ  هست. بیایم از این فرصتی که هست استفاده بکنیم. تحریم های سنگین تری دارد میاید و ما اپوزیسوین باید در مقابل نسل آینده ایران، در مقابل کشورمان  و میهنمان مسول هستیم. بیایید حداقل در این 16 آذر یک حرکت عملی را باهم دیگه انجام بدیم و بتوانیم در کنار همدیگر قرار بگیریم سر این هدفی که داریم "یعنی رفتن جمهوری اسلامی  و رسیدن به آزادی و دمکراسی  و انتخابات آزد ".
من امیدوارم که گروه های دیگر  سیاسی به این حرکت بپیوندند. حرکت ،حرکت خودشان است . این حرکت متعلق به کسی نیست .همه می توانند از طرف خود بیانیه بدهند و این هدف را یعنی "نه  به جمهوری اسلامی و نه به جنگ " رو مطرح کنند در بیانیه های خود و ما بتوانیم خیلی از گروه ها را در یک جا روی یک سایت و در خیابان  داشته باشیم. که بگوییم به دنیا  واقعا ما توانستیم یک حرکتی را به عنوان تمرین هم که شده در عمل انجام بدهیم.

ممنون از فرصتی که در اختیاربنده قرار دادید.

۱۳۹۰ آذر ۹, چهارشنبه

ماه محرم شروع شد



ماه محرم شروع شد


اگه تا پایان عزاداری ازدست شما مردم متدین دیوونه نشم شانس آوردم




این ماه همیشه برای من ماه شناخت عمیق زیر ساختهای اجتماعی بیمار ، فرهنگی نابود شده و مردمانی مذبذب و بی ریشه بوده ...

حالا از فردا توی ماشینا به جای لیدی گاگا و حمیرا و منصور، حاج منصور می ذارن و حاج سعید و سامی یوسف

ماشینا رم با جملاتی نظیر یزید مادرتو یا ... (ولش کن نگم بهتره) نقاشی می کنن.

چه صفی تشکیل می دن گداها و گشنه ها برای گرفتن نذری.
چه فشن پسرونه ای توی خیابونا بر پا می شه و چه فشن دخترونه ای توی پیاده روا.

 دیگه نگو از شام غریبان وشمعهایی که ...

.


یکی بیاد دست منو بگیره ببره کوهی باغی جایی که نه ببینم و نه بشنوم

۱۳۹۰ آذر ۸, سه‌شنبه

...جمهوری اسلامی یک بولدوزر داشت زد حسینیه گنابادی ها رو پارکینگ کرد، اگه بمب اتم داشته باشه



:حسن شریعتمداری

 آقا این جمهوری اسلامی یک بولدوزر داشت زد حسینیه 

گنابادی ها رو پارکینگ کرد، 

اگه بمب اتم داشته باشه 

 ...که هیچ تنابنده ای زنده نمی مون

۱۳۹۰ آذر ۷, دوشنبه

گفتگو با فرهاد شمس آبادی در مورد اخرین وضعیت دروایش گنابادی



farhad shams abadiرهسا نیوز: با افزایش فشارها بر اقلیت های دینی در داخل ایران، بخصوص دروایش گنابادی که منجر به بازداشت و حتی شهادت یکی از هموطنان شد.گفتگویی با یکی از فعالان حقوق بشر در زمینه اقلیت های دینی خاصه دروایش انجا دادیم تا به بررسی هر چه بیشتر این فشارها و نیز کسب آگاهی از آخرین وضعیت دروایش بازداشتی بپردازیم.
لطفا در ابتدا خودتان را معرفی کنید.
من فرهاد شمس آبادی هستم، که در زمینه حقوق اقلیت دینی مربوط به دراویش فعالیت میکنم.
چه زمانی با دراویش اشنا شدید و رسما از چه زمانی به درویشی و فقر مشرف شدید؟
من از مانی که خودم رو شناختم به دلیل اینکه اکثر بستگانم از دراویش بودند با دراویش آشنا بودم و خودم در سال ۱۳۸۱ مشرف به فقر و درویشی شدم.
طبق خبر هایی که ما در اختیار داریم شما مشکلاتی با سپاه پاسداران و مجتمع مروارید در منطقه عسلویه داشته اید. علت این مشکلات چه بوده و چرا شما را به علت درویش بودن تهدید می نمودند؟
اینجانب با پتروشیمی مرواید که متعلق یه قرار گاه خاتم البنیا می باشد.طی یک قرار داد کلیه ماشین آلات سنگین آنجا را تهیه نموده و پس از اتمام قرارداد مطالبات این جانب را پرداخت ننمودند.و پس از حدود هشت ماه اینجانب تجمع مسالمت آمیزی درب پتروشیمی بوجود آورده و آن تجمع بازتاب گسترده ای در رسانه های محلی داشت و این تجمع شروع درگیری اینجانب با سپاه پاسداران بود. با توجه به اینکه متوجه فقر و درویشی اینجانب شده بودند فشارها بیشتر شد که در عرض دو سال مطالبات کارگران را پرداخت نمودند ولی مطالبات اینجانب را ضمن اینکه پرداخت نکردند، دو بار اینجانب را دستگیر و تحت بازجویی و شکنجه قرار دادند.و از کار کردن در منطقه محروم کردند و باتوجه به انتخابات سال ۸۸ که در آن تمام دراویش گنابادی حمایت خود را از آقای مهدی کروبی اعلام کردند و اینجانب عضو فعال ستا دآقای کروبی بودم با مشکل شدید امنیتی مواجه شدم و در تاریخ دی ماه ۸۸ به صورت غیر قانونی مجبور به خروج از کشور شدم.
آخر ین خبر هایی که از دراویش دارید چیست و خواست شما از جامعه جهانی چیست؟
طبق آخرین خبر های که من دارم. برای امیر اسلامی وکیل دراویش گنابادی قرار وثیقه ۵۰۰میلیون تومانی صادر شده است و از سوی دیگر لازمه که بدانید در حال حاضر ۱۶ تن از دراویش گنابادی در زندان های ایران بسر می برند. که از این میان میتوان به: ۱-رضا انتصاری ۲-حمید مرادی ۳-افشین کرم پور ۴-فرشید یداللهی ۵-امیر اسلامی ۶-امید بهروزی ۷-مططفی دانشجو اشاره کرد که وی، از وکلا و مدیران مجذوبان نور هستند که همینک در بند امنیتی زندان اوین بسر می برند.
مصطفی دانشجو وکیل دراویش گنابادی که محکومیت وی در زندان ساری به اتمام رسیده بود.با انتقال به بند امنیتی ۲۰۹ اوین هم اکنون در انفرادی به سر می برد.این دراویش زندانی در هفته گذشته با خانواده های خود برای نخستین بار ملاقات داشته اند .درا ین ملاقات از وضعیت حمید مرادی و امیر اسلامی ابزار نگرانی شده و مصطفی دانشجو فعلا از هرگونه ملاقات محروم بوده است. باتوجه به گذشت نزدیک به ۸۰ روز از بازداشت این دروایش، بازجویی ها از ایشان همچنان ادامه دارد.
گفتنی است که در ضمن این بازداشت ها، که ماه گذشته از سوی نیروی امنیتی و با تفتیش منزل ده ها تن از دراویش کوار و برقراری جو امنیتی در این شهرستان همراه بوده است. باعث سلب آرامش و امنیت از دروایش منظقه شده است.
از جوامع بین اللمل تقاضا داریم از نقض گسترده حقوق بشری که جمهوری اسلامی نسبت به تمام اقلیت های دینی و تمام زندانیان سیاسی بوجود آورده برخورد قاطعانه انجام دهد.
دقیقا بفرمایید که چرا حکومت با دراویش و بخصوص دروایش سلسله گنابادی این چنین برخوردهایی را می نماید؟
جمهوری اسلامی نه تنها با دراویش گنابادی بلکه با تمام اقلیت های دینی برخورد شدیدی می کند از جمله بهاییان،مسیحیان،سنی ها و … ، ولی اخیرا برخوردها و فشارهای شدیدی با دراویش گنابادی صورت گرفته است و میتوان گفت که در کل جمهوری اسلامی با تمامی دگر اندیشان برخوردهای شدیدی انجام می دهد.
برگرفته از :
     وبسايت خبري رهسا نيوز: 

۱۳۹۰ آبان ۱۹, پنجشنبه

نامۀ سرگشادۀ سخنگوی دراویش گنابادی به “احمد شهید”

نامۀ سرگشادۀ سخنگوی دراویش گنابادی به “احمد شهید”


سحام نیوز: در ادامۀ نامه نگاری ها به گزارشگر ویژۀ حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، سخنگوی دراویش گنابادی در اروپا و مسئول روابط بین المللی انجمن جهانی حقوق بشر، طی نامه ای سرگشاده به این مقام بین المللی، گوشه ای از فشارهای وارده بر اقلیت های مذهبی و عقیدتی را به آگاهی وی رسانده است.
به گزارش تارنمای انجمن جهانی پاسداشت ازحقوق بشر در ایران، در نامه سید مصطفی آزمایش به احمد شهید آمده است: “اکنون فریاد و فغان هموطنان اهل تسنن ایران از هرکوی و برزن به گوش می رسد چرا که درروز عید قربان ، این مسلمانان را از خواندن نماز به طور دستجمعی حتی درخانه های شخصی متعلق به خودشان در تهران و بسیار شهرستانهای دیگر منع کرده اند. در همین حال فشار نسبت به پیروان طرایق تصوف و عرفان نیز بسیار بالا گرفته است.”
این درویش گنابادی، ضمن ذکر گوشه ای از بازداشتها، فشارها و تهدیدهای اخیرا وارده بر دگراندیشان مذهبی و به ویژه دراویش، به جو سازی های صدا و سیمای جمهوری اسلامی علیه دراویش نیز اشاره کرده و نوشته است: “… برنامه های صدوبیست گانه ای در تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی (صدا و سیما) بطور هفتگی و منظم به نمایش در مِی آید که عنوان آن “آرماگدون” است. در این برنامه ها کلیه رشته های عرفانی نه فقط در ایران بلکه درجهان شیطان پرست خوانده می شوند. هدف از تولید و انتشار این فیلمهای فاجعه بار تلویزیونی چیزی جز شستشوی مغزی بسیجیها و آماده سازی آنها برای حمله و برچیدن مراکز تصوف و درویشی و ضرب و شتم و حبس و نقص عضو و خدای ناکرده به شهادت رساندن درویشان و پیروان طرایق تصوف و عرفان نیست.”


متن کامل این نامه به شرح زیر است:


جناب آقای دکتر احمد شهید


با سلام و تحیات


به دنبال انتشار گزارش مقطعی حضرت عالی درباره وخامت باورنکردنی نقض مستمر حقوق بشر، ایادی و عُمّال دستگاه جبار حاکم بر ایران با کمال اَسف بر فشارهای پیشین به اَضعافِ مضاعف افزودند تا مگر به این ترتیب به سرکار عالی و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و افکار عمومی مردم دنیا یک دهن کجی جدید بنمایند.
در این میان هربار که فشارهای ناقض حقوق بشر نسبت به شهروندان افزایش می یابد فشار بر دگراندیشان عقیدتی و فکری و تنوعهای قومی و دینی بطور مضاعفی تشدید می شود.
اکنون فریاد و فغان هموطنان اهل تسنن ایران از هرکوی و برزن به گوش میرسد چرا که درروز عید قربان ، این مسلمانان را از خواندن نماز به طور دستجمعی حتی درخانه های شخصی متعلق به خودشان در تهران و بسیار شهرستانهای دیگر منع کرده اند. در همین حال فشار نسبت به پیروان طرایق تصوف و عرفان نیز بسیار بالا گرفته است.
تحقیق و پژوهش در کتابهایی مانند “درکوی صوفیان” و “حسن بصری” که در هفت ساله اخیر بطور ناپخته ای انتشار یافته و در بسته های ده ها هزار عددی بطور رایگان در ایستگاه های مترو و اتوبوس تهران و در سطح خیابانهای تهران و شهرستانها توزیع میشود نشان میدهد که بهانهء ایرادگیری و مشکل تراشی دستگاه های سرکوبگر “امنیتی- قضایی” در ایران برعلیه پیروان طرایق درویشی و تصوف از آن رو است که گردانندگان سیستم ایدئولوژیک “ولایت مطلقه فقیه” حاکم بر ایران ، مکتب”تصوف” را شاخه ای از “مذهب تسنن” میشمارند و از آنجا که به طور علنی با” مذهب تسنن” سر ستیزه دارند، به طریق اولی با “تصوف” نیز اعلان جنگ داده و هرجا که به درویش وصوفئی میرسند تا او را از پا نیندازند یا از کار بیکار ننمایند یا خانه خراب نکنند دست بردار نیستند.
نمونه بیّن آن نیز همان ماجرای هجوم مسلحانه به شهرستان کوچک کوار و سرکوب گسترده درویشان در این شهر با استفاده از سلاحهای سرد و گرم و تیراندازی با اسلحه های جنگی برروی مردم بیدفاع بود که منجر به جراحت شدید شش نفر از درویشان و شهادت شهید درویش وحید بنانی در اثر شدت خونریزی در بیمارستانی در شیراز گردید. اما متاسفم که باید به اطلاع سرکار برسانم که این حملات خونبار پایان نیافته است. با این که حدود دوماه از فاجعه کوار میگذرد بسیجیها و طلبه های مهاجم و سازماندهی شده با هدایت اداره اطلاعات و سپاه پاسداران در محل همچنان به یورش به منازل دراویش ادامه داده و آنها را به عنف دستگیر و به زندانهای مخوف استان فارس یا تهران منتقل می کنند.
در همین حال مسئولان سایت خبری مجذوبان نور که عده ای روشنفکر فرهیخته و مسلمان مومن و از زمره نویسندگان و چهره های برجسته حقوقی و از وکلای مورد وثوق دادگستری بوده اند همزمان با فاجعه حمله به کوار در تهران و شیراز و سروستان دستگیر شده و بعد از گذشت دوماه غالبا از ملاقات با خانواده های خود هم معذور بلکه از صحبت کوتاه تلفنی از درون زندان هم ممنوعند. آقایان افشین کرمپور و حمیدرضامرادی سروستانی و صالح مرادی سروستانی وفرشید یداللهی و امید بهروزی و امیر اسلامی از این جمله اند. علاوه بر این از سه هفته قبل آقای صالح پازوکی را در حین خدمت سربازی دستگیر و زندانی کرده اند و خانواده ایشان را زیر فشار شدید قرار داده اند. پدر ایشان آقای دکتر شهرام پازوکی از اساتید صاحب نام فلسفه و عرفان در سطح بین المللی میباشند. با کمال تاسف تنها خطای محسوس این افراد گرانقدر که در حبس و زندان دستگاه سرکوب ولایت مطلقه فقیه قرار دارند چیزی جز اعتقاد به مکتب تصوف و درویشی نیست.
همچنان که در ملاقاتهای حضوری هم به عرض عالی رسانده بودم باز هم مجدداً یادآور میشوم که ملایی به اسم “مدنی گنابادی” در گفتگو با خبرگزاریهای زنجیره ای امنیتی – اطلاعاتی مانند “جوان آنلاین” و “جهان نیوز” و” فارس نیوز” و”رجا نیوز”به صراحت گفته بود که تکلیف نظام حاکم بر ایران با جماعت درویشان روشن است و “درویشها مثل موش خانگی هستند که باید با سم مهلک آنها را به هلاکت رساند”. اظهارنظر بسیار فاجعه باری که یادآور صحبتهای معمرقذافی دیکتاتور معدوم لیبی در مورد مردم ستمکشیده لیبی میباشد که آنها را مشتی موش میخواند که باید از میان برداشته شوند. از جانب دیگر مجددا یادآوری میکنم که ملاهایی که به اسم مراجع حکومتی از آنها نام برده میشود مانند آخوند حسینعلی نوری همدانی بطور کتبی فتوا در رد تصوف و پیروان مکتب تصوف و درویشی صادر کرده و از تصوف و عرفان به عنوان “فرقه ضاله” نام برده و ازدواج شیعیان را با پیروان مکتب تصوف حرام و شرکت در مجالس صوفیان را حتی برای شنیدن و استماع قرآن تحریم کرده اند. مدارکی که پیش از این حضوراً خدمتتان تقدیم شد. بازهم مجددا یادآوری میکنم که در تهران و در چهارچوب معاونت فرهنگی وزارت ارشاد به سرپرستی فردی به اسم محمدعلی رامین که از او به عنوان “طراح نفی هولوکاست” نام میبرند نمایشگاهی زیر عنوان “شیطان پرستی” ترتیب یافته بود که همه طرایق تصوف و عرفان مورد سیاهنمایی قرار گرفته بودند. علاوه براین با تجدید سازمان مراکز پژوهشی “مطالعات ادیان” در قم و نیز “انجمن پژوهش حکمت و فلسفه” در تهران و اخراج اساتید صاحبنام از این مرکز و انتصاب آخوندهای کم سن و سال و بیسواد مانند “عبدالحسین خسروپناه” این مراکز را کانون مغزشویی توده های بی اطلاع و متعصب بسیجی قرار داده اند و حتی با فرستادن ملاهای مُبّلغ که از این مراکز فارغ التحصیل میشوند به متروها در سطح تهران و به مساجد و حسینیه های شهرستانها ، بطور برنامه ریزی شده بر علیه طرایق طریقت و تصوف سخن پراکنی میکنند و همه تلاش خود را به کار میگیرند تا مردم و عابرین و مخاطبان را برعلیه پیروان تصوف و عرفان تحت مغزشویی قرار داده و تعصب آنهارا بر علیه صوفیان و اهل طریقت تحریک کنند و امنیت جانی و مالی و ناموسی آنها را در سطح کشور دستخوش آشوب نمایند. بازهم مجددا یادآوری میکنم که برنامه های صدوبیست گانه ای در تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی (صدا و سیما) بطور هفتگی و منظم به نمایش در مِیآید که عنوان آن “آرماگدون” است. در این برنامه ها کلیه رشته های عرفانی نه فقط در ایران بلکه درجهان شیطان پرست خوانده میشوند. هدف از تولید و انتشار این فیلمهای فاجعه بار تلویزیونی چیزی جز شستشوی مغزی بسیجیها و آماده سازی آنها برای حمله و برچیدن مراکز تصوف و درویشی و ضرب و شتم و حبس و نقص عضو و خدای ناکرده به شهادت رساندن درویشان و پیروان طرایق تصوف و عرفان نیست.
درپایان مجددا به عرض عالی میرسانم که جماعت بسیجیهای آموزش یافته و متعصب پس از آتش زدن حسینیه پیروان یکی از رشته های درویشی در شهر بروجرد، در تهران و سایر شهرستانها به راه پیمایی پرداخته و با بالابردن بنرها و پلاکاردهایی که روی آن نوشته شده ” صوفیه را شکستیم، صهیونیسم منتظر تو هستیم” خواهان تدارک کاروانهایی برای انجام عملیات انتحاری در سایر نقاط دنیا شده بودند.
از تطویل نامه معذورم. اگرچه به قول عارف بزرگ ایران شیخ شمس الدین حافظ شیرازی آنچه گفته شد “حرفی است از هزاران کاندر عبارت آمد”.


دکتر سیدمصطفی آزمایش
مسئول روابط بین المللی انجمن جهانی حقوق بشر


بروکسل – بلژیک