۱۳۸۸ دی ۲۳, چهارشنبه

ادامۀ واکنش ها به ترور استاد دانشگاه تهران

به قلم : فواد روستائی
تاریخ انتشار مقاله 13/01/2010 به روز شده 13/01/2010 12:32 TU
علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، در روز چهارشنبه آمریکا و اسرائیل را به دست داشتن در ترورمسعود علی محمدی - استاد دانشکدۀ فیزیک دانشگاه- تهران متهم کرد.
در روز سه شنبه، در پی وقوع این ترور که با انفجار یک بمب جاسازی شده در یک موتورسیکلت و از راه دور صورت گرفت، شماری دیگر از مقامات جمهوری اسلامی ایران نیز این ترور را به سرویس های اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا از جمله سازمان سیا نسبت داده بودند.
سازمان مجاهدین خلق ایران از دیگر متهمان این ترور در برخی از رسانه های جمهوری اسلامی بود. اتهامی که از سوی این سازمان رد شد.
رئیس مجلس شورای اسلامی در سخنان روز چهارشنبۀ خود با اشاره به بیانیه ای که در روز سه شنبه به نام انجمن پادشاهی ایران منتشر شده و در آن مسئولیت ترور به عهده گرفته شده بود، گفت: شاید سازمان سیای آمریکا و رژیم صهیونیستی تصور کرده اند که می توانند با این اطلاعیۀ بی سر وته رد گم کنند. لاریجانی افزود: تمسک عجولانۀ ایالات متحدۀ آمریکا واسرائیل، یا به گفتۀ او رژیم صهیونیستی، به چنین گروه بی هویتی به عنوان پوشش عملیاتی خود، افتضاح جدیدی برای آقای اوباماست.
علی لاریجانی در بخش دیگری از سخنان خود گفت از چند روز پیش اطلاعات روشنی به ما رسیده بود که سرویس های اطلاعاتی اسرائیل با همکاری سیا به دنبال عملیات تروریستی در تهران هستند.
سرانجام این که، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، ترور استاد دانشگاه تهران را نقطۀ سیاه دیگری در پروندۀ جنایات آمریکا نسبت به ملت ایران خواند و خطاب به آمریکا گفت: این جنایت در این پرونده ثبت خواهد شد و معلوم نیست این ماجرا جوئی پایان مناسبی برای آن کشور داشته باشد.
البته در روز سه شنبه، ساعاتی چند پس از وقوع این اقدام تروریستی، وزارت امورخارجۀ آمریکا و کاخ سفید واشنگتن هرگونه دست داشتن آمریکا در این ماجرا را قویاً تکذیب کردند.
مارک ترنر، یکی از سخنگویان وزارت امورخارجه، اتهامات وارده به این کشور در این مورد را اتهاماتی مضحک خواند و سخنگوی کاخ سفید نیز در واکنش به این اتهام به تکرار کلمه به کلمۀ سخنان سخنگوی وزارت امور خارجه بسنده کرد. در این میان خبرگزاری رویترز نیز از واشنگتن گزارش داد یک مسئول سرویس های اطلاعاتی آمریکا اطمینان داده است که سازمان سیا هیچ نقشی در این ماجرا نداشته است و هرگونه مطلبی که دال بر دست داشتن سیا در این ترور باشد اشتباه و نادرست است.
و اما در مورد شخصیت و گرایش های مسعود علی محمدی، استاد دانشکدۀ فیزیک دانشگاه تهران نیز پس از ترور او مطالب مختلفی تا کنون منتشر شده است.
براساس بیانیه ای که به وسیلۀ بسیجیان منتشر شد نام او در فهرست گروهی از مقامات ایرانی جای داشته است که در تحریم های اعمال شده علیه ایران در ارتباط با پروندۀ هسته ای ایران هدف گرفته شده اند. خبرگزاری فرانسه می نویسد در اطلاعیۀ بسیجیان در مورد این فهرست توضیح دقیقی داده نشده است.
در گزارش دیگری از این خبرگزاری پس از نقل سخنان امروز لاریجانی می خوانیم این استاد دانشگاه از جمله استادانی بوده است که در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه سال جاری از میر حسین موسوی پشتیبانی کرده اند.
سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی ایران نیز در بیانیه ای اعلام کرد شایعات مربوط به رابطۀ استخدامی ایشان با این سازمان را قویاً تکذیب می مند.


۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

یک کشته درانفجار بمب در تهران

تاریخ انتشار مقاله 12/01/2010 به روز شده 12/01/2010 14:18 TU
یک استاد دانشگاه که از وی به عنوان مسعود محمدی نام برده شده است در اثرانفجار بمبی در تهران کشته شد.
به گزارش "پرس تی.وی" (Press – TV)، شبکۀ تلویزیونی انگلیسی زبان متعلق به جمهوری اسلامی ایران، این انفجار در منطقۀ قیطریه و با استفاده از شیوۀ کنترل از راه دور به وقوع پیوسته است. بمب در یک موتورسیکلت کار گذاشته شده و انفجار در نزدیکی محل اقامت مسعود محمدی روی داده است.
خبر انفجار بمب و کشته شدن این استاد دانشگاه تهران را علاوه بر پرس تی.وی تلویزیون عرب زبان العالم نیز که به دولت ایران تعلق دارد پخش کرده است.
خبرگزاری رویترز در گزارشی که به این سوء قصد اختصاص داده است یادآوری می کند که انفجار بمب زمانی روی می دهد که فضائی متشنج و پرتنش بر ایران حاکم است. تنشی که در پی انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه و اعتراض مردم به نتایج آن آغاز شد.
رویترز از این تنش و بحران به عنوان بحرانی بی سابقه در تاریخ جمهوری اسلامی ایران نام می برد و یادآور می شود که تنها در تظاهرات روز عاشورا در تهران هشت نفر از معترضان از جمله خواهرزادۀ میر حسین موسوی،یکی از نامزدهای معترض به نتایج انتخابات، کشته شدند.
خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در گزارشی که به این انفجار اختصاص داده است از استاد دانشگاهی که در این انفجار جان باخته است به عنوان دکتر مسعود علی محمدی نام برده و اورا یکی از اساتید متعهد وانقلابی دانشکدۀ فیزیک دانشگاه تهران معرفی کرده است. به گزارش این خبرگزاری، موتور سیکلت حامل بمب در نزدیکی خودرو شخصی این استاد دانشگاه قرار داشته است.
ایرنا در بخش دیگری از گزارش خود یادآوری می کند که تا لحظۀ مخابرۀ خبر فرد یا گروهی مسئولیت این عملیات تروریستی را بر عهده نگرفته ومظنونی نیز در این ارتباط دستگیر نشده است.
شاعاتی پس انشار این خبر ، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به نقل از سخنگوی وزارت امور خارجه این کشور گزارش داد که ترور "ناجوانمردانه " دکتر مسعود علی محمدی دانشمند هسته ای ایران به دست "عوامل صهیونیستی و مزدوران آمریکا انجام گرفتته است.
رامین مهمانپرست افزوده است ، در تحقیقات اولیه علائمی از خباثت های مثلث رژیم صهیونیستی، آمریکا و عوامل اجیر شده آن در ایران در این رخداد تروریستی قابل رویت است.
در پاریس سازمان "مجاهدین خلق ایران" ضمن محکوم کردن ترور دانشمند اتمی ایران ، هر نوع دخالت این سازمان در این سوءقصد را تکذیب کرد. سخنگوی این سازمان ضمن تکذیب دخالت مجاهدین در این ترور تلویزیون دولتی ایران را به انتشار خبرهای نادرست متهم نمود. تلویزیون عربی "العالم" جمهوری اسلامی بامداد امروز ساعتی پس از کشته شده دانشمند هسته ای ایران، سازمان " مجاهدین خلق ایران " و "رژیم صهیونیستی " را مسئول ترور وی دانسته بود.


۱۳۸۸ دی ۲۰, یکشنبه

طرح های نظامی در قبال ایران همچنان معتبر است

تاریخ انتشار مقاله 10/01/2010 به روز شده 10/01/2010 16:30 TU
ژنرال پتراوس اعتقاد دارد که هنوز برای مذاکره با ایران دیر نشده، با این حال آمریکا همۀ حالات ممکن را پیش بینی کرده و طرح های خود را برای موقعیت های بحرانی آماده ساخته است.

ژنرال دیوید پتراوس، فرماندۀ نیروهای آمریکا در عراق و افغانستان،در مصاحبه ای با شبکۀ سی.ان.ان. می گوید: "کاملاً غیرمسئولانه است اگر فرماندهی ارتش آمریکا در منطقه، طرح ها و سناریوهای مختلفی را برای واکنش به موقعیت های گوناگون در نظر نگرفته باشد".
در پاسخ به پرسشی در بارۀ مراکز اتمی ایران و نحوۀ قرارگیری آنها از لحاظ دفاعی، پتراوس گفت: "بمباران این مراکز مطمئناً امکان پذیر است".
ژنرال پتراوس هیچ توضیح دقیقی در مورد طرح های نظامی آمریکا ارائه نکرد. وی همچنین ابراز امیدواری کرد که بحران اتمی ایران از راه های دیپلماتیک حل شود. از نظر او هنوز برای مذاکره و یافتن راه حل مسالمت آمیز وقت هست.

۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه

محاکمۀ پنج تظاهر کننده به اتهام "محاربه"

به قلم : فواد روستائی
تاریخ انتشار مقاله 07/01/2010 به روز شده 07/01/2010 15:17 TU
پروندۀ پنج نفر از دستگیر شدگان تظاهرات اعتراضی مردم در روز عاشورا برای محاکمۀ آنان به دادگاه انقلاب اسلامی تهران فرستاده شد.
روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب اسلامی تهران در روز پنجشنبه در اطلاعیه ای از تکمیل پروندۀ "متهمان آشوب های روز عاشورا" در پی اقرار صریح متهمان خبر داده است.
قرار است رسیدگی به اتهامات وارده به این عده به زودی با حضور متهمان و وکلای مدافع آنان آغاز شود.
ایرنا یادآوری می کند که عباس جعفری دولت آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران پیش از این اعلام کرده بود کار کسانی که در روز عاشورا به ارتکاب جرائمی از جمله آتش زدن اموال عمومی اقدام کرده اند از مصادیق محاربه محسوب می شود و قوۀ قضائیه بر اساس قانون با مجرمان برخورد خواهد کرد.
خبرگزاری فرانسه در گزارشی که به این خبر اختصاص داده است پس از نقل سخنان دادستان عمومی و انقلاب تهران یاد آوری می کند که کسی که به "محاربه" متهم یا محکوم شود براساس قوانین جاری در جمهوری اسلامی ایران با خطر مجازات اعدام روبرو خواهد بود.
این خبرگزاری در بخش دیگری از گزارش خود به این نکته پرداخته است که به گقتۀ پلیس ایران در پی تظاهرات مردم در روز عاشورا در حدود ٥٠٠ نفر دستگیر شده بودند و بیش از ٣٠٠ تن از آنان تا هفتۀ پیش همچنان در بازداشت به سر می بردند. دستگیری صدها تن دیگر در دیگر شهرهای ایران در روز عاشورا از نکات دیگری است که در گزارش خبرگزاری فرانسه به آن اشاره شده است.


۱۳۸۸ دی ۱۵, سه‌شنبه

بیش از این ای هموطن ول معطلی!

حاکمیت در سراشیب سقوط
چون مگس افتاده در تارعنکبوت
عنکبوتش کیست؟ رفتار خودش
دست و پا گیرش شده تار خودش
هارت و پورت اینهمه سردارها
میفزاید دم به دم بر تارها
توپ و تانک و ژ- سه و امثال آن
نیست پاسخگوی این نسل جوان
با سری پرشور و عزمی بی نظیر
دیکتاتور را میکشند اینها به زیر
دیکتاتور این بار شخص خاص نیست
یا فقط آن رهبر نسناس نیست
هرکه راحت میزند با نام دین
دیکتاتور او را بدان، او را ببین!
مومنان! گر میروید از راه راست
جای مذهب، جای دین، قلب شماست
مذهب خلق خدا از هر رقم
 هست بهر اهل معنی محترم
دین ولی در حاکمیت جاش نیست
هر نخود شایسته ی هر آش نیست!
جای مذهب نیست، بی هیچ اختلاف
در وزارت خارجه، پست - تلگراف!
کی برای صید، شیلات جنوب
گیرد از نهج البلاغه درس خوب؟
کی برای جاده سازی فی المثل
هست توضیحال مسائل راه حل؟
مذهب و دولت که با هم بوده اند
همدگر را بیخودی آلوده اند
هموطن هشیار شو، بیدار باش
میرحسین موسوی را یار باش
راه خود را خوب رفته موسوی
لیک راهش را تو بیخود میروی!
با شعار "یاحسین" و "میرحسین"
بار دیگر میروی پس، تا خمین!
او در آن محدودهی مانوور خویش
خوش درخشیدهست و نیکو رفته پیش
بیش از این از او توقع، نابجاست
راه او با ملت از اینجا جداست
میتوانی تعارفش کردن ولی
بیش از این ای هموطن ول معطلی!
گر به نام او بکوبی روی طبل
میرسی با او به آن سی سال قبل
ایده آل اوست آن ایام شوم
تا شود صدراعظم این مرز و بوم
او برای وصل کردن آمده
فرعها را اصل کردن آمده
نیت او هرچه سالم هرچه پاک
نیستش با ما وجوه اشتراک
گردگیری از سر و روی نظام
انقلاب اوست کلاً، والسلام!
ما ولی آن دوره را رد میکنیم
بر گذشته راه را سد میکنیم
سوی آینده نظر داریم و بس
پس نمی بندیم دل بر هیچکس
ما نمیخواهیم آن ایام را
آنهمه آدمکشیٰ، اعدام را
آن چپاولها که شد با نام دین
کی توان تکرار گردد بعد از این؟
ما نه دنبال حسینیم و حسن
طعمهی مذهب نخواهد شد وطن
پس شعار "مرگ و لعنت بر یزید"
ای جماعت بهر چه سر میدهید؟
در نبرد ما شعار دین چرا؟
عزم راسخ هست پس نفرین چرا؟
لفظ "لعنت" نیز باشد مذهبی
سهم فرهنگ امام است و نبی
لعنت و نفرین خرافاتست و بس
کس نشد بیچاره از نفرین کس
(گر که نفرین بود کاری، تاکنون
رفته بود "آقا" به زیر کامیون!)
با اراده گر رود ملت به پیش
جای لعنت میگذارد عزم خویش
کی پذیرد ملت ما خستگی
زین سولیداریتی و همبستگی
هموطن! بهر دمکراسی تلاش!
با سکولاریسم و لائیسیته باش!
حاکمیت در سراشیب سقوط
تا و طینات هادیا، به از سکوت
هادی خرسندی

۱۳۸۸ دی ۱۴, دوشنبه

بیانیۀ موسوی، مانیفست قدرت سایه برای جانشینی

به قلم : رضا تقی زاده
تاریخ انتشار مقاله 02/01/2010 به روز شده 4/01/2010 07:27 TU
سقوط دولت طالبان در کابل و صدام در بغداد، بدلیل فقدان وجود قدرت جانشین، به ایجاد ناگهانی خلاء قدرت در دو کشور افغانستان و عراق انجامید و در نتیجه امنیت غرب آسیا را با بحرانی جدی روبرو ساخت. بحران بالقوه ناشی از تغییر ناگهانی قدرت در تهران میتواند از حدود نگرانی های منطقه ای فرا تر رفته و به یک بحران جهانی مبدل شود. بیانیه پنج ماده ای موسوی، نه راهکار خروج از بحران جاری سیاسی، که در عمل، معرفی نامه قدرت سایه ای است که در ایران شکل گرفته و آماده میشود که خلاء ناشی از تغییر قدرت سیاسی در تهران را پر کند.
بی تردید هیچیک از مفاد پنج گانه بیانیه موسوی برای قدرت حاکم در ایران نه قابل پذیرفتن و نه قابل اجرا است. از نگاه جنبش موسوم به سبز نیز که نماینده و معرف خواسته های مردم ایران شده است، بدون تامین شرایط مندرج در بیانیه یاد شده، راهی برای دست یافتن به تعادل و وضعیت جامعه آزاد باقی نخواهد ماند.
پذیرفتن شرایط مندرج در بیانیه موسوی و اجرای خواسته های پنج گانه قید شده در آن، بی تردید ماهیت رژیم کنونی را در ایران تغییر خواهد داد. بدون تامین خواسته های مزبور نیز، جامعه به پا خواسته ایران تنها شاهد ادامه وضع مو جود خواهد بود.
بیانیه موسوی، با عبور از مسائل مربوط به انتخابات ماه خرداد، تصویر بزرگتر ایران فردا را هدف قرار داده است. سند یاد شده ، با برخوردی هشیارانه، واقعیت های عینی ایران امروز را، که شکل گرفتن دولت دهم بخشی از آن است، انکار نمیکند. در عین حال دولت را، همراه با بقیه شاخه های قدرت ، منجمله رهبری و بخش نظامی، در یک سبد قرار داده، و برآوردن مطالبات عمومی را فراتر از حدود مسئولیتهای دولت میبرد.
اگرچه در بخشی از بیانیه، مسئولیت پذیری دولت در برابر مجلس ( قوه مقننه ) توصیه شده است، و لی در نگاهی فراتر از دولت موجود و مجلس کنونی، آزادی انتخابات، آزادی مطبوعات، و مبارزه با فساد مورد تاکید قرار گرفته که در مجموع ابزار اولیه یک جامعه متعارفی و آزاد بشمار میروند.
بیانه موسوی، نه تنها از خواسته های مطرح شده در جریان انتخابات اخیر، که از انجام اصلاحات موضعی در درون نظام نیز عبور کرده است. تحقق پنج ماده مندرج در بیانیه یاد شده در عمل به معنی در خواست انتقال تدریجی قدرت از حکومت فعلی به مردم است، و نه اصلاح بعضی از امور، با ادامه حضور و سر کرد گی عوامل کنونی قدرت.
خواسته های پنج گانه مندرج در بیانیه موسوی، بخشی ساده از مانیفست قدرت سیاسی تازه شکل گرفته ای است که نوید میدهد با پشتیبانی مردم قادر خواهد بود از نا آر امی های ناشی از شکل گرفتن خلاء ناگهانی قدرت در ایران ، بعد از کنار رفتن نظام فعلی، پیش گیری بعمل آورد.
اگرچه پاره ای از واکنشها به مفاد اعلامیه یاد شده حاکی از احتمال انعطاف پذیرتر شدن خواسته های جنبش سبز با هدف عبور از بحران سیاسی کنونی است، و در نتیجه توصیه میکند که رهبری نظام سیاسی نیز با " گذشت و بخشندگی" امکان رسیدن به مصالحه را در جامعه فراهم سازد، نظیر آنچه محسن رضائی در نامه خود به رهبر جمهور ی اسلامی مطرح کرده، ولی، بیانیه موسوی عقب نشینی از خواسته های مربوط به انتخابات نیست، بلکه عبور از محدوده خواسته های یاد شده و طرح خواسته های مهمتری است.
به این ترتیب، بیانیه موسوی را نه عقب نشینی از خواسته های مرتبط با نتایج اعلام شده انتخابات ماه خرداد که تنها در چهار چوب یک اقدام هشیارانه برای عبور از آن باید تلقی کرد.
ایران با واقع شدن در یک منطقه استراتژیکی حساس، در صورت قرار گرفتن در شرایطی مشابه با آنچه که افغانستان در سال 2001 و عراق در سال 2003 تجربه کردند، میتواند بازار جهانی نفت، اقتصاد جهانی و امنیت منطقه را با بحران جدی روبرو سازد.
از این لحاظ پیش گیری از ایجاد خلاء قدرت در ایران پس از ساقط شدن قدرت حاکم کنونی، نه تنها یک نیاز داخلی که در ابعادی وسیعتر یک نگرانی عمده در منطقه بشمار میرود.
اپوزیسیون خارج از ایران نیز که طیف غیر منسجم و نا هماهنگ، از چپ تا راست افراطی را در بر گرفته، نه تنها نماینده کامل خواسته های مردم داخل ایران نبود و در نتیجه طی 30 سال گذشته از ایجاد ارتباط نزدیک با توده های داخلی مردم و تاثیر گذاری بر آنها باز مانده ، که در ایجاد هماهنگی و یک صدائی مابین ایرانیان مقیم خارج نیز توفیق قابلی بدست نیاورده بود.
رویداد های بعد از انتخابات، و شکل گرفتن جنبش سبز ابتدا ایرانیان مقیم خارج را به حمایت از مردم بر خاسته در درون کشور وا داشت و پس از آن زمینه هماهنگی بیشتر مابین گروهای سیاسی خارج از کشور را نیز فراهم ساخت. در حقیقت جنیش سبز بنوبه خود عامل ایجاد هماهنگی بیشتر مابین اپوزسیون خارج از کشور شد.
بیش از شش ماه پس از آغاز و پا گرفتن جنبش سبز که خواستار آزادی سیاسی و حکومت مردمی است، انتشار بیانیه پنج ماده ای، راهکار انتقال آرام قدرت را از حاکمیت کنونی به مردم ترسیم میکند.
اجرای توصیه های مندرج در مانیفست اخیر موسوی که از مرز خواسته های موضعی بسیار فراتر رفته است( منجمله اعتراض به نتایج انتخابات و یا شخصی ( طلب قرار گرفتن در منصب رییس جمهوری ) ، جامعه را در مسیر انتقال آرام و تدریجی قدرت قرار خواهد داد. در صورت خود داری ازپذیرش شرایط توصیه شده در بیانیه یاد شده، که امکان آن بسیار محتمل تر از رد کامل آن از سوی نظام و روی کردن حاکمیت به خشونت بیشتر است، بحران کنونی ادامه خواهد یافت و در چنین صورتی، شانس مردم برای رسیدن به پیروزی در میان مدت، بمراتب بیشتر از نظام حاکم خواهد بود. شکل گرفتن قدرت سایه که بیانیه موسوی اعلامیه موجودیت آن است، پرکردن خلاء قدرت ناشی از شکست حکومت را آسان تر خواهد ساخت و از این لحاظ نگرانی های داخلی و خارجی مرتبط با آن را کاهش خواهد داد


۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

پیشنهادات موسوی برای آشتی ملی

تاریخ انتشار مقاله 01/01/2010 به روز شده 01/01/2010 05:56 TU
میرحسین موسوی در نخستین بیانیه خود پس از ناآرامی های عاشورای 88 ضمن انتقاد شدید از برخوردهای خشونت آمیز نیروهای حکومتی با مردم راه حل های پنجگانه ای را برای خروج کشور از وضعیت بحرانی اش ارایه کرده است.
مسئولیت پذیری دولت در مقابل ملت و مجلس؛ تدوین قانون شفاف و اعتمادبرانگیز مطبوعات؛ آزادی زندانیان سیاسی و احیای حیثیت آنان؛ آزادی مطبوعات و رسانه ها و انتشار دوبارۀ روزنامه های توقیف شده و در آخر به رسمیت شناختن حقوق مردم برای برگزاری اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و اجرای اصل 27 قانون اساسی راه حل های میرحسین موسوی در آخرین بیانیه اش برای خارج کردن کشور از بحران موجود هستند.
در این پیشنهادات که به منظور بهبود اوضاع کشور ارایه شده، نامزد معترض دهمین انتخابات ریاست جمهوری اشاره ای به نخستین مطالبۀ معترضان یعنی ابطال انتخاب دهم ریاست جمهوری و برگزاری دوبارۀ انتخابات نکرده است.
میرحسین موسوی تأکید کرده است که " تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت."
او اظهارات تند برخی مقامات کشور را مبنی بر اعدام و قتل و زندانی کردن رهبران مخالفان چاره ساز ندانسته و افزوده است : نتایج هر نوع اقدام تروریستی مستقیما کانون قدرت را نشانه خواهد رفت و "گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت."
میرحسین موسوی اعتراضات مردمی در روزهای تاسوعا و عاشورا را خودجوش خوانده و از برخوردهای خشونت آمیز نیروهای حکومتی با مردم انتقاد کرده است. او گفته است : اعتراض های مردمی نشان دادند " که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند."
اگر چه میرحسین موسوی با هر نوع حرمت شکنی احتمالی در روز عاشورا مخالفت کرده، اما گفته است : "بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم."
او "خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی را فاجعه ای" دانسته "که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست."
به گفتۀ میرحسین موسوی اعتراض های گستردۀ مردم بارزترین نشانۀ بحران در کشور است و به اعتقاد او "تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد." میرحسین موسوی "عدم اذعان به بحران را توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه" دانسته و در مقابل پذیرفتن واقعیت بحران را زمینه ساز "آشتی ملی" توصیف کرده است.
او با اشاره به دستگیریهای بعد از عاشورا و "دیگر تمهیدات دولتی" نوشته است که "مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است."
نامزد معترض دهمین انتخابات ریاست جمهوری سپس به رهبران ایران هشدار داده : "گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟"
میرحسین موسوی در جای دیگری از بیانیه خود ضمن انتقاد از شیوع فساد در ارکان قدرت، آنهم به ویژه به دست نیروهای نظامی و امنیتی نوشته است : "ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است ."
میرحسین موسوی سپس از تشکیل یک دولت و نظام رئوف و مبتنی بر آرای مردم دفاع کرده "که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید، بلکه بصورت یک فرصت نگاه می کند."
او "سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین" و "قانون اساسی برآمده از آن" دانسته و مجدداً خطاب به رهبران جمهوری اسلامی تأکید کرده : "اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است."




۱۳۸۸ دی ۱۰, پنجشنبه

وزارت اطلاعات مردم را به خبرچینی علیه مخالفان فراخواند

تاریخ انتشار مقاله 31/12/2009 به روز شده 31/12/2009 13:54 TU
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران با انتشار بیانیه ای هشدارآمیز خطاب به رهبران اعتراض های جاری در ایران خواسته است تا به اصطلاح با آنان اتمام حجت کند. در این بیانیه، وزارت اطلاعات ضمن نسبت دادن اعتراض های جاری کشور به گروه های غیرمذهبی مخالف جمهوری اسلامی تأکید کرده است که اطلاعات موثقی از ارتباط برخی از معترضان که از آنان تحت عنوان "فتنه گران" یاد کرده با "بیگانگان" و گروه های مخالف حکومت اسلامی در دست دارد که به زودی منتشر خواهد کرد.

وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در جای دیگری از بیانیه خود تأکید نموده که رویدادهایی همانند "انقلاب های مخملی" که قصدی جز براندازی جمهوری اسلامی ایران ندارند در این کشور متحقق نخواهند شد.
وزارت اطلاعات اضافه کرده است که تاکنون صرفاً برای تمیز صفوف و تشخیص عوامل اصلی ناآرامی ها در برخورد با معرتضان باصطلاح با مدارا رفتار کرده، ولی از آنجا که ناآرامی ها اکنون می رود اصل ولایت فقیه را بیش از پیش نشانه بروند دیگر از این پس سیاست مدارا را در قبال مخالفان دنبال نخواهد کرد.
وزارت اطلاعات در پایان بیانیه اش از مردم خواسته است که اطلاعات و مستندات خود را اعم از فیلم و عکس در مورد مخالفان به ستاد خبری این وزارتخانه ارایه کنند.


۱۳۸۸ دی ۸, سه‌شنبه

فصل الخطاب: فرد یا فرایند

تاریخ انتشار مقاله 29/12/2009 به روز شده 29/12/2009 13:43 TU
یکی از ویژگی‌های نظام ولایت فقیه که مقامات این نظام در بحران‌های سیاسی مدام به آن اشاره می کنند فصل الخطاب بودن شخص ولی فقیه است. در نظامی که اراده‌ی یک فرد یا گروه حاکم باشد، اطاعت از فرامين ولايت فقيه تنها راهکار برون‌رفت از بحران‌ها معرفی می شود. (محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور، ايلنا، 1 مهر 1388) در این رژیم "ولایت فقیه همان حبل الله" (نوری همدانی، کیهان، 2 آذر 1388) یا ریسمان الهی برای وحدت امت اسلامی است و بدون آن "همه چیز به هم می ریزد" (امامی کاشانی، تابناک، 28 آذر 1388). اما رژیم ولایت فقیه در دریایی از بحران‌ها زندگی می کند و با ایستادن در یک طرف منازعه و اصرار بر حذف طرف های دیگر اصولا خود مولد بحران است.
اصرار بر این دیدگاه موجب تشدید بحران، تداوم خشونت و خارج شدن رشته‌ی کنترل سیاسی از دست حکومت می شود تا آنجا که یک رژیم مدعی شیعی گری در روز عاشورا دست به تیر اندازی مستقیم به شوی مردم می برد. چگونه استبداد گرایان اصل مشکل را به عنوان چاره مطرح می کنند؟
استبداد به منزله‌ی ستون خیمه‌ی کشور فصل الخطاب بودن ولی فقیه در بحران‌ها در نظام استبدادی دینی تا آنجا اهمیت دارد که زندانیان سیاسی در اعترافاتشان باید بر این موضوع تاکید کنند که باید همه گوش به فرمان رهبری باشند و رهنمودهای وی را آویزه‌ی گوش قرار دهند تا همه‌ی امور کشور سر راست شود. مقامات حکومتی نیز هر جا از حیث استدلال کم بیاورند تلاش می کنند طرف مقابل خود را که مدعی باور به قانون اساسی است با فصل الخطاب بودن رهبری قانع سازند. در نظام ولایت فقیه، سیاست‌ها و فرایندها و نهادها که می توانند بستری برای حل منازعات فراهم اورند در برابر قدرت مطلقه‌ی ولی فقیه جهت سامان دادن به امور رنگ می بازند و اطاعت از یک نفر تنها روش پایان اختلافات معرفی می شود. در منظر اقتدارگرایان دینی "ولایت فقیه در نظام جمهوری اسلامی، شمع جمع ملت، ‌ستون خیمه انقلاب اسلامی و روحیه بخش نهضت‌های اسلامی و ملت‌های مسلمان است." (بیانیه‌ی جامعه‌ی روحانیت مبارز تهران، 16 شهریور 1388)
چرا فصل الخطاب
تاکید بر فصل‌الخطاب بودن رهبر مبتنی است بر لحاظ پنج مقدمه که معمولا بدان‌ها تصریح نمی شود یا واقعیت آنها نادیده گرفته می شود:
1. منازعه‌ی سیاسی بر پایه‌ی تضاد منافع و نگرش‌ها واقعیت بیرونی دارند؛ در ابتدای عمر جمهوری اسلامی بر آموزه‌ی وحدت و اجماع تحت نظر رهبری تاکید می شد اما وقتی اصل وحدت همه‌ی گروه‌ها به فراموشی سپرده شد برای تحکیم استبداد و تفوق کسانی که به رهبری و مرکز قدرت نزدیک هستند آموزه‌ی فصل الخطاب بودن رهبری به میان آورده شد تا مخالفان به سکوت وادار شوند؛
2. نخبگان سیاسی تابع محض رهبری نیستند و همواره بسیاری از آنها با روال‌های جاری با تردید یا انتقاد برخورد می کنند؛ بحث خواص که بسیار مورد توجه ولی فقیه بوده و وی مرتبا برخی ار آنها را مردود اعلام می کند در واقع عدم تبعیت نخبگان سیاسی از وی را مورد اشاره قرار می دهد؛
3. سازوکارهای حل اختلاف میان نخبگان سیاسی وجود ندارند، یا بی اعتبار شده‌اند، یا موثر و کارا نیستند، یا بدان‌ها اعتقادی وجود ندارد. به دلیل فقدان همین سازوکارهاست که رژیم مذهبی در روز عاشورا به ترور و تیر اندازی به مردم معترض دست می زند، کاری که در رژیم پهلوی سابقه ای ندارد؛
4. رهبری در همه‌ی موضوعات دخالت می کند و این اصولا مشی سیاسی اوست؛ و
5. تنها یک فرد آن هم با اتکا به قوه‌ی قهریه و با تهدید و سرکوب می تواند منازعات را به انجام برساند: "در قضايای اخير انتخابات رياست جمهوری اگر مديريت مقام معظم رهبری نبود کار به جنگ‌های داخلی و خيابانی کشيده می‌شد،" (حسن رحیم پور ازغدی، فارس 13 شهریور، 1388) این فرد باید فصل‌الخطاب قرار گیرد و برای فصل الخطاب شدن وی هر کاری مجاز است از جمله اِعمال شکنجه و تجاوز و کشتار معترضان، دستگیری و نگاهداری روزنامه نگاران در سلول‌های انفرادی برای مدت های طولانی، و عدم واهمه‌ی رژیم از اینکه در تصور مردم با دستگاه یزید با کشتار در روز عاشورا همانند سازی شود.

تاکید بر فصل الخطاب بودن رهبری در واقع پذیرش اختلاف و آوردن فشار برای ساکت کردن منتقدان است. اما وقتی این سخن مرتبا تکرار شد و اعتراضات برای ماه ها ادامه یافت این بدین معنی است که رهبری عملا فصل الخطاب نیست. انتظار فصل الخطابی وی از سوی وفاداران به استبداد در واقع ریشه در مشی مدیریت خُود کشور و اتکای ولی فقیه بر قوای قهریه دارد. بدین لحاظ تاکید مکرر اقتدارگرایان بر فصل الخطابی رهبری مساوی است با استیصال اقتدارگرایان در خاتمه بخشیدن به منازعات.
انسداد سیاسی
ظام‌های استبدادی همه‌ی نهادها و سازوکارهای حل منازعه را نابود و انسداد سیاسی ایجاد می کنند تا همه‌ی راه‌ها به حاکم مطلق ختم شود و به مردم گفته شود،"راه بزرگ شکستن بن بست های قانونی در نظام جمهوری اسلامی متوسل شدن به ولایت فقیه و حکم ولایی اوست." (احمد جنتی، سایت بی بی سی، 25 تیر 1388) آنچه در اینجا مغفول می ماند آنست که ولایت فقیه و استبداد دینی خود منشا بسیاری از این بن بست‌های قانونی است. در این استدلال با توجه به سست شدن مبانی مشروعیت ولایت فقیه به اقتدار نظامی آن استدلال می شود در حالی که اقتدار آن حتی کمتر از مشروعیتش در جامعه‌ای استبداد زده است.
فرصت طلبی سیاسی از مشکلات جدی این نظام سیاسی است. نیروهایی که منتخب مردم نیستند باید زیر چتر حاکم مستبد قرار گیرند و با اعلام این که "بايد ولایت را فصل الخطاب بدانيم تا به نظام آسيبي نرسد" موقعیتی برای خود در نظام سیاسی دست و پا کنند. (محمد باقر قالیباف، سایت الف، 20 تیر 1388؛ سایت تابناک نیز همین موضع را تبلیغ می کند) همه نیروهایی که پایگاه مردمی ندارند با ورود به قوای قهریه زیر چتر این آموزه قرار می گیرند که همه‌ی راه‌ها و تصمیم گیری‌ها باید به رهبری ختم شود تا با قرار گرفتن در کنار رهبری به سلطه‌ی خویش تداوم بخشند.
فرایندهای حل منازعه یکی از تفاوت‌های بنیادین نظام‌های استبدادی و غیر استبدادی آن است که در نظام دمکراتیک تلاش می شود با به رسمیت شناختن منازعات، و در نظر گرفتن فرایند‌ها و نهادهای دمکراتیک حل منازعات بدون اتکای به افراد، به اختلافات با رضایت و توافق و مصالحه نسبی میان طرف‌ها خاتمه داده شود و قرار نیست هیچ طرفی حذف شده یا نادیده گرفته شود. اما در نظام‌های استبدادی این منازعات نادیده گرفته می شوند (به عنوان مثال، با نسبت دادن مطالبات و اعتراضات به قدرت‌های بیگانه یا شیطانی معرفی کردن مطالبات) و مدعیان باید حذف شوند. اگر منازعات دیگر قابل انکار نباشند "رهبر معظم" که خود منشا بسیاری از منازعات است به عنوان فصل الخطاب معرفی میشود.
وضعیت انقلابی
درجوامعی که در برابر این فرایندها مانعی ایجاد نمی شود .جاری شدن آنها تسهیل می گردد جامعه به وضعیت بحرانی یا انقلابی و افراد به مرز دست یازیدن به خشونت نزدیک نمی شوند. یکی از رموز ثبات نظام‌های دمکراتیک وجود این فرایندهای حل منازعه است. این فرایندها بدون وجود تشکل‌های صنفی و مدنی، احزاب سیاسی، آزادی بیان و رسانه ها به راحتی به جریان نمی افتند. نظام‌های استبدادی نخست لوازم به جریان افتادن این فرایند را از میان می برند و بعد برای حل بحران، موضوع را به منشا ایجاد بحران که استبداد است ارجاع می دهند. پافشاری بر نادیده گرفتن فرایندهای حل منازعات و عدم تلاش برای مصالحه و توافق توسط طرفی که قدرت قاهره را در دست دارد شرایط را به بن بست سیاسی، مثل آن چه امروز پس از کشتار عاشورای 1431 با آن در ایران مواجه هستیم می کشاند.




۱۳۸۸ دی ۶, یکشنبه

نافرمانی نیروی انتظامی از فرماندهان

به قلم : ناصر اعتمادی
تاریخ انتشار مقاله 27/12/2009 به روز شده 27/12/2009 13:37 TU
در حالی که مخالفان و شاهدان عینی شمار کشته شدگان را دست کم چهار نفر و نیز تعداد زخمی شدگان و دستگیرشدگان را بسیار بالا اعلام کرده اند، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی منکر کشته شدن تظاهرکنندگان عاشورای تهران شد.
در این حال، خبرگزاری فرانسه به نقل از شاهدان عینی در مرکز تهران نوشته است که برخی از نفرات نیروی انتظامی برغم فشار و دستور فرماندهانشان از آتش گشودن به روی تظاهرکنندگان خودداری می کردند و یا در نتیجۀ افزایش فشارها صرفاً به تیراندازی هوایی مبادرت می ورزیدند.
خبرگزاری فرانسه در گزارش خود تصریح کرده است که دهها هزار تظاهرکننده به طور همزمان در نقاطی از خیابان انقلاب تهران حضور یافتند و با این اقدام خود پلیس و نیروی انتظامی را غافلگیر نمودند. گزارش های عینی حاکی از آن است که در برخی جاها مردم معترض پلیس ضدشورش را نیز محاصره و خلع سلاح کردند. ناتوانی پلیس و نیروی انتظامی در مهار مردم عاصی باعث شد که هزاران نیروی لباس شخصی به کمک آنان بشتابند. با این حال، نه پلیس ضدشوروش و نه نیروهای لباس شخصی نتوانستند مردم معترض را پراکنده و ابتکار عمل را از آنان بگیرند.
گزارش های دریافتی حاکی است که ناآرامی ها تا شب نیز ادامه خواهد یافت و تظاهرکنندگان به یکدیگر وعدۀ ملاقات در میدان محسنی را می داده اند.

سال ٢٠١٠، سال سرنوشت ساز برای جمهوری اسلامی

تاریخ انتشار مقاله 27/12/2009 به روز شده 27/12/2009 11:28 TU
صحنه ای از درگیری مردم با نیروهای نظامی در عاشورای تهران
سال ٢٠١٠، سالی پر خطر برای جمهوری اسلامی است که در نتیجۀ بحران بی سابقۀ برآمده از دهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی انشقاقی رفع ناشدنی درونش را فراگرفته است.
تظاهرات فزاینده ای که در اعتراض به نتیجۀ رسمی دهمین انتخابات ریاست جمهوری کشور را دربرگرفته جمهوری اسلامی ایران را در بدترین و بی سابقه ترین بحران سیاسی خود فروبرده که ناظران از آن بعنوان بحران حقانیت سیاسی یاد می کنند.

با عمیقتر و پردامنه تر شدن این بحران سویه حملات مخالفان دیگر نه رئیس جمهوری احمدی نژاد که خود رهبر جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای را آماج گرفته که به پشتیبانی اش از محمود احمدی نژاد ادامه می دهد : کسی که از نظر مردم معترض با تقلبی گسترده بر دهمین کرسی ریاست جمهوری تکیه زده است.
شش ماه پس از شروع تظاهرات اعتراضی در ایران، شعار مخالفان از "رأی من را پس بده"، به "مرگ بر دیکتاتور" تحول یافته که اشاره غیرمستقیم به عالیترین رهبران جمهوری اسلامی، از محمود احمدی نژاد تا شخص آیبت الله خامنه ای، تلقی می شود.
مخالفان هر نوع ابتکار عمل را از رژیم اسلامی سلب کرده اند تا آنجا که حتا کلیه تظاهرات رسمی دولت را به فرصت ابراز مخالفت علیه وضع موجود تبدیل می کنند.
شکنجه های گسترده هزاران شهروند مخالف و تجاوز به آنان در زندان ها، حُکم یک آسیب روانی غیرقابل جبران برای ایرانیان را داشته و امکان آشتی و مصالحه میان مخالفان و حکومت را بیش از هر زمان به تحلیل برده است.
در مقابله با اعتراض ها، تنها راه حل رژیم اسلامی علاوه بر تشدید سرکوب، جلوگیری از گردش آزادانۀ اطلاعات بوده است : حکومت اسلامی به هر مناسبت و بهانه از شبکۀ اینترنت تا شبکه تلفن همراه کشور را قطع می کند و حملات الکترونیکی گسترده ای را علیه سایت های اینترنتی مخالفان به اجرا می گذارد.
بحران سیاسی جمهوری اسلامی را اوضاع وخیم اقتصادی کشور نیز دوچندان کرده است. بیش از چهار سال سیاست های اقتصادی محمود احمدی نژاد و فشارها و تحریم های بین المللی کشور را از زاویه اقتصادی به لبه پرتگاه سوق داده اند.
نیمی از واحدهای تولیدی کشور تعطیل و ورشکسته شده اند و ٨٧٪ بیکاران کشور را جوانان بین ١٦ تا ٣٠ سال تشکیل می دهند. بیکاری و فقر جوانان و سرخوردگی ها و ناکامی های سیاسی و اجتماعی آنان، این جمعیت جوان را به بمبی ساعتی تبدیل کرده است.
سال ٢٠١٠ همچنین به دلیل تشدید تحریم ها برای جمهوری اسلامی سال پرخطری خواهد بود.
کاخ ریاست جمهوری آمریکا چند روز پیش اعلام کرد که ٣١ دسامبر ٢٠٠٩ حقیقتاً پایان مهلت جمهوری اسلامی در حل بحران اتمی اش بوده است. غرب بیش از هر زمان متقاعد شده که نظام اسلامی ایران حاضر به چشم پوشی از برنامۀ اتمی خود نیست و در نتیجه راهی جز تشدید مقابله با آن ابتدا از طریق افزایش تحریم ها وجود ندارد.




۱۳۸۸ دی ۲, چهارشنبه

آغاز روند حذف موسوی از نهادهای رسمی

تاریخ انتشار مقاله 23/12/2009 به روز شده 23/12/2009 06:36 TU
میر حسین موسوی با رای اعضاء شورای عالی انقلاب فرهنگی از ریاست فرهنگستان هنر برکنار شد و علی معلم دامغانی، شاعر طرفدار حکومت، جای وی را اشغال کرد. ریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی به عهدۀ رییس جمهور است.
به گزارش خبرگزاری فارس، محمد محمدیان، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: "اعضاء شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسۀ سه شنبه شب، میرحسین موسوی را از ریاست فرهنگستان هنر بركنار و علی معلم دامغانی را جایگزین وی كردند."
علی معلم از شاعران مداح حکومت است. شورای عالی انقلاب فرهنگی حدود دو هفته قبل وی را به عضویت پیوستۀ فرهنگستان هنر درآورده بود.
فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی در سال ١٣٧٨ ایجاد شد و ریاست آن از ابتدا برعهدۀ میر حسین موسوی بود. این مؤسسه از نظر حقوقی و مالی به نهاد ریاست جمهوری وابسته است.
وظیفۀ این فرهنگستان حفظ و اشاعۀ هنرهای ملی و اسلامی، و مبارزه با تهاجم فرهنگی ذکر شده است.
بنا بر مصوبات اخیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، رئیس فرهنگستان از میان اعضاء آن، به پیشنهاد رئیس جمهور و با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، برای یک دورۀ چهارساله انتخاب می شوند.
گفته می شود که میرحسین موسوی، حتی پس از وقایع انتخابات ریاست جمهوری، به طور منظم بر سر کار خود در فرهنگستان حاضر می شد.
سایت کلمه، متعلق به طرفداران موسوی، در این باره می نویسد: "محمود احمدی نژاد گرچه درادامه سفرهای استانی اش درشیراز بود، اما برای جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی به تهران برگشت و پس از اتمام جلسه مجدداً به شیراز رفت. نتیجه این جلسه برکناری میرحسین موسوی، معمار فرهنگستان هنر بود".
این سایت نحوۀ برکناری موسوی را از رفتارهای "خارج از عرف و قانون مسوولان دولت حاضر" توصیف می کند و در ادامه می نویسد: "حضور میرحسین موسوی در فرهنگستان هنر انقدر برای برخی غیر قابل تحمل شده بود که اساسنامه فرهنگستان ها برای برکناری معمار فرهنگستان تغییر کرد".
و سایت پارلمان‌نيوز، متعلق به نمایندگان اصلاح طلب، چنین می نویسد: "محمود احمدی نژاد که در ماه‌های اخير بيش از همه از بحران محبوبيت و مقبوليت در ميان بخش قابل توجهی از جامعه رنج برد، امشب خود را از شيراز به تهران رساند تا برای ساعتی، بعد از ماه‌ها، احساس پيروزی بر محبوب و عزيز ملت ايران، نخست‌وزير امام راحل، مهندس ميرحسين موسوی را تجربه کند"...
میرحسین موسوی همچنان یکی از اعضاء مجمع تشخیص مصلحت نظام است. معلوم نیست که وی در ماه های اخیر در نشست های این مجمع شرکت داشته است یا خیر.
در جلسۀ سه شنبه شب شورای عالی انقلاب فرهنگی، آقایان جهانگیر الماسی، هنرپیشه، مصطفی رحماندوست، شاعر و مهدی کلهر، مشاور رئیس جمهوری نیز به عنوان اعضاء جدید فرهنگستان انتخاب شدند.






۱۳۸۸ آذر ۲۹, یکشنبه

جمهوری ایرانی" متعلق به مصدق است

به قلم : ناصر اعتمادی
تاریخ انتشار مقاله 20/12/2009 به روز شده 20/12/2009 11:52 TU
آیت الله عبدالله جوادی آملی در دیدار با فرمانده انتظامی استان قم و دیگر مسئولان انتظامی این استان، ضمن انتقاد از شعار "جمهوری ایرانی" و نسبت دادن تلویحی آن به حکومت دکتر محمد مصدق، گفت : "اگر قرار بود جمهوری ایرانی این مملکت را به استقلال برساند زمان مصدق رسانده بود."
آیت الله جوادی آملی در ادامه افزوده است : "تنها چیزی که ایران را سربلند و پیروز کرد اسلام و حسین بن علی است، قبالۀ این مملکت حسین بن علی است."
او سپس مدعی شده که سربازان ایرانی هم در جریان جنگ هشت ساله با عراق "با یا حسین و کربلا کربلا، از این مملکت دفاع کردند نه با ایران، ایران".
در پایان آیت الله جوادی آملی از همه خواسته است که در روزهای محرم تنها به عزاداری بسنده کنند و به گفتۀ وی "فضای عزاداری را سیاسی نکنند."
"استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" از جمله شعارهای مهم مردم معترض به نتیجۀ رسمی دهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی است که در جریان تظاهرات خیابانی ماه های اخیر در سراسر کشور سر داده شد. این شعار اما، واکنش و نگرانی عالیترین رهبران قدرت اسلامی ایران را که با بحران سیاسی بی سابقه ای روبرو شده برانگیخته است.
رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز اخیراً با اشاره به همین شعار گفت حذف صفت اسلامی از واژه جمهوری و جایگزین کردن آن توسط لفظی که اولویت را به ملیّت و ایرانیّت می دهد هدفی جز الغای نظامی اسلامی ایران دنبال نمی کند


۱۳۸۸ آذر ۲۶, پنجشنبه

هاشمی رفسنجانی: مسائل با ارعاب و فضا سازی حل نمی شود

تاریخ انتشار مقاله 17/12/2009 به روز شده 17/12/2009 08:14 TU
در تداوم حملات لفظی میان شخصیت های برجستۀ جناح های مختلف حکومت در تهران، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان، در نشستی با جمعی از روحانیون و وعاظ در اشاره به سخنان آیت الله یزدی گفت تداوم انقلاب در گرو حمایت مردم و حفظ رابطۀ مناسب آن ها با حکومت اسلامی است. او افزود باید طوری با مردم رفتار شود که آن ها احساس کنند نظام به دنبال احقاق حق آن ها و حفظ کرامتشان است.
وی توصیه کرد که مسئولان در اجرای فصول مربوط به حقوق مردم در قانون اساسی تلاش کنند. او گفت " وضعیت امروز دنیا با گذشته تفاوت کرده است. نسل امروز با اتکاء به از بین رفتن انحصار های رسانه ای آگاه و مطلع است و در آینده نیز مطلع تر خواهد بود و ما نیز باید تلاش کنیم متناسب با زمان مسائل را برای آن ها تبیین کنیم".
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تلاش برای حذف فیزیکی و شخصیتی مخالفان را از جمله عملکرد های مجاهدین خلق در ابتدای انقلاب توصیف کرد وتلویحاً مخالفت های کنونی علیه خویش را از همان گونه شیوه ها دانست. او گفت حفظ اصل ولایت فقیه و جایگاه رهبری از ضروریات است " و با شناختی که از رهبری دارم با تدبیر ایشان به شرط همکاری دیگران مشکلات سیاسی و اقتصادی قابل حل است. و باید فعالان عرصۀ سیاسی بدور از هرگونه تند روی ایشان را در این مسیر یاری دهند". او به همگان توصیه کرد که" قدر انقلاب اسلامی را بدانند و نگذارند با تنگ نظری و کوته بینی این فرصت تاریخی زایل شود". او حرکت در کنار مردم را "عامل پایداری نظام دانست.
او در جای دیگری از سخنانش گفت "اگر برخی فکر کنند که با ارعاب و فضا سازی می توانند مشکلات را حل کنند اشتباه می کنند و اگر هم به صورت ظاهر آن را حل کنند پس از گذشت زمان کوتاهی آن موضوع وسیعتر از گذشته مطرح خواهد شد".
هاشمی رفسنجانی در پایان سخنانش در بارۀ مناسباتش با آیت الله یزدی گفت که "سالهاست که پاسخ من به ایشان درخواست شفا برای ایشان است. متأسفانه ایشان بر اثر مشکلات جسمی گاهی دچار عصبانیت می شود و عجولانه اظهار نظر می کند".


۱۳۸۸ آذر ۲۴, سه‌شنبه

کمپین "مردان باحجاب" ، اعتراض به تحقیر و ارعاب

به قلم : لیدا پرچمی
تاریخ انتشار مقاله 12/12/2009 به روز شده 15/12/2009 17:10 TU
در روز 16 آذر مجید توکلی از فعالین پیگیر دانشجوئی، پس از سخنرانی در بین دانشجویان، با خشونت بسیار توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. بدنبال آن رسانه های دولتی و نزدیک به دولت برای تحقیر وی اقدام به انتشار عکسی از او با روسری زنانه کردند.بلافاصله پس از اینکار درحرکتی که هنوز هم ادامه دارد، صفحات اینترنت پر از عکس مردانی شد که برای همبستگی با مجید توکلی روسری بر سر گذاشته اند.
خانم منصوره شجاعی از فعالین جنبش زنان و از اعضای "کمپین یک میلیون امضاء" در بررسی حرکتی که "کمپین مردان با حجاب" نام گرفته است به وجود سه نگرش براین حرکت اشاره دارد: نخستین دید، نگاهی مدنی است که این حرکت را در وجه اعتراضی آن ارزیابی می کند. دومین نگاه از منظر سیاسی است و سومین نگاه برخوردی برابری طلبانه را در این حرکت می جوید. وی که در جنبش زنان فعالیت دارد، از منظری برابری طلبانه به بررسی این پدیده می پردازد و می گوید، اگرچه هدف جریانی که توکلی را با روسری نشان داده است، جدا از صحت و سقم آن، مقصودش تحقیر زنانگی است، اما مردان جسوری که با حجاب عکس گرفته اند بی تردید، مخالف تحقیر، اجبار، سرکوب و در واقع دارای یک نگاه برابری خواهانه بوده اند. آنها تفاوت های جنسی را نه تحقیر آمیز و نه تمسخر آمیز دیده اند.
به نظرمنصوره شجاعی این حرکت، اجباری بودن هرچیز و تحقیر شدن یک جنس را نقض حقوق فردی می داند و یک رویکرد اعتراضی را نشان می دهد که به تحقیر شدگی در جامعۀ امروز وجود دارد. او تأکید می کند که این، یعنی حیات جنبش اجتماعی، یعنی اینکه جنبش اجتماعی و بطور مشخص جنبش زنان وجود دارد، شکل گرفته، نبضش می زند و شاخکهایش به حرکت هائی که مشخصاً جنسیت را نشانه می گیرد، حساس است.

دردنبالۀ بسیج "مردان با حجاب"، "کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی" در پاریس نیز روز یکشنبه در میدان تروکادرو، میدان حقوق بشر در پاریس از مردان دعوت کرد تا با پوشش زنانه در این محل حضور یابند و با گرفتن عکس دسته جمعی، با اعتراض سراسری به دستگیری مجید توکلی همگام شوند.
بهمن امینی ازفعالین این کمیته، می گوید، به این دلیل در این حرکت شرکت کرده است که همبستگی خود را با فعال دانشجوئی دستگیر شده ابراز کند، و به عوامل حکومتی نشان بدهد که در مقابل هر ترفند آنان عکس العملی خواهد بود که آن را خنثی می کند.
بهمن امینی از گذاشتن روسری بر سر ابائی ندارد زیرا معتقد است که به تفکر امروزی برابری زن و مرد اعتقاد دارد. اوبا تأکید بر اصل آزادی پوشش برای همه و احترام به انتخاب خود زنان می افزاید، کسی که باید شرم داشته باشد، آن کسی است که به اجبار حجاب را به مادران و خواهران ما تحمیل می کند و نه او، که برای ابراز همبستگی با زندانیان آن را بر سر می گذارد.


۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه

آیت الله خامنه ای : "انتخابات تمام شد، کنار بکشید."

به قلم : لادن فیروزبخت
تاریخ انتشار مقاله 14/12/2009 به روز شده 15/12/2009 15:03 TU
آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، روز یک شنبه در آستانه ماه محرم و در دیدار با طلاب حوزه های علمیه و جمعی از ائمه جماعات، ضمن اشاره به رخدادهای پس از انتخابات، پاره کردن عکس آیت الله خمینی را نتیجه "خطای" نامردان معترض انتخابات ریاست جمهوری دانست.
آیت الله خامنه ای، روز یکشنبه، در دیدار با جمعی از طلاب حوزه های علمیه و ائمه جماعات مساجد تهران، با اشاره به وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری متذکر شد که پس از انتخابات، عده ای "قانون شکنی" و ایجاد "اغتشاش کردند و زمینه ای را به وجود آوردند که " دشمن مایوس و ناامید جان بگیرد".
آیت الله خامنه ای ضمن اشاره به اهانت به آیت الله خمینی گفت:" این اهانت بزرگ، نتیجه قانون شکنی ها و دل خوش کردن به تشویق های رسانه های بیگانه بود". "پایبندی به قانون اقتضا می کند که انسان این رئیس جمهوری را که انتخاب شده است و لو قبول نداشته باشد، در مقابل قانون خضوع کند".
رهبر جمهوری اسلامی ضمن هشدار به تظاهرکنندگان، خطاب به سران اصلاح طلبان گفت:"انتخابات تمام شد، کنار بکشید".
آیت الله خامنه ای خطاب به رهبران جنبش سبز گفت: :«می‌بینید که دشمنان انقلاب چطور براق شده‌اند، آماده شده‌اند، صف کشیدند، خوشحالند، می‌خندند، اینها را که می‌بینید به خود بیایید، متوجه باشید، شما برادران سابق ما هستید، کسانی هستید که زمانی به خاطر امام مورد اهانت هم قرار می‌گرفتید.»
رهبر جمهوری اسلامی در ادامه اظهارات روز یک شنبه خود در جمع طلاب حوزه های علمیه بدون نام بردن مستقیم از هیچ فردی از رهبران جنبش سبز خواست که "به خود بیایند".
رهبر جمهوری اسلامی، ضمن اشاره به وقایع و اعتراضات پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری گفت: " حالا ببینند کسانی که به نام اینها شعار می‌دهند، عکس اینها را روی دستشان می‌گیرند، اسم اینها را با تجلیل می‌آورند، اینها درست در نقطه مقابل، علیه امام است. اینها را می‌بینید، خب بکشید کنار! انتخابات تمام شد، یک انتخاباتی بود، قانونی هم بود، درست هم بود، اشکالی هم نتوانستند بر انتخابات بگیرند و ثابت کنند. حالا هی ادعا کردند. خب فرصت هم داده شد گفتیم بیایید، نشان بدهید، ثابت کنید، نتوانستند، نیامدند."
آیت الله خامنه ای همچنین در این دیدار "پاره کردن عکس" آیت الله خمینی را نتیجه خطای "نامردان" معترض انتخابات ریاست جمهوری دانست.
آیت الله خامنه ای بخش عمده سخنرانی خود در جمع طلاب و ائمه جماعات را به موضوع "اهانت" و پاره کردن تصاویر آیت الله خمینی اختصاص داد.
در روزهای گذشته تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی اقدام به پخش تصاویری منسوب به معترضین به نتایج انتخابات نمود که در تظاهرات گسترده روز دانشجو، مبادرت به پاره کردن تصاویر آیت الله خمینی و خامنه ای می کنند.


۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه

حملات بی سابقه دولت دهم به رفسنجانی و فرزندانش

تاریخ انتشار مقاله 10/12/2009 به روز شده 10/12/2009 11:32 TU
حیدر مصلحی وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی مواضع اخیر علی اکبر هاشمی رفسنجانی را که در مشهد ایراد شد "تکان دهنده" خواند و گفت : نقش منفی برخی خواص در کمک به آمریکا و دیگر قدرت های غربی علیه جمهوری اسلامی چشمگیر بوده است.
او مواضع علی اکبر هاشمی رفسنجانی را همسان بیانیه های مخالفان سرسخت جمهوری اسلامی دانسته، زیرا رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از رهبر جمهوری اسلامی خواسته که اگر مردم او را نمی خواهند از مقام خود کناره گیری کند.
وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی از "توطئه هایی" یاد کرده که به گفتۀ وی به ایجاد "فتنه" پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری انجامیده و سپس با مقایسه بحران جاری با بحران های گذشته نظیر برخورد با سازمان مجاهدین خلق، عزل ابوالحسن بنی صدر و سپس عزل آیت الله منتظری، افزوده است که بحران یا به قول حجت الاسلام مصلحی "فتنه جاری پیچیدگی های خاص خود را دارد."
وزیر اطلاعات دولت دهم تلویحاً علی اکبر هاشمی رفسنجانی و فرزند وی مهدی هاشمی را متهم به ایجاد بحران سیاسی جمهوری اسلامی کرده است. او گفته است : "در جنگ نرم لطمه از طرف خواص و آقازاده هاست که با حملات و فشارهای خود قدردان رهبر جمهوری اسلامی نیستند."
حجت الاسلام مصلحی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان رهبری را متهم به همراهی با مخالفان رهبر جمهوری اسلامی کرده و سپس پرسیده است : امروز چه کسانی در برابر رهبر جمهوری اسلامی ایستاده و مقاومت می کنند؟
وزیر اطلاعات سخنان هاشمی رفسنجانی را در خصوص وجود بحران در کشور بی اساس دانسته و گفته است : "کسانی که خود دچار بحرانند، فکر می کنند که کشور دچار بحران شده است."
او سپس افزوده است : کسانی که برای خود یک حاشیه امن قایل بودند باید بدانند که دیگر جامعه این حاشیه امن را نمی پذیرد و آنها نمی توانند مأموران وزارت اطلاعات را در رسیدگی به پرونده های خویش از سر راه بردارند.
ساعاتی پیش از حملات وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی به علی اکبرهاشمی رفسنجانی و فرزندانش، محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران در همایشی در مورد فساد اداری گفته بود که برای خشکاندن ریشه های فساد "باید دایره مصونیت برخی افراد به طور کامل شکسته شود."
حجت الاسلام حیدر مصلحی از تظاهرات شانزده آذر دانشجویان به عنوان اقدامی ساختارشکنانه یاد کرده و مدعی شده که شمار تظاهرکنندگان از ١٢٠٠ نفر در این روز فراتر نرفت.
حیدر مصلحی در توصیف این باصطلاح جریان ساختارشکن یا به گفتۀ او "برانداز" گفته است : "این جریان سکولار، ضددین، برانداز و با ادبیات حزب توده است که در برابر اسلام قرار گرفته است".
وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی سپس افزوده است : دشمنان جمهوری اسلامی از طریق آقازاده ها روی فکر برخی خواص کار می کنند.
وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی سپس تأکید کرده است که اقداماتی علیه فرزندان هاشمی رفسنجانی در دست انجام است و دولت اسلامی در تلاش است که مخالفان جمهوری اسلامی نتوانند به این بهانه دست به اسطوره سازی بزنند.
در جریان سفر هفتۀ پیش خود به مشهد، رئیس مجلس خبرگان رهبری پس از هفته ها سکوت در مورد ناآرامی های کشور و غیبت در نماز جمعه تهران گفته بود که مواضع او در مورد بحران جاری همان هایی است که در خطبه هایش در نماز جمعه تهران در تیرماه گذشته گفته بود. علی اکبر هاشمی رفسنجانی سپس تأکید کرده بود که یگانه راه برون رفت از بحران جاری رعایت آزادی بیان و بحث و مناظره آزاد طرفین درگیر در صدا و سیمای جمهوری اسلامی است.


۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه

مجید توکلی بازداشت شد


- مجید توکلی دانشجوی دانشگاه امیرکبیر و از زندانیان سیاسی ایرانی است. وی اول بار پس از اعتراض گسترده دانشجویان به حضور احمدی‌نژاد در این دانشگاه و پس از آن چاپ نشریات جعلی دانشگاه دستگیر و مدت ۱۵ ماه را در کنار چند دانشجوی دیگر در زندان بسر برد، گرچه نهایتا بر خلاف نظر وزارت اطلاعات و دادستان تهران و مسئولان دانشگاه امیر کبیر از این اتهام تبرئه شدند. وی بار دیگر پس از شرکت در مراسم سالگرد درگذشت مهدی بازرگان در مقابل حسینیه ارشاد دستگیر و این بار نیز ضمن آنکه از سوی معاون دادستان تهران به همکاری با سازمان مجاهدین متهم شد و ۱۱۵ روز را در بازداشت انفرادی در بندهای ۲۰۴ و ۲۰۹ زندان اوین گذراند با وثیقه ۲ میلیارد ریالی آزاد شد. او بار دیگر در ۱۶ آذر ۱۳۸۸ در تجمع دانشجویی دانشگاه امیرکبیر همراه عده‌ای از دانشجویان شرکت کرد. این دانشجوی مبارز که عکسش در بسیاری از تجمعات دانشجویی به عنوان نماد مقاومت جنبش دانشجویی در میان تجمع کنندگان توزیع می‌شود، در سخنرانی ای شجاعانه به نقد مسولین رده بالای حاکمیت پرداخت. وی پس از برگزاری مراسم و به هنگام خروج از دانشگاه توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شد.


مقام جهانی ایران در جمع تخریب کننده گان محیط زیست

تاریخ انتشار مقاله 08/12/2009 به روز شده08/12/2009 16:56 TU
آغاز بکار کنفرانس تغییر آب و هوا در شهر کپنهاگ با هدف دست یافتن به یک توافق جهانی در جهت کاهش تولید گاز های گلخانه ای و پیشگیری از گرمایش بیشتر زمین، نگاه ها را متوجه کشورهایی کرده است که بیش از دیگران به تولید این گازهای میپردازند. ایران در ردیف 10 کشور بزرگ تولید کننده گاز های گلخانه ای قرار دارد.
منابع تولید گازهای گلخانه ای را در سه گروه عمده قرار داده اند. نیروگاههای تولید برق مهمترین منبع متمرکز تولید گازهای گلخانه بشمار میروند. حمل و نقل جاده ای و استفاده از اتومبیل، کامیون و اتوبوس برای حمل و نقل مسافری و بار، دومین مجتمع تولید نفت و گاز، سومین منبع عمده تولید گازهای گلخانه ای قلمداد میشوند.
سرانه تولید گازهای گلخانه ای توسط کشور های بزرگ صنعتی بدلیل استفاده وسیع کشورهای یاد شده از برق در واحد های تولیدی، حمل و نقل با ترن های برقی، خدمات و روشنایی ادارات و خانه ها، بیش از کشورهای در حال توسعه است. از این لحاظ سرانه تولید گاز های گلخانه ای در کشورهای در حال توسعه بسیار کمتر از سرانه کشورهای توسعه یافته صنعتی است. با این و جود، سرعت رشد تولید گازهای گل خانه ای توسط کشور های در حال توسعه بیش از کشورهای توسعه یافته است.
به این ترتیب ایران ضمن قرار داشتن درردیف ده کشور عمده تولید کننده گازهای گلخانه ای، یکی از سریعترین نسبتهای افزایش سالانه تولید گاز های گلخانه ای در جهان را نیز بخود اختصاص داده است. در سال 1990 تولید گازهای گلخانه ای در ایران 175 میلیون تن گزارش شده، در سال جاری این میزان تا حدود 520 میلیون تن افزایش خواهد یافت. نسبت افزایش یاد شده طی کمتر از 20 سال در حدود 300 در صد و از این رو سرعت رشد آن بعد از میزان رشد تولید گازهای گلخانه ای توسط چین در مقام دوم دنیا قرار دارد.
درفاصله سالهای 2000 تا 2009 مطابق آمار های منتشر شده توسط سازمان ملل و موسسه جهانی انرژی و همچنین موسسه تخصصی بلاک اسمیث در امریکا، میزان تولید گاز های گلخانه ای از 20 میلیارد تن سالانه به 30 میلیارد تن افزایش یافته است. این میزان، نشانۀ افزایش متوسط 33 درصد درمدت 9 سال است حال آنکه در زمان مشابه، میزان رشد تولید گازهای گلخانه ای درایران 100 درصد افزایش نشان میدهد.
ایران با تولید سالانه 1 میلیون اتومبیل در سال که عمدتا در داخل کشور بکار گرفته میشوند، با سرعت در حال افزایش میزان تولید گاز های گلخانه ای و کمک به گرمایش زمین و در نهایت انهدام آن است. هدف کنفرانس کپنهاک رسیدن به توافقی در جهت کاهش تولید گاز های گل خانه ای و پرهیز از افزایش گرمای زمین است.
این درشرایطی است که رییس جمهور ایران چندی قبل با تسلیم نوشته ای طولانی موسوم به "بسته پیشنهادی ایران" به نمایندگان گروه کشورهای موسوم به 1+5 ، داوطلب مشارکت در مدیریت جهان شده بود!
نسبت تولید مجموع گاز های گلخانه ای توسط ایران در حدود 2 در صد کل تولید سالانه جهان است. با این و جود، این حجم تولید گازهای مخرب در جهت افزایش رشد تولید و توسعه اقتصاد ایران قرار نداشته است. سهم ایران از مجموع اقتصاد جهانی تنها کمتر از 1 در صد است.
در سال 1979 اقتصاد ایران در ردیف نهم جهانی قرار داشت. در سال جاری ایران در ردیف 21 تا 23 اقتصاد جهانی قرار دارد. این در حالی است که تعدادی از کشورهای در حال توسعه مانند اندونزی، ترکیه، عربستان سعودی فراتر از ایران و در ردیف 20 اقتصاد بزرگ جهانی قرار گرفته اند. در عین حال هیچ یک از آنها در ردیف تولید کنند گان بزرگ گاز های گلخانه ای دیده نمیشوند. بعبارت دیگر، افزایش تولید گازهای مخرب گلخانه ای در ایران علیرغم نقش تخریبی آن در انهدام محیط زیست با رشد تولید و توسعه آن کشور نسبت عکس داشته است.
حجم تولید گازهای گلخانه ای جهان در بخش نیروگاهها سالانه در حدود 10 میلیارد تن و نسبت آن در مجموع در حدود 33 در صد تولید سالانه گاز های گلخانه ای است. با لا بودن سرانه تولید گاز گلخانه ای در بخش نیروگاهها یکی از نشانه های تفاوت کشورهای پیشرفته با کشورهای عقب مانده است. در ایران سرانه تولید گاز دربخش نیروگاهها و تولید برق در حدود 10درصد سرانه تولید مجموع گاز ها است. 70 در صد از سهم ایران در تولید گاز های سمی مرتبط با بخش حمل و نقل جاده ای و همچنین سوزاندن گاز طبیعی ، و بقیه مرتبط با تولید نفت و گاز است. ایران با جمعیتی در حدود 72 میلیون نفر سالانه با ظرفیت اسمی حدود 48 هزار مگاوات برق تولید میکند.
مطابق محاسبات صورت گرفته، هر اتومبیل با اندازه متوسط، در هر سال 15.000 کیلومتر حرکت و در هر کیلومتر تا حدود 160 گرم گاز کربن تولید میکند. با این حساب هر اتومبیل بطور متوسط در طول سال میتواند تا میزان 2.6 تن گاز کربن تولید و آنرا در هوا آزاد سازد.
اتومبیل های کهنه هر سال نسبت به سال قبل سوخت ناقص تری داشته و گاز کربن بیشتری تولید میکنند. در ایران، ضمن آنکه بنزین تولیدی داخل از نوع ابتدایی و دارای مواد سمی و آلاینده بیشتر از تولیدات سوختی کشورهای پیشرفته است، بدلیل کهنه بودن اتومبیلها، میزان احتراق ناقص در موتور ، و در نتیجه نسبت تولید گازهای سمی توسط هر اتومبیل در ایران نیز تا حدود 3 برابر متوسط تولید گاز توسط اتومبیل ها در کشور های پیشرفته است. علاوه بر دو عامل یاد شده البته تکنولوژی عقب مانده تولید اتومبیل در ایران را هم که همچنان متکی بر شیوه های 20 سال پیش است میباید در نظر داشت.
به این ترتیب، در ایران از راه عرضه فراورده های نفتی و گاز طبیعی با قیمت های حمایت شده، ضمن محروم ساختن اقتصاد ملی از منابع عمومی در آمد، بیش از پیش به آلودگی و انهدام محیط زیست یاری میدهند. هزینه های درمانی ناشی از آلودگی محیط زیست را نیز میباید، بجز ضایعات انسانی عظیم آن، بر این ارقام افزود. هزینه های در مانی ناشی از آلودگی محیط زیست در کشور های عرب حاشیه خلیج فارس مطابق گزارشی که هفته قبل در یک نشریه چاپ دبی انتشار یافت، در سال گذشته 5 میلیارد دلار برآورد شده است.هزینه های ایران از این لحاظ، با داشتن جمعیت بیشتر، محیط زیست آلوده تر، و سطح زندگی پائینتر میتواند بمراتب بیش از ارقام یاد شده باشد.
ایران ضمن در اختیار داشت دومین ذخیره گاز دنیا، سومین کشور مصرف کننده گاز جهان نیز بشمار میرود. مصرف روزانه گاز ایران در حدود 500 میلیون متر مکعب و اندکی بیش از تولید مجموع آن است. سوزاندن این حجم گاز در روز مقام ایران را در ردیف کشور هایی که به افزایش گرما در زمین و مالا انهدام سریعتر آن یاری میدهند مستحکم میکند.
منظور شدن درردیف 10 کشور مقدم آلاینده جهان مانند چین و آمریکا، ژاپن، آلمان کانادا، بریتانیا و کره جنوبی، تنها فرصتی است که طی آن ایران در کنار کشور های معتبر جهان قرار میگیرد، اما به دلیلی نه چندان غرور آمیز.
شاید گفتگوهای کشور های جهان در کنفرانس پیشگیری از گرمایش زمین که از امروز در کپنهاگ آغاز شده، دولت ایران را نیز به تفکری دوباره پیرامون سیاستهای انرژی آن وا دارد. ایران در حال حاظر ، بدون هر گونه انگیزه اقتصادی و پیگیری هدف توسعه و رشد ملی، در خلاف جهت جهانی و در مسیر انهدام محیط زیست حرکت میکند.


مقابلۀ نیروها و دانشجویان بسیجی با دانشجویان معترض

تاریخ انتشار مقاله 08/12/2009 به روز شده 08/12/2009 17:11 TU
جو دانشگاه های تهران و شهید بهشتی روز سه شنبه متشنج بود. دانشجویان به نشانۀ اعتراض به خشونت های نیرو های بسیجی و لباس شخصی علیه دانشجویان در روز دانشجو، امروز سه شنبه، تجمعاتی در محوطۀ اصلی دانشگاه تهران برپا کردند.
به گزارش خبرنامۀ امیرکبیر، حراست دانشگاه تهران از صبح سه شنبه، در های دانشگاه را بروی نیرو های لباس شخصی و بسیجی خارج از دانشگاه باز کردند. بنا برنوشتۀ این خبرنامه، نیروهای بسیجی و انصارحزب الله با اتوبوس به دانشگاه شهید بهشتی نیز آورده شده بودند.
درطول روز، دانشگاه های تهران و بهشتی شاهد صف آرایی دو گروه دانشجو در مقابل یکدیگر بودند که با مبادلۀ شعار و گاه سنگ با هم برخورد کردند. دانشجویان حامی میر حسین موسوی نمادهای سبز را درنقاط مختلف دانشگاه ها نصب کردند. در بعضی گزارش های تأئید نشده از پرتاب گاز اشک آور توسط بسیج به طرف دانشجویان معترض سخن رفته است.
خبرگزاری فارس گزارش کرده است که "دانشجویان انقلابی" با به اهتزاز درآوردن پرچم ایران و با در دست داشتن عکس های آیت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد ، شعار می داده اند" مرگ بر مزدور ماهواره ای" ، "مرگ بر دیکتاتور مخملی". تصاویر این مراسم منظماً از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شده است. دانشجویان معترض و حامی میر حسین موسوی در اعتراض به حضور بسیجیان در دانشگاه شعار می داده اند: " بسیجی دروغگو کارت دانشجوئیت کو" و یا "احمدی کم آورده با اتوبوس آورده"، " پول نفت گم شده خرج بسیجی شده".
یک روز پس از اعتراضات گستردۀ دانشجویی در اکثر دانشگاه های ایران، که با ضرب و شتم آن ها از سوی نیرو های بسیج و لباس شخصی همراه بود، هنوز از شماربازداشت ها و زخمی ها گزارش جامعی منتشر نشده است. فرماندۀ انتظامی تهران از دستگیری 165 مرد و 39 زن در تهران خبر داده است. سردار رجب زاده همچنین گفته است که "هفده نفر از افراد پلیس مصدوم شده اند و 19 مورد خسارت به اموال دولتی مانند تابلو های راهنمایی و رانندگی و سطل های زباله مشاهده شده است".
وی اظهار داشت تا زمانی که در داخل دانشگاه تهران تجمعاتی صورت گیرد، به منظور جلوگیری از کشیده شدن آن ها به خارج از دانشگاه ها نیروی پلیس در اطراف دانشگاه تهران مستقر خواهند بود.


تظاهرات تهران به روایت یک شاهد عینی ‏

تاریخ انتشار مقاله08/12/2009 به روز شده 08/12/2009 16:31 TU
مشاهداتی از تظاهرات امروز بعد ازظهر از میدان فردوسی تا چهارراه ولی عصر:
نیروی انتظامی با شوکر و باتوم در خیابان انقلاب حضور چشمگیر داشت. حضور مردم نیز چشمگیر بود. لباس شخصی ها مثل همیشه حاضر بودند وبه ضرب و شتم مردم می پرداختند.
شعارهائی که داده می شد، همان شعارهائی بود که جنبش سبز الگوی خود قرار داده بود ، یعنی، "یاحسین میرحسین"، "مرگ بر دیکتاتور" و شعارهائی از این دست که همان شعارهای جنبش سبز و مسالمت آمیز بود. در بیرون از دانشگاه هم مردم شعارهائی در حمایت از دانشجویان می دادند، مانند "دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد"
آنچه بیش از همه توجه را به خود جلب می کرد این بود که برای اولین بار، بین نیروهای انتظامی و لباس شخصی ها و بسیج درگیری ایجاد شده بود. این درگیری شدت خود را در روبروی خیابان برادران مظفر نشان داد که عملاً نیروی انتظامی بدلیل خشونتی که نیروهای لباس شخصی با مردم داشتند با آنان درگیر شدند و به ضرب و شتم آنها پرداختند.
ماجرا به این صورت بود که پس از بالا گرفتن خشونت لباس شخصی ها و حملۀ آنان با چوب و چماق و تسمه پروانه به مردمی که در ایستگاه اتوبوس ایستاده بودند، مردم از نیروی انتظامی خواستند کمکشان کند که خوشبختانه این امر صورت گرفت و مردم با دادن شعار "نیروی انتظامی تشکر تشکر" از آنان قدردانی کردند.
نکتۀ قابل توجه دیگری که این شاهد عینی بیان می کند، حضور شیرزنان ایرانی بود که هرگاه مشکلی پیش می آمد خود را بین معترضین و نیروی انتظامی و بسیج قرار می دادند تا از تنش کاسته شود اما متأسفانه مضروب می شدند.
در بسیاری از موارد، گاز اشک آور به سمتشان پرتاب می شد و خشونتی که ابراز می شد بیشتر متوجه خانمها بود.
به گفتۀ این شاهد، تجمع مردم حتی پس از برخورد نیروهای انتظامی و بسیجی ادامه داشت و صدای تیراندازی هوائی و آمبولانس شنیده می شد.
از طرفی ماشین هائی که بدلیل جمع شدن مردم در وسط جاده قادر به رفت و آمد نبودند به بهانۀ راه بندان ولی برای ابراز همبستگی بوق می زدند.


۱۳۸۸ آذر ۱۵, یکشنبه

نهضت تظلم نامه نویسی از دوران مشروطیت تا جنبش سبز

به قلم : مجید محمدی
تاریخ انتشار مقاله 07/12/2009 به روز شده 07/12/2009 17:41 TU                                                                                           
سنت تظلم نامه و اعتراضیه نویسی در ایران معاصر نتیجه‌ی چهار پدیده در کنار یکدیگر است : حکومتی خودکامه که حد و مرز نمی شناسد، فقدان روال های نهادینه شده برای اظهار نظر در فضای عمومی، وجود طبقه‌ای ازنخبگان وتحصیل کردگان که گروه مرجع بخشی از مردم به حساب می آید (دانشجویان، روشنفکران و روحانیون مخالف وضع موجود)، و بحران‌های عظیم اجتماعی و سیاسی که سکوت در برابر آنها دشوار است. این سنت ازعصر مشروطیت که نامه نویسی یکی از مهم ترین مجاری ارتباطی درکشور بوده تا عصرحاضر که عصرارتباطات به شمار می آید جریان داشته و درهمه‌ی جنبش‌های اجتماعی یک صد و پنجاه سال اخیر ایران موثر واقع شده است. درعصر اینترنت وتلویزیون‌های ماهواره‌‌ای هنوزعده‌ای هستند که جز با نامه نویسی نمی توانند صدای خود را به دیگران برسانند.
پس از سرکوب اعتراضات خیابانی درخرداد ماه وتیرماه 1388 کسانی که از کشتارها، اعتراف گیری از زندانیان، ضرب وجرح مردم در خیابان‌ها، تخریب اموال مردم توسط عوامل حکومت، و شکنجه‌ و تجاوز به زندانیان به تنگ آمده بودند فردی یا گروهی دست به قلم شده و خطاب به مراجع دینی، مسئولان کشور و سازمان‌های بین المللی نامه نوشتند. دراین نامه‌ها چند موضوع محوری به چشم می خوردند: 1) نصیحت یا توصیه به مقامات برای تغییر روش، 2) شکایت از ظلمی که بر افراد رفته است و تقاضای اقدام برای رفع ظلم (مثل نامه های خانواده‌ های زندانیان سیاسی به مسئولان قضایی و مراجع تقلید و دبیر کل سازمان ملل)، و 3) اعلام موضع سیاسی مثل نامشروع بودن نظام سیاسی یا پاسخ به این اعلام مواضع.
چرا درابتدای قرن بیست و یکم هنوز ایرانیان مجبورند برای ابراز نظر همانند عصر مشروطیت به نامه نگاری متوسل شوند؟ مخاطب این نامه‌ها ظاهرا و باطنا کیانند؟ و این نامه‌ها چه تاثیری بر چه کسانی دارند؟
چرا این رسانه
سه دلیل مشخص برای نوشته شدن و ارسال این سلسله از نامه‌ها از زبان افراد حقیقی می توان برشمرد: 1) فقدان رسانه‌های مستقل برای ابراز نظر منتقدان در مورد مسائل جاری به نحو عادی و روزمره، 2) عدم کارکرد رسانه های دولتی به عنوان پلی میان مردم و حکومت، و 3) فقدان تشکل‌های صنفی (در بسیاری از حوزه‌ها) و سیاسی جهت ابراز نظر جمعی در قالب بیانیه ها و اعلام مواضع رسمی بدون نیاز به ذکر نام افراد. هر سه دلیل از عصر مشروطه تا کنون منشا این نامه نویسی‌ها بوده‌اند.
گرچه دربرخی از نامه ها به دلیل احساس خطر افراد از جان و شغل و دیگر مایملک خود، نام‌ها در متن نامه نمی آیند و با نام "جمعی از ..." منتشر می شوند اما اکثر نامه ها دارای امضا کنندگان مشخص هستند. در خارج از کشور نیز گروه‌هایی با استفاده از وب سایت مخصوص به این امر (عریضه یا در خواست نویسی اینترنتی و امضای روی خط) به نوشتن این گونه نامه‌ها اقدام کرده‌اند.
معمولا پس از انتشار این نامه‌ها دستگاه‌های اطلاعاتی بر امضا کنندگان در داخل کشور فشار وارد می آورند تا نام خود را پس بگیرند (و قلیلی نیز چنین می کنند) و بعد رسانه های اقتدار گرا سعی می کنند با استناد به همان چند نفر نامه را از اعتبار بیندازند (مثل نامه‌ی 293 نفر از روزنامه نگاران به مراجع تقلید). همچنین امضا کنندگان مورد حملات رسانه ای و بایکوت کاری قرار می گیرند. (مثل مورد مجید مجیدی پس از امضای نامه‌ی 12 کارگردان در اعتراض به اقدامات دولت پس از انتخابات) اما انتشار اخبار مربوط به احضار و پرونده سازی برای امضا کنندگان و بایکوت آنها بر تاثیر نامه ها بر فضای عمومی می افزاید. نامه‌ی 134 تن نویسنده تحت عنوان "ما نویسنده‌ایم" (مورخ 21 آبان 1373) که در دوران اوج قدرت سنتگرایان اقتدارگرا در دولت هاشمی رفسنجانی و اوج فشار وزارت اطلاعات بر نویسندگان دگراندیش نوشته شد نیز به همین گونه فشارها برای پس گرفتن امضا و نیز محرومیت امضا کنندگان از بسیاری از حقوق خود مثل نشر آثارشان در ایران انجامید.
جالب توجه دراین نهضت تظلم نامه نویسی آن است که اعضای هیئت حاکمه که همه‌ی رسانه‌های کشور را در اختیار دارند به کسانی که از همه‌ی آن رسانه‌ها محرومند نیز نامه می نویسند تا این رسانه نیز از حضور آنها خالی نباشد (مثل نامه‌ی احمد توکلی به میر حسین موسوی پس از حضور سبزها در روز قدس).
مخاطب نامه ها
مخاطب نامه ها در یک و پنجاه سال اخیر عموما رهبران و مقامات رژیم سیاسی‌اند اما هر نامه‌ای دارای مجموعه ای از مخاطبان ضمنی نیز هست. از آنجا که مقامات جمهوری اسلامی همه‌ی خواست‌های منتقدان برای رعایت حقوق آنها را نادیده می گیرند و این مشی همیشگی آنان بوده است، نامه‌هایی که خطاب به آنها نوشته می شود در واقع برای 1) اتمام حجت به آنهاست، 2) دادن سیگنال به هواداران آنهاست مبنی بر این که رهبرانشان لیاقت این مقام را ندارند و عادل نیستند، و 3) در دست گرفتن فضای عمومی است تا حکومت با احساس ضعف، اندکی از خشونت خود بکاهد.
نامه‌ها عمدتا توسط دانشگاهیان، هنرمندان، نویسندگان، خانواده‌های زندانیان، فعالان سیاسی، روزنامه نگاران و روحانیون نوشته شده‌اند. برخی از آنها خطاب به مراجع تقلید نوشته شده‌اند تا شاید آنها را به موضع گیری وادارند و با مورد پرسش قرار دادن مشروعیت دینی حکومت، حاکمان را به عکس العمل وادار کنند. برخی دیگر به مردم نوشته شده‌اند با این دیدگاه که بگویند دیگر حکومت گوش شنوایی ندارد و این مردم هستند که باید ملجا و پناهگاه قرار گیرند. گاه به خدا هم نامه‌ای نوشته می شود تا در فقدان مرجع رسیدگی دستی از عالم غیب به داد فرد یا افراد برسد. به این نامه‌ها در عرف سیاسی نامه‌ی سرگشاده می گویند و اصل نامه بر خلاف عصر مشروطیت برای طرف مورد خطاب ارسال نمی شود.
تفاوت نامه‌ها با بیانیه های گروهی آن است که نامه ها خطاب به فرد یا مقام مشخصی نوشته می شوند اما بیانیه ها به اعلام مواضع می پردازند بدون آن که فرد یا مقامی را خطاب قرار دهند. همچنین از آنجا که نامه ها به ابراز مواضع ایدئولوژیک نمی پردازند و به مشکلات روز ارجاع دارند تنوع بیشتری از حیث امضا کنندگان در آنها به چشم می خورد.
تاثیر نامه‌ها
این نامه‌ها تاثیربسیار اندکی در تغییر رفتار هیئت حاکمه‌ی جمهوری اسلامی در سه دهه‌ی اخیر داشته‌اند اما در تقویت روحیه‌ی مخالفان و منتقدان و ایجاد حس وحدت و همدلی میان آنها که تحت ستم و سرکوب قرار دارند موثر واقع می شده‌اند. در عصر مشروطیت و دوران پهلوی گوش شنوای بیشتری برای این گونه نامه ها وجود داشت و حکومت ها تلاش می کردند به نحو غیر مستقیم تا حدی به نامه‌ها عکس العمل نشان دهند. هر چه قدر که تعداد امضا کنندگان بیشتر، منزلت اجتماعی آنان بالاتر و پرسشگری آنان از مقامات از موضعی مطالبه جویانه تر باشد تاثیر آن بر مخاطب بیشتر است. لحن و ادبیات نامه نیز در تاثیر عمومی آن موثر واقع می شوند، مثل نامه‌ی عبدالکریم سروش به ولی فقیه که نثر فارسی سنگین و فاخری داشت و متن قرائت شده‌ی آن توسط برخی افراد با صدایی دل نشین در یوتیوب قرار گرفت و بسیاری افراد قطعاتی از آن را در برنامه های رادیویی و تلویزیونی قرائت کردند.
تظلم نامه و اعتراضیه نویسی برای ابراز نظر سیاسی در جوامعی که دارای رسانه‌های آزاد، حق برگزاری آزاد اجتماعات، حق تشکل یابی سیاسی و اجتماعی و آزادی بیان در ملا عمومی هستند به شدت نادر است. امروز دیگر در جوامع دمکراتیک کسی نامه‌ی سر گشاده نمی نویسد. از همین جهت این نهضت را می توان یکی از مشخصات جوامعی دانست که افراد و گروه‌هایی از آنها ظرفیت ابراز نظر را دارند اما از ابراز نظر از مجاری معمول در جوامع دمکراتیک و آزاد محرومند.


شانزدهم آذر، گل یا گلوله؟

به قلم : فرنگیس حبیبی
تاریخ انتشار مقاله 06/12/2009 به روز شده 06/12/2009 16:59 TU
ما از سپاه نمی خواهیم به ما گل بدهند، ما فقط می خواهیم گلوله را نصیب مردم و دانشجویان نکنند. ما می خواهیم نظامی ها به پادگان ها برگردند و بگذارند مبارزات قانونی و پارلمانی در ایران نهادینه شود.
نام های رضوی فقیه، قندچی وبزرگ نیا در تاریخ جنبش دانشجویی نام هایی نامیرا هستند از نوع ستار خان و باقر خان در جنبش مشروطه، با این تفاوت که در دانشگاه و در جایی در خون شکفتند که زمینی حاصلخیز دارد. اندیشه ها و حرکت های نو در آن به آسانی پا می گیرند. در پنجاه و شش سال گذشته کمتر دوره ای بوده است که در شانزدهم آذر ، دانشگاه ها، با بزرگداشت یاد این جوانان که قربانی خشونت به هم بافتۀ آمریکا و حکومت شاه شدند، پویایی و آزادیخواهی خود را به نمایش نگذارند. اما امسال شانزدهم آذر در ده ها دانشگاه ایران در شرایطی فرا می رسد که در بطن جامعۀ شهری یک حرکت نسبتاً مداوم اعتراضی در جریان است. در میز گردی تلفنی می خواهیم بدانیم امسال دانشجویان با چه خواستی، چه دورنمایی و چه هزینه ای به استقبال شانزدهم آذر می روند و چگونه آن را تدارک دیده اند.
مرتضی سیمیاری، فعال دانشجویی،در واکنش به سخن فرماندۀ سپاه پاسداران تهران که گفته بود که در این روز به دانشجویان گل می دهند می گوید" ما از سپاه نمی خواهیم به ما گل بدهند، ما فقط می خواهیم گلوله را نصیب مردم و دانشجویان نکنند".به نظر او آنچه می تواند به جنبش سبز کمک کند یک حداقل مطلوبیت است تا بتواند ابعاد گسترده تری بیابد، پایایی بدست آورد و بتواند خواست هایش را به جریان حاکم تحمیل کند، تا مبارزات قانونی و پارلمانی در ایران نهادینه شود. وی می گوید" مطالبات فرادست میل به رادیکالیسم را بالا میبرد. تاریخ نشان داده که مبارزات برانداز موفق نبوده. از مجاهدین خلق بگیریم تا چریک های فدایی خلق بعد از یک انقلاب و یک دوره اصلاحات، ما همچنان در برابر یک دولت رانتی نظامی قرار داریم. ما همواره بدنبال تعیین رهبری بوده ایم و هیچگاه چگونه حکومت کردن را مد نظر قرار نداده ایم".
امیر حسین اعتمادی، فعال دانشجویی، در بارۀ وضعیت دانشجویان بازداشتی ، تنبیه های کمیته های انظباطی می گوید" علاوه بر یک سری دانشجویانی که بلافاصله پس از انتخابات و اعتراضات روز هی اول بازداشت شدند، مانند پیمان عارف و عبدالله مؤمنی، بعد از آغاز مهر ماه و شروع اعتراضات در دانشگاه های تهران و شریف و اعتراضات مداوم در دانشگاه آزاد مرکز جنوب تهران، یک هجوم گسترده از سمت نهاد های بیرون دانشگاه ها به سوی دانشجویان جریان یافت. دستگیری هایی که دو سه روزپیش از سیزدهم آبان انجام شد شماری از دانشجویان ادوار را در بر گرفت. باز در پایان آبان ماه دو هجوم برنامه ریزی شده دانشجویان لیبرال و چند دانشجوی علامه را به زندان انداخت. بازداشت ها در اوائل آذر دنبال شد . چند نفر از دانشجویان کمیتۀ دانشجویی گزارشگران حقوق بشر دستگیر شدند. به نظر این فعال دانشجویی این بازداشت ها متکی بر تحلیل درستی نبودند. چون حرکات اعتراضی ادامه پیدا کردند. "هرچند که در تاریخ دانشگاه ها هیچگاه این همه احضار و بازداشت نداشته ایم که همگی با هدف ارعاب دانشجویان انجام شده است".
امیر حسین اعتمادی، در بارۀ میزان تعامل میان گروه های مختلف دانشجویی،معتقد است که جنبش دانشجویی در اشل کوچکتری مانند جنبش سبز است. طیف های مختلف نیروهای سیاسی بر پایۀ یک توافق نانوشته بر یک فصل مشترک با یکدیگر توافق کرده اند تا خواستار پائین کشیدن دولت احمدی نژاد و برگزاری یک انتخابات آزاد با نظارت بین المللی شوند. در دانشگاه ها هم دانشجویان، فارغ از ایدئولوژی های مختلف مذهبی، لائیک، چپ یا لیبرال، این توافق نانوشته را کرده اند که با نمایندگان دولت مخالفت کنند. نمونه اش را در "استقبال" دانشجویان از صفار هرندی دیدیم. دانشجویان موافقند که نباید خواست هایی را که فراتر از مخالفت با دولت احمدی نژاد است در این مقطع مطرح کنند.
رضا خجسته رحیمی، روزنامه نگار و کارشناس امور دانشجویی، در بارۀ جو کلی دانشگاه ها می گوید" حاکمان ایران تصور می کنند که در مقابله با فضای اعتراض در دانشگاه ها باید گروه های شناسنامه دار جنبش دانشجویی مانند تحکیم وحدت و انجمن های دانشجویی را حذف کنند تا بتوانند فضا را کنترل کنند". تجربه نشان داده است که این روش ثمری ندارد.نمونۀ رژیم پهلوی قابل تأمل است که همۀ گروه های شناخته شدۀ اپوزسیون را ممنوع و محدود کرد ولی جنبش از جای دیگری، یعنی از دل روحانیت، سر بیرون آورد. امروز هم اگر حاکمیت بخواهد گروه های شناخته شده را سرکوب کند، چون میل به تغییر و نقد جدیست، این اعتراضات از جای دیگری بروز خواهد کرد که حکومت دیگر نمی تواند آن را کنترل کند. این روزنامه نگار در اشاره به هشدار های مقامات نظامی و پاسدار مبنی بر برخورد قاطع با دانشجویانی که دست به راهپیمایی بزنند، می گوید شانزدهم آذر معمولاً در محیط دانشگاه ها برگزار می شده است.مقامات قصد دارند که دانشگاه ها را ببندند. آن ها از قبل گفته اند که دانشگاه ها تعطیل خواهد بود. ولی دانشجویان با تهیۀ طوماری از آقایان موسوی و کروبی خواسته اند که به دانشگاه تهران بیایند. با اینحال بعید نیست که گسترۀ اعتراضات شانزدهم آذر به میزان راهپیمایی های روز قدس و سیزدهم آبان نباشد.