۱۳۸۸ آذر ۱۴, شنبه

سازماندهی برای تظاهرات روز شانزده آذر علیرغم تهدیدها

تاریخ انتشار مقاله 05/12/2009 به روز شده 05/12/2009 10:07 TU
دانشجویان دانشگاههای مختلف طوماری را خطاب به میر حسین موسوی و مهدی کروبی امضا کرده و از آنها خواسته اند همراه دانشجویان در تظاهرات روز دوشنبه شرکت کنند.
علیرغم سخنان فرماندۀ سپاه پاسداران استان تهران مبنی بر آمادگی برای مقابله با تظاهرکنندگان روز شانزدهم آذر، گروههای مختلف سیاسی خود را برای تظاهرات روز دانشجو آماده می کنند.
در حالیکه مقامات امنیتی و سیاسی کشور هر گونه تظاهرات و تجمعی را در روز دوشنبه، شانزدهم آذر غیر قانونی اعلام کرده اند، بسیاری از سایت های خبری متعلق به گروههای سیاسی و مدنی، از مردم دعوت کرده اند در این تظاهرات شرکت کنند. دانشگاه تهران هستۀ اصلی و آغازین این تظاهرات قلمداد شده و فعالیت سایت ها نشاندهندۀ سازماندهی منسجم برای این تظاهرات است.
روز شانزدهم آذرماه، به یاد سه دانشجوی کشته شده در سال ١٣٣٢ توسط گارد شاهنشاهی رژیم پهلوی در مخالفت با حضور ریچارد نیکسون، معاون وقت رئیس جمهوری آمریکا، روز دانشجو نام گرفته و همه ساله تظاهراتی به این مناسبت در دانشگاههای تهران برگزار می شود. امسال، روز دانشجو بدلیل حوادث پس از انتخابات و اعتراضات گسترده به نتایج آن، شکل دیگری یافته است.
دانشجویان دانشگاههای مختلف طوماری را خطاب به میر حسین موسوی و مهدی کروبی امضا کرده و از آنها خواسته اند همراه دانشجویان در تظاهرات روز دوشنبه شرکت کنند.
بنا به نوشتۀ سایت های خبری، نیروهای پلیس تقویت شده اند و در آستانۀ روز دانشجو، بر تعداد دانشجویان دستگیر شده افزوده شده است.
عزیزالله رجب زاده، رئیس نیروی انتظامی تهران در همین رابطه گفت:" روز شانزدهم آذر روز مبارزه علیه استبداد جهانی است. اگر برخی قصد سوءاستفاده از این روز را داشته باشند، با آنها برخورد خواهد شد".
غلامحسین محسنی اژه ای، دادستان کل کشور نیز در این رابطه گفت:" مقامات کشور در مورد تظاهرکنندگانی که قصد آشوب داشته باشند، موضع مشخصی دارد". در همین حال، مقامات امنیتی و وزارت کشور اعلام کرده اند هیچ مجوزی برای تظاهرات روز دوشنبه، شانزدهم آذر صادر نشده و هر گونه تجمعی غیر قانونی خواهد بود و نیروهای پلیس برای مقابله با تظاهرکنندگان در آمادگی کامل هستند.
آخرین تجمع معترضان به نتایج انتخابات دهمین دورۀ ریاست جمهوری، روز سیزدهم آبان، مصادف با روز تسخیر سفارت آمریکا برگزار شد که به گفتۀ تصاویر و اخبار، از سوی نیروهای امنیتی و ضد شورش با خشونت بسیار سرکوب شد.
موج کمپ، سایت خبری جنبش سبز، نوشته است:" تظاهرکنندگان خود را برای مقابله با هرگونه سرکوب و خشونت آماده کرده اند". بیش از شش ماه از آغاز موج مخالفت با دولت احمدی نژاد و حکومت ایران می گذرد و حرکت های مختلفی از آغاز تاکنون شکل گرفته است. به نوشتۀ خبرگزاری فرانسه، تاکنون بیش از سی و شش نفر در جریان تظاهرات پس از انتخابات کشته شده اند. البته این آمار رسمی است که دولت ایران آنرا اعلام کرده اما بنا بر اعلام سایت ها و اخبار غیر رسمی، میزان کشته شدگان بیش از صد نفر گزارش شده است.
دادگاههای متعددی نیز برای روزنامه نگاران و چهره های سیاسی دستگیر شده در جریان مخالفت ها تاکنون صادر شده که بسیاری از حقوقدانان به بی سابقه بودن آن اشاره دارند. از جلمۀ این احکام می توان به حکم صادر شده علیه احمد زیدآبادی اشاره کرد که بموجب آن، این روزنامه نگار به ممنوعیت مادام العمر از تمام فعالیت های سیاسی و اجتماعی و تبعید محکوم شده است.
همچنین سعید لیلاز، روزنامه نگار اقتصادی به نه سال زندان، محمدعلی ابطحی، مشاور مهدی کروبی به شش سال حبس تعزیری، علی تاجرنیا، عضو جبهۀ مشارکت به شش سال حبس و هفتاد و دو ضربه شلاق، بهزاد نبوی، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز به شش سال حبس تعزیری محکوم شده اند.
این در حالی است که روزنامه نگاران بسیاری نظیر بهمن احمدی امویی و فریبا پژوه در زندان اوین بسر می برند.


۱۳۸۸ آذر ۱۳, جمعه

حذف یارانه ها و سردرگمی ناشی از آن

تاریخ انتشار مقاله 02/12/2009 به روز شده 04/12/2009 18:32 TU
علی لاریجانی رئیس مجلس اسلامی ایران معتقد است که حذف یارانه ها تنها در فضای آرام که توأم با وحدت باشد قابل اجراست و به نظر او کشمکش و جدال های سیاسی در حال حاضر "حالت مشمئزکننده ای" پیدا کرده که ادامه اش به سود منافع ملی کشور نیست و به تبع موقعیت مناسبی هم برای اجرای طرح حذف یارانه ها به شمار نمی رود.
صریحتر از رئیس مجلس،اما، سایت الف، وابسته به احمد توکلی نمایندۀ شاخص اصولگرایان و رئیس مرکز پژوهش های مجلس اسلامی، نسبت به پی آمدهای سیاسی اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها در شرایط کنونی کشور ابراز نگرانی کرده است.
سایت احمد توکلی صریحاً گفته است که حذف یارانه ها جنبش اعتراضی سبز را در ایران تقویت خواهد کرد.
سایت رئیس مرکز پژوهش های مجلس اجرای این لایحه را همجنس سیاست های تعدیل اقتصادی در دو دولت پی درپی هاشمی رفسنجانی دانسته که طی آن نرخ تورم رشدی شتابزده یافت و مالاً در سال ١٣٧٤ به رقم بی سابقۀ ٥٠٪ رسید.
از نظر سایت احمد توکلی اینبار اما حذف یارانه ها نه تنها هزینه های سنگینی را به جامعه تحمیل خواهد کرد، بلکه پس از جدا کردن بیشتر طبقات اجتماعی از نظام اسلامی، عاقبت به کنار گذاشته خواهد شد.
به همین خاطر است که از نظر سایت الف، اجرای این طرح سرانجام به تشدید اعتراض های جاری دامن خواهد زد، و رهبران این جنبش اعتراضی، به گفتۀ سایت الف، بر موج نارضایی های عمومی سوار خواهند شد و به این ترتیب "دغدغه های سیاسی این جنبش را مطالبه خواهند نمود".
در اظهار نظری جداگانه فرشاد مؤمنی، اقتصاددان گفته است که حذف یارانه ها در وضعیت امروز ایران نه فقط ضد توسعه و ضد عدالت است، بلکه رکورد تاریخی تورم سال ١٣٧٤ را نیز خواهد شکست.
بدتر حتی، به گمان این اقتصاددان، به دلیل درهم تنیدگی رکود و تورم در ایران، رکورد رکود هم شکسته خواهد شد و ایران با بی سابقه ترین امواج رکود تورمی روبرو خواهد گشت.
ناظران تأکید می کنند که حتا نهاد بین المللی ای نظیر بانک جهانی برغم پشتیبانی اصولی اش از حذف یارانه ها، اجرای آن را به رعایت چهار پیش شرط منوط کرده است :
شرط اول این است که تنها دولت هایی به حذف یارانه ها اقدام کنند که از بیشترین درجۀ حقانیت و مقبولیت سیاسی در نزد مردم خود برخوردار باشند.
شرط دوم شرط زمانی است و ناظر بر این است که حذف یارانه ها هنگامی صورت بپذیرد که کشور از بیشترین نرخ رشد اقتصادی بهره مند باشد.
شرط سوم این است که نرخ تورم باید در پائین ترین سطح تاریخی اش باشد.
و در آخر، شرط چهارم این است که نظام تأمین اجتماعی جامعه در عالیترین نقطۀ قدرت و کارآمدی اش قرار گرفته باشد.
ملاحظۀ سریع همین شروط – به ویژه شرط اول - کافی است تا نشان دهد که دولت محمود احمدی نژاد ای بسا نا مناسب ترین وقت را برای حذف یارانه ها برگزیده و جمهوری اسلامی ایران نیز با یکی از بزرگترین چالش های خود روبرو شده است.
اما، اگر برغم این موانع دولت دهم راهی جز حذف یارانه ها پیش روی خود نمی بیند، علت آن یا به قول کارشناسان، "علت العلل آن تنگناهای مالی خود دولت است."
در واقع، اصرار دولت بر اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها جز کسری های مزمن و بسیار نگران کنندۀ در بودجه های سالانه نیست که عملاً راهی جز حذف یارانه ها (که به یاری شان تعادلی نسبی، ولو شکننده، در این سال ها بر نظام اجتماعی حاکم بوده)، پیش روی دولت باقی نمی گذارد.
اما، همۀ شواهد می گویند که اجرای اجتناب ناپذیر این طرح جز تشدید بحران، یا بقول احمد توکلی تقویت جنبش اعتراضی، افق دیگری پیش روی قدرت اسلامی ترسیم نمی کند.
اجرای این طرح – که در واقع چیزی جز بازتوزیع درآمدهای نفتی نیست – نه به گرفتاری عمده اقتصاد ایران که پائین بودن بهره وری و رشد واقعی اقتصاد است، پاسخ می دهد و نه با کاستن از حجم دولت راه حلی برای کسری بودجه دولت به وجود می آورد.
طرفه اما اینجاست که مسعود میرکاظمی، وزیر نفت جمهوری اسلامی با اشاره به تشدید تحریم های احتمالی علیه تهران تهدید کرده که اگر ایران صادرات نفت خود را قطع کند، قیمت جهانی نفت با افزایش شدیدی روبرو خواهد شد و به تبع کل جهان صنعتی در متن بحران کنونی با مشکلات تازه ای مواجه خواهد گشت.
البته، وزیر نفت ایران نگفته که با قطع صدور نفت یا در واقع با قطع منبع اصلی درآمدهای ارزی جمهوری اسلامی، خود این کشور چه وضعیتی پیدا خواهد کرد.
هم اکنون، بر اساس داده های رسمی، کل تولید نفت خام ایران با ٤٫٤٪ کاهش به ٣ میلیون و ٩٠٠ هزار بشکه در روز رسیده که در واقع معادل سقف تولید نفت ایران در اواسط دهۀ ١٣٤٠ است و با کسر مصرف داخلی از این میزان تنها ٢ میلیون و ٤٠٠ هزار بشکه در روز صادرات نفت ایران را تشکیل می دهد.
حذف این میزان از نفت صادراتی از بازارهای جهانی نه تنها غیرقابل جبران نیست، بلکه ای بسا به دلیل کاهش تقاضا به تعادل بیشتر قیمت نفت یاری رساند.
در این حال، بانک مرکزی جمهوری اسلامی در آخرین گزارش خود تصریح کرده است که با کاهش پیوستۀ نرخ های واقعی دلار و یورو کسری تجاری غیرنفتی ایران نیز در سال های اخیر با شدت زیادی در حال افزایش است و شکاف تورم داخلی و خارجی و عدم تغییر در سیاست بازرگانی و ارزی ایران افزایش مستمر کسری تجارت غیرنفتی این کشور در سال های گذشته را در پی داشته است.
در این حال، نه فقط ٢٧٪ بر واردات بنزین و نفت روغن ایران افزوده شده، بلکه ارزش صادرات محصولات پتروشیمی ایران نیز طی هفت ماه گذشته دست کم ٣٠٪ کاهش داشته است، هر چند بیش از ٣٠٪ از ارزش وزنی صادرات غیرنفتی ایران را نیز فرآورده های پتروشیمی تشکیل داده اند.
خود وزارت صنایع و معادن می گوید جوازهایی که همین وزارتخانه در سال جاری برای تأسیس واحدهای صنعتی صادر کرده قریب ٤٦٪ کمتر از سال پیش بوده و محصولات کشاورزی و باغی ایران در سال کشاورزی ٨٧-٨٦ بیش از ٢٦٪ کمتر از تولید سال بوده اند.
باری، در این وضع، هم دولت و هم مجلس اسلامی که برغم همۀ ابراز تردیدها بخش اعظم طرح هدفمند کردن یارانه ها را تصویب کرده سر درگم پی آمدهای قابل پیش بینی و غیرقابل پیش بینی تصمیمی به نظر می رسند که خود گرفته اند و ظاهراً از آن نیز گریزی ندارند.

۱۳۸۸ آذر ۱۲, پنجشنبه

سنای آمریکا سرکوب پیروان آئین "بهائیت " در ایران را محکوم می کند

تاریخ انتشار مقاله 03/12/2009 به روز شده 03/12/2009 11:51 TU
به گزارش منابع خبری ایرانی ، سنای ایالات متحده آمریکا قطعنامه ای را به تصویب رساند که در آن سرکوب اقلیت مذهبی بهائیان ایران توسط دولت کشور محکوم دانسته است . در این قطعنامه از جمله به سرنوشت هفت تن از رهبران بهائی اشاره شده است که از حدود بیست ماه پیش توسط مامورین حکومتی بازداشت و هنوز محاکمه آنان صورت نگرفته است. در ماه اکتبر گذشته نیز کنگره آمریکا قطعنامه ای را در محکومیت اقلیت بهائی صادر کرده بود.


آئين بهائيت

سيدعلي محمد باب
بنيانگذار اين فرقه سيد علي محمد شيرازي است که در اول محرم سال 1235 هجري در شيراز متولد شد. پدر او ميرزا رضا بزاز شيرازي بود که در اوان کودکي وي زندگي را بدرود گفته بود و سختي ها و رنجهاي سيد علي محمد از همين زمان آغاز گشت. پس از مرگ پدر زير سرپرستي دائي خود سيد علي که پيشه تجارت داشت قرار گرفت. پس از رسيدن به سن بلوغ به آموختن درسهاي ابتدايي فارسي و سپس به فراگرفتن ادبيات فارسي و عربي پرداخت و آنگاه در سلک طلاب علوم ديني درآمد.
در اين مدت کارهاي او عادي نبود، بدين طريق که از مردم کناره گرفت و در رياضت کشي و چله نشيني و گرفتن ختومات مي کوشيد. و نيز از ويژگيهاي وي خوش نويسي و تند نويسي بود؛ بطوريکه در اين هنر ميان مردم مشهور شد و او را خوشنويس ماهري ميشناختند. اينها خصوصياتي است که در شرح احوال اوليه او ثبت شده است.
بهرحال سيدعلي محمد شيرازي پس از پايان تحصيلات مقدماتي و فراگرفتن اصول ادبيات عرب و منطق در تجارتخانه دائي خود به امور داد و ستد پرداخت و پس از چندي به همراه دائي خود به بوشهر رفت و در تجارتخانه دائي خود به کارهاي امور بازرگاني اشتغال ورزيد. وي در مدت اقامت در بوشهر اوقات فراغت خود را به مطالعه کتابهاي ديني و دعاهاي وارده و ختومات و رياضت ميگذرانيد و از اين رو هميشه تنها بسر ميبرد.
در مدتي که سيدعلي محمد شيرازي در بوشهر بسر مي برد در اثر رياضتها و خواندن دعاهاي مداوم داراي افکار لطيف، شاعرانه و ساده شده بود و آمادگي زيادي براي پذيرش افکار تازه پيدا کرده و گويا اضطرابي نيز در فکر و خيال او پديدار شده بود. با اين اوضاع و احوال و آمادگي ذهني و جستجوگري در سال 1255 هجري در 20 سالگي به سوي کربلا رهسپار گرديد و در آنجا با بعضي از شاگردان سيد کاظم رشتي دومين پيشواي فرقه شيخيه که نزديک بودن ظهور حضرت مهدي (عج) را تبليغ ميکرد آشنا شد و به راهنمايي آنان به نزد سيد کاظم رشتي راه يافت.
در مدت زمان ماندن سيدعلي محمد شيرازي در کربلا و استفاده او از حوزه درس سيد کاظم رشتي اختلاف است. طبق نوشته خود سيدعلي محمد شيرازي، مدت يکسال در خدمت سيد رشتي بوده است. در روزهاي آخر آن يکسال به همراه چند نفر از همدرسان خود مدتي به کوفه رفت و در مسجد بزرگ آن شهر که مسکن مرتاضان و معتکفان بود به رياضت و چله نشيني و اعتکاف پرداخت. پس از آنکه چله اي در مسجد کوفه گرفت، يعني چهل روز در آنجا به رياضت نشست؛ دوباره به کربلا رفت و در حوزه درس سيد رشتي حاضر شد. ولي اين بار بيشتر در انزوا و تنهايي بسر مي برد.
سيدعلي محمد شيرازي در سال 1257 هجري (1217 خورشيدي) از کربلا به شيراز مراجعت کرد. در آنجا نيز همانند سالهاي توقف در بوشهر و کربلا به خواندن دعاها و ختومات در انزوا گذرانيد. پس از مرگ سيد کاظم رشتي دومين پيشواي فرقه شيخيه در سال 1259 هجري که در وصيت نامه خود نوشته بود ظهور امام غايب نزديک است و بهمين علت جانشيني براي خود انتخاب نکرد. سيدعلي محمد شيرازي در سال 1260 هجري (زمان حکومت محمدشاه قاجار) در شيراز خود را «باب» ناميد. (باب به معني "در" است و منظور اين نام دري است که مهدي موعود از آن طريق دستورهاي خود را براي مردم صادر مي کند) سپس به سال 1263 هجري خود را پيام آور مهدي (عج) دانست و کتابي بنام «بيان» منتشر کرد.
در اين کتاب اصول آموزش ديني او بيان مي شد. باب مي انديشيد که جوامع بشري پيوسته در حال پيشرفتند و رهبران اين جوامع بنا به مقتضيات زمان عوض مي شوند. زمانهاي بعدي با زمانهاي پيشين فرق دارند و بايستي نظام و قوانين نوين ويژه زمان بر جامعه حکومت کنند. نظام ها و قوانين پيشين به انگيزه کهنگي در دوره جديد نمي توانند نافذ باشند. و خداوند قوانين تازه را از طريق پيام آور به جامعه ابلاغ مي کند. رهنمودهاي پيام آور از راه کتاب مقدس به مردم ارائه مي شود. و بنابراين کتاب تازه جاي کتاب قديمي را ميگيرد. بنا به عقيده باب تورات را موسي ارائه داد. عيسي انجيل را به مردم ارائه نمود و حضرت محمد قرآن را آورد.
سيدعلي محمد شيرازي که خود را پيام آور جديد ميدانست ضمن کتاب «بيان» يعني کتاب مقدس جديدش، برابري تمام مردم از جمله زنان را اعلام داشت. او تأکيد کرد که به مرور زمان آموزشهاي او در تمام جهان گسترده خواهد شد. اما هم اکنون دين بابي فقط در پنج منطقه ايران يعني آذربايجان، مازندران، عراق عجم(ايران مرکزي)، فارس و خراسان نفوذ خواهد کرد.
بهرحال سختي و فساد و فشار استبداد و وخامت اوضاع اقتصادي و معنوي و سياسي، و مظالم حاکمان و مالکان زمان قاجار و نيز تلفات ناشي از بيماريهاي مسري و ناامني روح مردم آنزمان را بيش از پيش علاقمند به ظهور امام غايب و نجات بخش موعود مي نمود که هدف و آرزوي نهايي همه اديان است.
در چنين اوضاع و احوال نابسامان سياسي و اجتماعي و اقتصادي که مردم منتظر ظهور نجات دهنده موعود بودند سيدعلي محمد شيرازي ادعاي خود را اعلام داشت و داعيان وي به مردم ميگفتند که او همان امام منتظر و مهدي موعود است که در انتظارش هستيد. شايد سيد باب در آغاز باور نداشت که مردم دعوت او را زود اجابت کنند. ولي در همان آغاز دعوت، کسان بسياري مريد او شدند و بيشتر آنان همان شيخيان بودند که به استناد گفته هاي شيخ احمد احسائي و سيد کاظم رشتي در جستجوي ظهور امام غايب در شهرها مي گشتند.
در اين زمان با توجه به موقعيت نااميدانه مردم از بهبود وضع اجتماعي و اقتصادي جنبش سختي ميان مردم شيعي مذهب افتاد و اغلب کسانيکه دلشان براي ديدن طلعت امام زمان پر ميزد نديده و نشناخته او را قبول کردند و به او ايمان آوردند. در اندک مدت شورشي عظيم ميان خاص و عام بلند شد، تا سرانجام نظام الدوله حسين خان قاجار که حاکم شيراز بود او را توقيف کرد و مدت شش ماه در زندان شيراز محبوس نگاهداشت. از اين تاريخ به بعد مردمي که مشتاق ديدار امام نوظهور بودند او را نديدند. زيرا ديگر آزاد نشد و تا آخر عمرش تحت نظر و يا در زندان گذرانيد و اين امر بيشتر باعث ابهت او در نظر مردم شد.
منوچهرخان معتمدالدوله، خواست که باب را از نزديک ببيند و حقيقت امر را دريابد و چند نفر را فرستاد تا او را از زندان شيراز به اصفهان بردند. بر حسب فرمان حاجي ميرزا آقاسي صدراعظم محمدشاه قاجار که به سبب تمايلات عرفاني روابط خوبي با روحانيون نداشت، سيد باب را از اصفهان به آذربايجان بردند و در شهر ماکو يعني در شمالي ترين نقطه ايران که هم مرز کشورهاي روسيه و عثماني بود، بصورت تبعيد نگاهداري کردند. سيدعلي محمد باب در سال 1266 قمري در تبريز کشته شد.
ظهور فرقه بهائي
پس از تبعيد ميرزا حسينعلي بهاء از ادرنه به "عکا" وي براي جلب پيروان جديد به فعاليت مستقل خود زير عنوان "من يظهره الله" و "بهاءالله" افزود. و مدعي نبوت و پيامبري شد و اظهار ميداشت که ظهور او همان معادي است که سيدعلي محمد باب پيش بيني کرده بود به همين جهت بيشتر بابيان که به همراه او به عکا رفتند و يا آنان که بعد به او ملحق شده و يا ارتباط مي يافتند بهائي خوانده شدند. بهاءالله بوسيله مکاتبه از عکا به ايران، بابيان ايران را هم کم کم پيرو خود گردانيد بطوريکه بيشتر بابيان بهائي شدند و بهاءالله را هم "من يظهره الله" دانستند. او روش تازه اي براي بهائيان ساخت و تا آخر عمرش مدت بيست و چهار سال با کمال فراغت و آسودگي اساس آئين خود را در عکا استوار کرد.
رمز پيروزي ميرزا حسينعلي بهاء در ادعاي "من يظهره الله" خود چند عامل بوده است؛ يکي اينکه وي برادر جانشين سيد باب بود و از آغاز خلافت صبح ازل نزد بابيان داراي احترام بود. دوم اينکه او مردي باهوش و دورانديش بود و اشتباهات باب و عوامل پيروزي او را مورد نظر قرار داده و خوب به اوضاع و احوال اجتماع و مذهب و زمان خود آشنا گرديد. از طرفي هم خود ميرزا حسينعلي و هم جانشينانش از جمله پسرش عبدالبهاء نوشته اند که جانشين اصلي سيد باب، بهاءالله بوده و براي مصلحت، ابتدا صبح ازل در ظاهر و بطور موقت بدان سمت به مردم معرفي شده بود تا توجه مخالفان متوجه بهاءالله نگردد.
ميرزا حسينعلي بهاءالله نوشته ها و مقاله ها و رساله ها و کتابهايي به فارسي و عربي نوشت و عقايد و احکام مکتب خود را به عنوان وحي در آنها ايراد کرد. تفاوت اساسي که ميان نوشته هاي ميرزا حسينعلي بهاءالله و سيدعلي محمد باب مشاهده مي شود، اين است که نوشته هاي بهاءالله هم از لحاظ ادبي و هم از نظر مفهوم و معنا عميقتر و بهتر از نوشته هاي عربي باب مي باشند. مهمترين نوشته هاي ميرزا حسينعلي بهاء به شرح زير است:
1. کتاب اقدس که به زبان عربي است و کوشيده است که جمله هاي آن را مانند جمله هاي قرآن ايراد کند، او اين کتاب خود را وحي منزل شمرده است و داراي 470 آيه است، و شامل همه احکام و حدود آئين بهاء مي باشد که در عکا نوشته شده است.
2. کتاب ايقان که ظاهر آن به فارسي است، ولي بيشتر جمله ها و واژه هاي آن به عربي مي باشد. بهاءالله اين کتاب را نيز وحي منزل شمرده و در آن به قول خودش خواسته حقانيت قيام باب و نبوت و اصول دين خود را مورد استدلال و توجيه قرار دهد. از قرار معلوم آن را پيش از اقدس نوشته است.
3. کتاب اشراقات که آن را به تقليد کتاب "بيان" سيدعلي محمد باب هم به عربي و هم به فارسي نوشته است که شامل بر احکام و حدود آئين بهاء است.
4. کتاب هفت وادي که آنرا براي شيخ عبدالرحمن کرکوتي نوشته و چون کرکوتي از مشايخ صوفيان بود، بهاءالله مصطلحات صوفيان و عارفان را در آن بکار برده است.
5. کتاب "الواح السلاطين" که آن هم به فارسي و عربي نوشته شده و عبارت است از نامه ها و الواح پراکنده اي که آنها را بهاءالله به پادشاهان و رئيسان جمهور کشورها نوشته است (حاوي 66 لوح). علاوه بر اينها رساله ها و الواح ديگري نيز نوشته که به مجموع آنها "الواح بهاءالله" گفته مي شود.
ميرزا حسينعلي بهاء مؤسس مذهب بهاء به سال 1309 هجري در هفتاد و شش سالگي در شهر عکا زندگي را بدرود گفت و از سه زن او چهار پسر و دو دختر باقي ماندند. يکي از آنها ميرزا عباس، ملقب به عبدالبهاء است که جانشين او گرديد.




طنز سال

جانشین فرمانده سپاه: ایران امن‌ترین نقطه جهان است



حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران
همزمان با آنکه یک نماینده مجلس، در جلسه علنی روز گذشته خواستار انجام تدابیر لازم جهت جلوگیری از پدیده گروگانگیری در کشور شد، جانشین فرمانده کل سپاه گفته است که ایران در حال حاضر امن‌ترین نقطه جهان است.
سرتیپ پاسدار حسین سلامی، روز چهارشنبه در همایش پیشمرگان مسلمان کرد در سنندج، از امنیت به عنوان نقطه آغاز آبادانی در کشور یاد کرده و گفته است که «این امنیت که به برکت وجود مردم همیشه در صحنه ایران به دست آمده، سبب شده است که این کشور بزرگ در صحنه جهانی بدرخشد».
تأکید جانشین فرمانده سپاه ایران بر مقوله امنیت در حالی است که همزمان محمد قیوم دهقانی نماینده ایرانشهر و سرباز در مجلس شورای اسلامی، در تذکری به وزیر کشور خواستار تدابیر لازم برای جلوگیری از پدیده گروگانگیری در استان سیستان و بلوچستان شد.
جنوب شرقی ایران در سال‌های اخیر و با اوج‌گیری اقدامات گروه جندالله به رهبری عبدالمالک ریگی در سیستان و بلوچستان، به صورت متوالی شاهد ناامنی‌های مختلف بوده است و در تازه‌ترین این حوادث در اواخر مهرماه در يک عمليات انتحاری در منطقه «پيشين» شهرستان «سرباز»، بيش از ۴۰ نفر از جمله ۱۵ فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کشته شدند که در ميان آنها نام علی شوشتری، جانشين فرمانده نيروی زمينی سپاه، به چشم می‌خورد.
.جندالله پیش از این نیز مسئولیت چند حادثه تروریستی و گروگانگیری در جنوب شرقی را بر عهده گرفته بود که از جمله این حوادث می‌توان به انفجار مسجد علی ابن ابیطالب زاهدان در خرداد ماه امسال، گروگانگیری و قتل ۱۶ نفر از پرسنل نیروی انتظامی در سال ۸۷ و قتل برخی از سرنشینان خودروهای عبوری در منطقه تاسوکی در سال ۸۴ اشاره کرد.
هر چند این حوادث به سرعت از سوی دیگر کشورها از جمله ایالات متحده و بریتانیا محکوم شد، اما مقامات ایرانی گفته‌اند که گروه جندالله در اقدامات خود از سوی آمریکا، بریتانیا و نیز دستگاه امنیتی پاکستان هدایت و حمایت می‌شود.
اکنون نیز سرتیپ پاسدار سلامی گفته است که دشمنان ترفندها و دسیسه‌های خود را بر علیه ملت ایران متوقف نمی‌کنند و در عین حال اضافه کرده است که «تبلیغات دشمنان در مورد ناامنی کشور صحت ندارد».
علاوه بر اقدامات گروه جندالله، موضوع قاچاق مواد مخدر از طریق مرزهای شرقی ایران و فعالیت گروه‌هایی که مقامات دولتی از آنها به عنوان اشرار یاد می‌کنند، در سال‌های اخیر از عوامل ناامنی در منطقه جنوب شرقی ایران بوده است.
در تازه‌ترین این حوادث آن طور که محمدرضا اسحاقی، فرمانده انتظامی استان کرمان اعلام کرده است، بعد از ظهر چهارشنبه، چهار مأمور انتظامی در درگیری با سرنشینان یک خودروی حامل مواد مخدر در جاده ایرانشهر-زهکلوت جان خود را از دست دادند.
فرمانده انتظامی کرمان با اشاره به اینکه قاچاقچیان سعی می‌كنند با استفاده از معابر صعب‌العبور استان مواد مخدر را به استان‌های مركزی ایران منتقل كنند، گفته است که عاملان قتل این چهار مأمور انتظامی، «با به جای گذاشتن خودرو حامل مواد مخدر متواری شده‌اند و هم اكنون تحت تعقیب مأموران نیروی انتظامی هستند».
علاوه بر جنوب شرقی ایران، منطقه سنی‌نشین کردستان ایران هم در ماه‌های اخیر شاهد حوادثی تروریستی بوده است و از جمله در شهریور ماه امسال به دنبال چند سوءقصد پی در پی علیه مقامات دولتی این استان، ماموستا محمد شيخ‌الاسلام، نماينده كردستان در مجلس خبرگان رهبرى، توسط افراد ناشناس به قتل رسید.
گرچه اندکی پس از ترور این روحانی سنی در شهرستان سنندج سرتیپ رادان، جانشين فرمانده نيروی انتظامی ایران گفت که با همکاری دستگاه امنيتی و انتظامی عوامل ترورهای اخير کردستان دستگير و تحويل مقامات قضايی شده‌اند اما مقامات قضایی هنوز در مورد هویت این عوامل و انگیزه آنها اظهار نظری نکرده‌اند.

۱۳۸۸ آذر ۹, دوشنبه

به کجا می رویم ما؟

پيشنهاد ايجاد موسساتی برای ازدواج موقت (صیغه)
روزنامه اعتماد: مثل اينکه راهکار ارائه دادن از سوي پليس در زمينه ازدواج موقت پاياني ندارد. پس از آنکه رئيس پليس آگاهي ناجا هفته گذشته درباره «تسهيل ارتباط مشروع جنسي» سخن گفت و دو سه روز بعد از آن از سمت خود برکنار شد سردار اسماعيل احمدي مقدم در جلسه توديع و معارفه همان مسوول ازايجاد موسساتي حرف زد که «هم در انتخاب وهم در امکانات» مربوط به ازدواج موقت مي توانند کمک کنند. فرمانده نيروي انتظامي اعتقاد دارد رابطه نامشروع پسر و دختر مي تواند ضابطه مند شود اگر نگاه افراد جامعه به اين موضوع تغيير کند.احمدي مقدم درحاشيه مراسم توديع و معارفه فرمانده جديد دانشگاه علوم انضباطي با بيان اينکه وقتي بحث ازدواج موقت را مطرح مي کنيم، اين موضوع در حد کفر عنوان مي شود، گفت؛ ارتباط نامشروع آنقدر قبح ندارد که ازدواج موقت قبح دارد، هرچند از نگاه ما رابطه نامشروع دختر و پسر مي تواند ضابطه مند شود.اسماعيل احمدي مقدم در پاسخ به اين پرسش ايلنا درباره طرح موضوع تسهيل در ارتباط مشروع جنسي از سوي پليس گفت؛ ما برنامه يي نداريم اما آسيب را مطرح مي کنيم. اما وقتي ما ازدواج موقت را مطرح مي کنيم در حد کفرعنوان مي شود به طوري که در جامعه ارتباط نامشروع آنقدر قبح ندارد که ازدواج موقت قبح دارد. در اذهان مردم ازدواج موقت وسيله يي براي زياد ه خواهي افرادي است که ازدواج کرده اند در حالي که اين گونه نيست و رابطه نامشروع دختر و پسر مي تواند در چارچوب قانون و شرع ضابطه مند شود. فرمانده ناجابه آثار اين مساله اشاره کرد و گفت؛ آثارحقوقي و اجتماعي اش را نيز اسلام مشخص کرده است اما امروز اگر زمينه را براي ازدواج چه دائم و چه موقت فراهم کنيم چنان حمله يي مي کنند که رابطه نامشروع ترجيح داده مي شود.احمدي مقدم به سخت شدن ازدواج و جواني جامعه نيز اشاره کرد و گفت؛ بسياري ازخودنمايي ها، عرضه براي ازدواج است. حال چرا ما اين را تسهيل نکنيم و يک راه براي تسهيل اين امر موسساتي است که هم در انتخاب و هم در امکانات کمک مي کند.فرمانده ناجا گفت؛ اسلام دگم نيست و باز است به طوري که مي تواند ما را از بحران عبور دهد اما بايد يک مقدار ديدگاهمان را باز کنيم. احمدي مقدم که هفته گذشته هم در گفت وگو با رسانه ها زنان را هم مقصر حوادث منجر به تجاوز دانسته بود در رابطه با موضوع تجاوز به عنف بار ديگر بر مواضع خود تاکيد کرد و گفت؛ متاسفانه زن ها قرباني اصلي اين جرائم هستند و کمتر در اين جرائم شاهديم خانمي متاهل باشد و در اين گروه ها و جرائم حضور داشته باشد. معمولاً آقايان در اين جرائم تعدادشان بيشتر است و هم مجرد و هم متاهل هستند که اين نيز پديده يي بد است. فرمانده ناجا در پاسخ به اين پرسش که آيا نيروي انتظامي با طرح اين مباحث چيزي شبيه به خانه هاي عفاف را پيشنهاد مي کند، گفت؛ ما اين پيشنهاد را نداريم و نيروي انتظامي فقط هشدار مي دهد چه اتفاقاتي مي افتد. وي افزود؛ بر اساس اين هشدارها دستگاه ها بايد فکر و برنامه ريزي کنند که چگونه مشکلات را برطرف کنند. الان ما هشدار مي دهيم و وقتي دستگاه ها وظايف شان را به خوبي انجام ندهند سرريز اين موضوع درجامعه است که کار ما را زياد مي کند.


۱۳۸۸ آذر ۷, شنبه

آیا روحانیان اصولگرا از حکومت فاصله می گیرند؟

تاریخ انتشار مقاله 28/11/2009 به روز شده 28/11/2009 15:49 TU
آیت الله عبدالله جوادی آملی در دیدار با مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی قم گفت : "مردم اگر از لباس دین و روحانیت خلافی ببینند فوج فوج از دین خدا جدا می شوند."
این روحانی اصولگرا دیروز از امامت نماز جمعه قم نیز استعفا کرد و در توضیح تصمیمش گفت : مردم صدها مشکل دارند و اگر به رغم بیان آنها مشکلی از مشکلات آنان کم نمی شود، دیگر دلیلی برای ادامۀ فعالیت خود به عنوان امام جمعه قم نمی بیند.
سه هفته پیش آیت الله جوادی آملی در اظهار نظری بی پرده گفته بود : "فرهنگ مردم را اعتقاد آنان می سازد و نگهبان اعتقاد مردم اقتصاد است."
او سپس با انتقاد از ناتوانی دولت دهم در رفع مشکلات اقتصادی مردم و اتلاف درآمدهای نفتی تلویحاً حتا رئیس دولت، محمود احمدی نژاد را فردی بی کفایت و "بی عرضه" معرفی کرده و گفته بود : "آدم عاقلی که سرمایه ای مثل خاک و آب دارد، اگر از کشور دیگر مواد غذایی وارد کند، معلوم می شود بی عرضه است" و به تبع محروم از هنر مدیریت.
آیت الله جوادی آملی در ادامه افزوده بود : "جهنم فقط برای آدم شرابخوار نیست، برای آدم بی عرضه هم هست... بروید واردات و صادرات را در گمرک ها مقایسه کنید شناسنامۀ ما در گمرک است، اینکه ما از صادرات خبر می دهیم، اما از واردات هیچ نمی گوئیم، کار درستی نیست."
آیت الله عبدالله جوادی آملی از روحانیون اصولگرایی به شمار می رود که تا این اواخر پشتیبانی اش را از محمود احمدی نژاد دریغ نمی کرد. در مقابل او بود که رئیس جمهوری ایران یک بار دو زانو نشست و گفت که به هنگام سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل در هاله ای از نور فرو رفته بود.
استعفای او از امامت جمعه قم و اظهارات صریح و جسته و گریخته اش در انتقاد از ناکارآمدی دولت محمود احمدی نژاد این سئوال را بعضاً پیش می کشد : آیا می توان پیش بینی کرد که با تعمیق بحران سیاسی-اقتصادی کشور روحانیان اصولگرا نیز به صف معترضان ولو خاموش دولت به پیوندند؟
سعید مدنی پژوهشگر مقیم تهران در پاسخ به این پرسش می گوید :
سعید مدنی : بله، چنین ارزیابی صحیح است و اساساً می توان گفت که این استعفای ائمۀ جمعه در جمهوری اسلامی دارد کم کم به یک پدیده تبدیل می شود که با استعفای آیت الله طاهری از امامت نماز جمعه اصفهان شروع شد و آخرین نمونه اش هم استعفای آیت الله جوادی آملی است.
بر اساس اظهارات خود ائمۀ جمعه مستعفی می توان نتیجه گرفت که این استعفاها اعتراضی است در واقع به وضعیت موجود در پهنه های سیاسی و اقتصادی-اجتماعی، خاصه اینکه این اعتراض و انتقادها طی ماه های اخیر به بی کفایتی دولت در حل مشکلات مردم گسترش پیدا کرده است.
با توجه به موقعیت علمی آیت الله آملی در حوزه علمیه قم و مناسبات مهم اش با شخصیت ها و جناح های اصلی در قدرت، دامنۀ آثار استعفای وی تنها جناح محافظه کار را دربرنخواهد گرفت، بلکه شکاف مهمی را نیز در درون حوزۀ علمیه قم ایجاد خواهد کرد.
موقعیت امامت نماز جمعه به گونه ایست که فرد را در موضع حمایت از وضع موجود قرار می دهد و به همین دلیل هم نارضایی ها نسبت به این وضع غالباً متوجه ائمه جمعه هم می شود.
طبیعتاً قرار گرفتن در موضع دفاع از وضع موجود مستلزم نقض بسیاری از قوانین دینی و شرعی است. برخی از روحانیان این موضع را پذیرفته اند و برخی نیز به تدریج اعلام کرده اند که حاضر نیستند در موضع تأئید وضع موجود قرار بگیرند.
موج استعفای ائمه جمعه را باید گسترش نوعی شکاف در سطح عمومی جامعه دانست، به طوری که ائمه جمعه با استعفایشان اعلام می کنند که وضعیت به طوری ناگوار و سخت است و نارضایی عمومی چنان گسترده است که آنان حاضر نیستند موقعیت دینی و مرجعیت خود را فدای توجیه اوضاع کنونی کنند.


۱۳۸۸ آذر ۵, پنجشنبه

” پديده فحشا در ايران طي يك قرن ”

خاتمه دادن به پدیدۀ فحشا در شرایط کنونی امکان پذیر نیست، اما در یک نظام دمکراتیک با اتکا به عدالت اجتماعی و یک برنامه ریزی تربیتی و فرهنگی گسترده می توان از گسترش آن جلوگیری و حتی آن را محدود کرد و گروه کثیری از این زنان بویژه کودکان و نوجوانان را به آغوش خانواده و جامعه باز گرداند. ضرب المثلی قدیمی در مورد فحشا وجود دارد بدین مضمون که (فحشا قدیمی ترین شغل جهان است) اما مضمون این ضرب المثل از قضاوتی عادلانه و منصفانه برخوردار نیست زیرا این قدیمی ترین شغل جهان خود معلول قدیمی ترین درد و مشکل بشری یعنی فقر و احتیاج و همچنین نظام مردسالاری است. حال نظري بيفكنيم به سابقه اين پديده ، قبل از انقلاب ضد سلطنتي :
در اواخر دوره قاجار در شهر تهران در محله ای به نام قجرها زنان به حرفه تن فروشی اشتغال داشته اند، بعدها در سال 1298 شمسی شخصی به نام زال محمد محله‌ای را در جنوب غربی تهران در نزدیکی دروازه قزوین احداث کرد این محله که در خارج از محدودۀ شهر تهران قرار داشت به‌نام شهر نو نامیده شد. بعدها که شهر تهران گسترش یافت و این محله در محدودۀ شهر قرار گرفت، در سال 1333 به دستور زاهدی نخست وزیر وقت دیواری به دور آن ساخته شد که پس از آن قلعه زاهدی و اختصاراً قلعه نامیده میشد. این محله که محله‌ای منحصر بفرد بود بدیهی است که از روابط و مناسبات و مسائل و مشکلات منحصر بفرد و ویژه‌ای نیز برخوردار بود.
روابط و مناسبات قلعه شهر نو و نحوه ورود زنان به قلعه به این شکل بوده است که زن داوطلب کار در قلعه ابتدا به شهرداری منطقه مراجعه کرده و با ارائه طلاق نامه کارت اشتغال بکار در این محله را دریافت می‌کرده و پس از تأیید کلانتری ناحیه، کار زن در قلعه آغاز می گردید، اما این شکل ظاهری و تشریفاتی این مرحله بوده است، در واقع زنان و مردان واسطه‌ای که در این کار تجربه و تبحر داشتند زنان بیکار و نیازمند و بدون سرپرست را در محلات فـقیر نشین شناسائی کرده و سپس با وعده زندگی مرفه و آینده ای بهتر آنانرا به اشتغال در قلعه تشویق می کردند، زنان در بدو ورود به قلعه نخست تحت تسلط یکی از باندهای مستقر در قلعه قرار می گرفتند و سپس مردی را بعنوان سرپرست او تعیین می کردند، این مرد از آن پس مالک جان و مال او بود و بیشترین میزان دسترنج او را تصاحب می کرد، این مردان همگی دارای سابقه شرارت، چاقو کشی، تبهکاری و زندان بودند، اسارت، استعمار و بهرکشی زنان توسط این گونه باندهای تبهکار فـقط با مناسبات برده داری قابل مقایسه بود، این گونه باندها برای اینکه زنان قصد فرار نداشته و یا به بهانه های مختلف از جمله بیماری کم کاری نکنند با توسل به سه شیوه، ارعاب و تهدید و یا گرفتن چک و سفته از آنان و یا آلوده کردن آنان بدام اعتیاد آنان را مجبور می کردند تا زمانی که از جوانی و تندرستی بهره مندند همچنان بکار ادامه دهند، اما از سویی دیگر زنان ساکن قلعه که از دردهای مشترکی رنج می بردند و همگی تحت سلطه و ستم باندهای تبهکار بودند نسبت به یکدیگر احساس همدردی داشته و در حد توان خود به یکدیگر یاری می رساندند . به زنانی که به علت پیری و یا بیماری توان کاری را از دست می دادند کمک های مالی می کردند زندگی زنان در این محله توأم با درد و رنج و ترس و بیماری بود که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم.
1 ـ اغلب این زنان به بیماری آمیزشی مبتلا می شدند بویژه اينکه در سالهای قبل از دهه 40 که بیماری مرگ زای سفلیس ريشه کن نشده بود تعدادی از این زنان بر اثر ابتلا به این بیماری پس از تحمّل دردهای طاقت فرسا در عنفـوان جوانی به کام مرگ های زودرس کشیده می شدند وعلاوه بر آن به دليل كمبود محبت به اعتياد و الكل معتاد شده و دچار پيري زودرس ميشدند. طوري كه فقط تاسن 30سالگي ميتوانستند به كار ادامه بدهند و بعد مانند زباله اي به وسيله مالكان خود دور انداخته ميشدند اين در شرايطي بود كه هيچكدام از خانواده هاي آنان ، حاضر به قبول اين زنان نگونبخت نبودند و بعضا نيز آنان را به قتل ميرساندند.
2ـ یکی دیگر از رنج های آنان کتک خوردنهای همیشگی از مردانی بود که بر زندگی انان تسلط داشتند و صاحب جان و مال آنان بودند، این تعرضها گاهی منجر به نقص عضو و حتی در مواردی موجب قتل آنان می شد. این مردان شرور با دسترنج این زنان ستم کشیده شبها درکافه ها و کاباره ها و قمارخانه ها مشغول خوشگذرانی بودند در حالی که زنان با تنی خسته و فرسوده به کنج خانه های محقر خود پناه می بردند و هيچ قانون و مقرراتي از آنان حمايت نمي كرد.
3 ـ فرزندان در شرایط تربیتی و فرهنگی نامساعدی رشد می کردند در محله ای که همیشه چاقو کشی، عربده کشی، فحاشی و تمامی نابهنجاریهای اجتماعی وجود داشت و فرزندان نیز اغلب به ورطه فحشا، اعتیاد و تبهکاری سوق داده می شدند.
اثر ارزشمند ديگري به نام (روسپیگری در تهران) که به وسیله خانم ستاره فرمانفرمائیان رئیس دانشکده خدمات اجتماعی در سال 47 تدوین شده است .این اثر تحقـیقی که 1658 زن را در بر میگیرد شامل زن گودنشین می باشد، رقت بارترین و فلاکت بارترین نحوه زندگی زنان روسپی از آنان زنان گودنشین می باشد که در کوره پز خانه های متروکه و یا زاعه ها و حلبی آبادها با حداقل امکانات زندگی و به حرفه تن فروشی اشتغال داشند و مشتریان آنان نیز فقیر ترین اقشار جامعه مانند عمله ها و یا کارگران کوره پزخانه ها بودند.
از این زنان مورد تحقیق 403 نفر مادر نداشتند، 201 نفر دارای هوو بوده اند، 69 نفر اعتیاد داشتند، 466 نفر اعتراف کرده اند که فریب خورده اند، 60 نفر فكر ميكردند با اين كار زندگي شان به لحاظ اقتصادي سر و ساماني ميگيرد، 413 نفر کلفت بوده اند، 1367 نفر بیسواد بوده اند، 1116 نفر از شغلشان ناراضی بوده اند، 70% پدرانشان بی سواد بوده اند، 92% مادرانشان بی سواد بوده اند.
میزان بی سوادی زنان قلعه 92% زنان خیابانی 72% اما 2% دیپلمه بوده اند. زنان گودنشین همگی بی سواد بوده اند. 63% قبل از آغاز کار فرائض مذهبی را بجا می آوردند اما پس از اشتغال فـقط 28% فرائض مذهبی را انجام می دادند. 60% در روز بین 12 تا 18 ساعت کار می کردند. 74% به سیگار 9% به الکل 13% به تریاک و 5% به هروئین اعتیاد داشته اند. پائین ترین میزان درآمد روزانه در سال 47 از آن گودنشینان 50 ریال و بالاترین درآمد از آن خیابانی حداکثر 600 ریال بوده است تمامی آمارهای فوق مربوط به سال 47 می باشد.
در باره زندگی زنان روسپی در سالهای قبل از انقلاب گاهی داستانهائی واقعی و غیر واقعی در مطبوعات نوشته می شد اما جنبه تحقـیقی یا علت یابی نداشتند و عوامل فحشا مورد بررسی قرار نمی گرفت. ماجرای زندگی و محاکمات (ایران شریفی) یکی از پر سرو صدا ترین این ماجراها بود که گزارش آن هر روز در مطبوعات درج می شد، داستان زندگی (ایران شریفی) بمثابه یکی از قربانیان بی عدالتی به عنوان نمونه بازگو می شود، ایران شریفی دارای همسر بود اما چون دچار نازائی بود و نمی توانست صاحب فرزند شود همسرش از دادگاه تقاضای طلاق می کند و چون یکی از دلایل حکم طلاق نازائی زن می باشد دادگاه حکم طلاق را صادر می کند، آنگاه یک زن بی سواد یک زن بدون تخصص یک زن فاقد امکانات مالی و زنی که هیچ گونه قانونی از او حمایت نمی کند، در جامعه رها می شود و بتدریج به روسپیگری سوق داده می شود. همسرش مجدداً ازدواج می کند و صاحب فرزند می شود، ایران شریفی که همسرش را عامل تباه شدن زندگی خود می پندارد در صدد انتقام گیری برمی آید و فرزند همسرش را می رباید و پس از چند روز زندگی کردن با او کودک را به قتل می رساند و خود در یک محاکمه طولانی در سال 50 به اعدام محکوم می شود و نام او به عنوان اولین زنی که در دادگستری نوین ایران اعدام گردید ثبت می شود.
در سال 50 که آغاز مبارزه جنبش چریکی بود، فعالیب سیاسی بر این عقیده بودند که اعدام شریفی به این علت بود که رژیم قصد داشت تا زمینه افکار عمومی را برای اعدام زنان مبارز آماده سازد.
و اما بعد از انقلاب ضد سلطنتي :
یکی از شعارهای اساسی و محوری جمهوری اسلامی مبارزه با فساد بود که در سر لوحه ی آن مبارزه با فحشا قرار داشت، خمینی در یکی از سخنرانی هایش اظهار داشت ما با سینما مخالف نیستیم با فحشا مخالفیم.اقدامات رژیم در مبارزه با فحشا مانند تمام عملکردهای آن جنبه ی صوری و پرداختن به ظواهر و معلولها بود نه علل و معلول، در تعقیب این سیاست قلعه و دیگر خانه های سراسر کشور تعطیل گردید و سه نفر از زنان معروف قلعه اعدام شدند و بقیه زنان بدون کوچک ترین حمایتی در جامعه رها شدند، سران اصلی گردانندگان باندهای قلعه که همگی مرد بودند از اعدام و حتی دستگیری مصون ماندند و تعدادی از آنان از فرصت استغاده کرده و در کمیته های انقلاب استخدام شدند و این بار در پوشش کمیته ها به تبهکاری خود در تمامی زمینه های خلافکاری ادامه دادند، در سال 58 از حزب الهی ها باند جنایتکاری را به نام شاهین عدالت اسلامی تشکیل دادند که زنان خیابانی را می ربوده و بقتل می رساندند. سپس اعلامیه ای صادر کرده و عمل جنایتکارانه خود را یک اقدام انقلابی و عادلانه برای پاک کردن جامعه اسلامی از فساد اعلام می کردند!! در تفکر ضد بشری و عقب مانده اینان پاک کردن فساد از جامعه با قتل آسیب پذیرترین و بی پشتیبان ترین اقشار جامعه امکان پذیر بود. در طی 26 سال گذشته زندان ها، اعدام ها و سنگسارها و قتل های زنجیری زنان خیابانی نتوانسته مانعی برای رشد روز افزون زنان خیابانی باشد، خانم ”عشرت شایق” که نماینده تبریز در مجلس شورای اسلامی بود در اسفند ماه 83 از تریبون مجلس اعلام می کند که اگر ده زن خیابانی اعدام شوند مسئله زنان خیابانی حل خواهد شد!! ایشان هم مانند دیگر سران رژیم توجهی به ریشه ها و علتهای نابسامانیهای جامعه ندارند. در آغاز انقلاب، رژیم فـقط توانست ظواهر فحشا را از جامعه حذف کند اما فحشا در عمق جامعه و در خفا به شكل گسترده تري شروع به رشد نمود. در این سالها با بدعت دیگری در فحشا مواجه می شویم به نام ” صیغه ” که در واقع یک نوع فحشا شرعی است، یکی از محله هائی که بتدریج به پایگاه فحشا در تهران تبدیل گردید محله خاک سفید تهران پارس بود. این محله که بزرگ ترین پایگاه خلافکاران و تبهکاران بود تمامی کالاهای ممنوعه از انواع اسلحه حتی کلاشینکوف تا انواع مواد مخدر و فیلم های سکسی و حتی دختران و پسران خردسال نیز عرضه می شد. در این محله بجز فحشا و تباهی آثاری از زندگی عادی وجود نداشت، نیروهای انتظامی به دو علت از ورود به این محله خودداری می کردند:
اول این که رشوه های کلان از تبهکاران دریافت می کردند و دیگر این که چون تمام تبهکاران ساکن این محله به اسلحه گرم مجهز بودند نیروهای انتظامی از درگیری با آنان هراس داشتند. اما پس از شکایات مکرر ساکنان محله های اطراف و بخث پیرامون این محله در مطبوعات، رژیم در یک اقدام گسترده در سال 79 محله را محاصره کرده و پس از بیرون راندن ساکنان محله آن را ویران کرد و این بار نیز ساکنان این محله در تهران پراکنده شدند.
عوامل افزایش زنان خیابانی بعد از انقلاب
1 ـ فقر: سیاست های اقتصادی جمهوری اسلامی روز به روز اقشار متوسط و زحمت کشان و تهیدستان جامعه را به فلاکت بیشتری می کشاند و اکثریت طبقه متوسط جامعه بسوی خط فـقر رانده می شوند و اقشار فـقیر جامعه به خط زیر فـقر سقوط می کنند این گونه سیاستها و عدم توجه به عدالت اقتصادی و اجتماعی موجب بروز نابسامانیهای روز افزون در جامعه مانند بیکاری، تبهکاری، رشوه خواری اعتیاد و فحشا می شود.
2ـ جنگ: جنگ 8 ساله جمهوری اسلامی و دولت عراق که افزون بر تلفات انسانی آن و مجروح و معلول شدن صدها هزار نفر از مردم میهن مان باعث بی خانمانی و آوارگی میلیونها نفر گردید این پدیدۀ شوم پیامدهای زیادی را ببار آورد که یکی از آنها اشاعه فحشا بود.
3ـ اعتیاد: هیچ کدام از نابهنجاریهای جامعه مانند فحشا و اعتیاد بر یکدیگر تأثیر نمی گذارند در خیلی از موارد اعتیاد خود یا همسر عامل روسپی گری بوده و در خیلی از موارد زنان روسپی به اعتیاد پناه می بردند.
4ـ از دست دادن شغل: به علت مرگ سرپرست خانواده و يا ، بیماری و یا زندانی شدن او و فـقدان فردی از خانواده که هزینه ی زندگی را تأمین می کند، خانواده با ناتوانی مالی مواجه می شود و این مورد می تواند زمینه را برای روسپیگری یکی از اعضای خانواده آماده کند.
5ـ ازدواج اجباری: ازدواج دختران با مردانی که دارای اختلاف سنی زیاد یا اختلاف فرهنگی و یا میزان تحصیلات هستند می تواند یکی از عوامل زمینه ساز فحشا باشد
6 ـ داشتن هوو: طبق تحقـقات آماری 14% زنان روسپی دارای هوو بوده اند.
7 ـ فرار دختران: عوامل متعدد فرار دختران از کانون خانواده که خود می تواند موضوع بخث جداگانه ای باشد در سالهای اخیر افزایش یافته است و دختران فراری آسان ترین طعمه هائی هستند که بدام باندهای فحشا اسیر می شوند.
8 ـ زیاده خواهی و تنوع طلبی مردان: رابطه جنسی زن و مرد در خارج از تعهدات زناشوئی برای زنان مایه سرزنش وننگ است اما برای مردان آن چنان سرزنش بار نیست این نحوۀ قضاوت دو گانه در افکار عمومی می تواند عامل برای تنوع طلبی مردان باشد.
9 ـ پائین آمدن میزان ازدواج: مشکلات اقتصادی، تنگدستی، بیکاری روز افزون بزرگترین مانع برای ازدواج جوانان است که خود می تواند یکی از عوامل فحشا باشد.
10 ـ وجود فضای یأس و ناامیدی در میان جوانان ایران: با میزان 60% جمعیت زیر 30 سال دارای جوانترین جمعیت در جهان نسبت به کل جمعیت می باشد. در حالی که میزان جمعیت زیر 30 سال در آلمان 18% می باشد، جوانان ایران چشم انداز امید بخشی برای آینده ندارند، این فضای یأس و ناامیدی و سرخوردگی موجب بروز اعتیاد خودکشی و فحشا می شود.
11 ـ تجاوز نزدیکان یا محارم: 11% از دختران روسپی توسط پدر، برادر یا دائی و عمو مورد تجاوز قرار گرفته اند. چيزي كه در سzالهاي قبل از انقلاب بسيار كم سابقه و نادر بود، و البته اين مسئله نيز ناشي از فرهنگ منحط آخوندي است ، طوري كه در ساليان قبل هم زنان آخوندها ميگفتند هيچگاه نبايد دخترت را با شوهر آخوندت در يك جا تنها بگذاري!
عوارض و پیامدهای فحشا
افزایش روز افزون فحشا بر اساس عواملی که ذکر گردید موجب پدید آمدن تأثیرات و عوارض مخربی بر نهاد خانواده و جامعه می شود که عبارتند از:
1 ـ شیوع بیماری مرگ زای ایدز
2 ـ شکستن تدریجی قبح فحشا: افزایش فحشا در دراز مدت موجب شکستن قبح فحشا می شود چنانکه در تایلند و هندوستان فحشا از آن چنان قبح اجتماعی برخوردار نیست و بعنوان یک حرفه شناخته می شود.
اگر روند فحشا در کشورمان با همین شتاب گسترش یابد در آینده شاهد شکستن قبح فحشا خواهیم بود. قبح فحشا را نباید با مفاهیمی مانند تعصب، غیرت و ناموس پرستی مورد سنجش و قضاوت قرار داد بلکه باید از دیدگاه حقـوق بشر مورد قضاوت قرار داد و آنرا به عنوان هتک حرمت انسان تلقی کرد.
3 ـ صدور دختران به کشورهای هم جوار: در سالیان اخیر باندهای اشاعه فحشا افزون بر عرضه فحشا در داخل کشور به انتقال دختران به کشورهای هم جوار مانند امارات متحدۀ عربی بویژه دوبی و ترکیه نیز مبادرت می ورزند حقارتهائی را که این دختران در این کشورها متحمل می شوند نشانگر زندگی دردناک هموطنان ستم دیده ما در دیگر کشورهاست، در روستاهای جنوب خراسان و بلوچستان نیز دختران را به بهانه های ازدواج به کشورهای پاکستان می برند و آنان را در آنجا به فحشا وا می داردند.
نتایج تحقـیقات آماری در سال87 در مورد فحشا
از سن 9 سال تا 13 سال 3%، از 13 سال تا 16 سال 38% تا 44% از زنان اعتراف کرده اند که به دلیل کمبود محبت از جانب خانواده به فحشا کشانده شده اند، 22% در کودکی مورد تجاوز قرار گرفته اند 11% توسط نزدیکان مورد تجاوز قرار گرفته اند، 25% دختران فراری بوده اند 95% دختران فراری پس از 24 ساعت وارد دنیای روسپیگری می شوند، 54% از شوهرانشان معتاد بوده اند، 12% شوهران آنان را مجبور به روسپیگری کرده اند 23% معتاد بوده اند، 1% تحصیلات دانشگاهی داشته اند، 11% دیپلمه بوده اند. طبق آمارهای فوق فـقر و سپس اعتیاد در ايجاد و گسترش فحشا نقش داشته است.
گاهی پراکنده پیرامون فحشا در ایران امروز
طبق گزارش خانم کامیلیا انتخابی فرد در سایت گویا نیوز در قبرستان بزرگ شهر قم در شبهای جمعه زنان تن فروش از مشتریان خود پذیرائی می کنند. این گزارش نشانگر آن است در ام القرای رژیم آن هم در مکانی مانند قبرستان فحشا بطور آشکار وجود دارد.
قتل های زنجیری زنان تن فروش
در ایران سالها زنان تن فروش آلوه بر درد و رنج و حقارتی را که متحمل می شوند و بارها نیز زندانی شده و در مواردی اعدام و یا وحشیانه سنگسار شده اند. در 5 مورد نیز به طور زنجیری به قتل رسیده اند كه در اين قتل هاي زنجيره اي طبق اخبار رسمي تا كنون : 51 زن در 5 نوع قتل زنجيره اي كشته شده اند(اين فقط آمار اعلام شده از جانب كارگزاران نظامي است كه خود مشوق اين قتلها بوده و هست) .
در قتل عام این زنان که ستمدیده ترین و فراموش شده ترین قربانیان این نظام هستند اشکی ریخته نشد، مراسمی بر پا نگردید و اعتراضی شنیده نشد. اگر پدیده فحشا و دیگر نابسامانی های اجتماعی در آینده با همین روند ادامه یابد و انسانها در اشکال گوناگون تحقیر شده هویت و شخصیت انسانی، اجتماعی و جـقوقی شان پایمال گردد در آینده با صدها هزار شاید میلیونها انسان روان پریش، افسرده، پرخاشگر، الکلی، معتاد و تبهکار روبرو خواهیم بود.
خاتمه دادن به پدیدۀ فحشا در شرایط کنونی جهان و به علت فـقدان مناسبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی عادلانه امکان پذیر نیست، اما در یک نظام دمکراتیک با اتکا به عدالت اجتماعی و یک برنامه ریزی تربیتی و فرهنگی گسترده می توان از گسترش آن جلوگیری و حتی آن را محدود کرد و گروه کثیری از این زنان بویژه کودکان و نوجوانان را به آغوش خانواده و جامعه باز گرداند و به درد و رنج و حقارت و ستمی که همنوعان ما بر دوش می کشند پایان بخشید.




تحول نظام بانکی و استیصال بانک ها

به قلم : ناصر اعتمادی
تاریخ انتشار مقاله 25/11/2009 به روز شده 26/11/2009 17:58 TU
بلافاصله پس از آنکه محمود احمدی نژاد گفت قصد دارد بعد از به تصویب رسیدن حذف یارانه ها، طرح تحول بانکی را به مجلس ارایه کند، رئیس بانک مرکزی جمهوری اسلامی، محمود بهمنی، اظهار داشت که سیاست انقباظی که از اواسط سال ٨٦ بانک مرکزی به ریاست طهماسب مظاهری اتخاذ نمود پایان می یابد و به یک معنا افزایش مجدد نقدینگی در دستور کار قرار خواهد گرفت.
در این حال، رئیس بانک مرکزی تصریح کرد که این افزایش تورم زا نخواهد بود، زیرا، اولاً همۀ تدابیر لازم برای پیشگیری از افزایش تورم از قبل اندیشیده شده و ثانیاً اینبار هدف از افزایش نقدینگی هدایت آن به سوی بنگاه هایی است که در این زمینه سخت محتاج اند و به همین دلیل دچار بحران و تعطیلی شده اند.
در چهار سال گذشته حجم نقدینگی از ٤٠ هزار میلیارد تومان به رقم بی سابقه ١٤٠ هزار میلیارد تومان رسید و اکنون به گفتۀ محمود بهمنی بالغ بر ٢٠٠ هزار میلیارد تومان می شود. با این حال، رئیس بانک مرکزی پیش بینی کرده است که رشد ١٥ درصدی نقدینگی در سال ٨٧ تا پایان سال جاری به ٢٣٪ برسد.
اما، آنچه این پدیدۀ بی سابقه را ویژه تر از این می سازد فرار همزمان سپرده ها از بانک هاست که در نوع خود هم انتظارات تورمی را افزایش می دهد و هم هدایت نقدینگی را به سمت واحدهای تولیدی مشکلتر از پیش می سازد.
در واقع، بانک مرکزی در آخرین گزارش خود قید کرده است که میزان سپردۀ بانک ها و مؤسسات اعتباری در بانک مرکزی طی خرداد ٨٨ به میزان ١١٫٢٪ نسبت به اسفندماه ٨٧ کاهش یافته است.
بر پایۀ این گزارش سپرده های دیداری که عمدتاً شامل حساب های جاری است و در عین حال نشانۀ رونق یا رکود فعالیت های اقتصادی منفی ٤٫٤٪ است و در سه ماهۀ نخست امسال به ٣٥ هزار میلیارد تومان کاهش یافته است.
در این حال، دیگر شاخص مهم رکود اقتصاد ایران کاهش چشمگیر اسناد مبادله شده در فاصلۀ فروردین ماه تا مرداد ماه ٨٨ است.
بر پایه آمار بانک مرکزی در پنج ماه نخست سال ٨٧، تعداد چک های مبادله شده ٣٢٢ میلیون و ٦٤ هزار برگ بوده، اما، همین رقم تا پایان مرداد گذشته با ٥٠٪ کاهش به ١٨١ میلیون و ٨٩ هزار برگ رسیده است.
به بیان دیگر، کاهش ١٨١ میلیونی اسناد مبادله شده مؤید تشدید رکودی است که بر اقتصاد ایران مدتهاست سایه انداخته و ٥٠٪ واحدهای تولیدی را به ورشکستگی و تعطیلی کشانده است.
اگر در پنج ماه نخست سال ٨٧ مبادلۀ ١٩٨ هزار میلیارد تومان سند به ثبت رسید، ارزش اسناد مبادله شده در سال جاری به زیر ١٧٠ هزار میلیارد تومان سقوط کرده، با این تفاوت که ٨ هزار میلیارد تومان از همین اسناد بی پشتوانه یا باصطلاح چک های برگشت خورده بوده اند.
بر اساس گزارش بانک مرکزی ١٠٫٥٪ چک های مبادله شده در پنج ماه نخست سال ٨٨ برگشت خورده اند، در حالی که این رقم برای مدت مشابه سال قبل ٦٫٣٪ گزارش شده است. با این حال، این افزایش فقط شامل شمار چک های برگشت خورده نمی شود، بلکه مبالغ آنها را نیز دربرمی گیرد. تنها در آبان ماه گذشته ارزش اسناد برگشت خورده از ١٧٠٠ میلیارد تومان فراتر رفت و شاهد افزایشی ٧٠ درصدی بود. در تیرماه گذشته نیز ٤١٦ هزار چک برگشت خورده به مبلغ کل ١ هزار و ٨٨٧ میلیارد تومان به ثبت رسید.
بانک مرکزی در گزارش خود دیگر نشانۀ بارز رکود اقتصاد ایران را کاهش ٤٦ درصدی صدور جواز تأسیس واحدهای صنعتی در سال ٨٧ قید کرده، هر چند به اعتقاد وزیر صنایع و معادن دولت دهم وضعیت واحدهای صنعتی کشور هیچگاه به اندازۀ امروز خوب نبوده است.
با این حال، بانک مرکزی تصریح می کند که نه تنها صدور جواز تأسیس واحدهای صنعتی ٤٦٪ کاهش یافته، بلکه سرمایه گذاری برای تأسیس واحدهای صنعتی جدید نیز ٣٤٫٣٪ کاهش داشته است.
مرکز آمار ایران با اشاره به شاخص مهم دیگر – شاخص درآمد - واقعیت رکود در اقتصاد را تأئید می کند : رئیس مرکز آمار ایران در آخرین اظهار نظر خود گفته است : ٧٠٪ خانوارهای ایرانی، که شامل ٤٩ میلیون نفر می شود کمتر از ٤٥٠ هزار تومان درآمد دارند و این در حالی است که خط فقر در سال ٨٧ بیش از ٨٥٠ هزار تومان اعلام شده بود.
و در آخر مُهر تأئید بر وضعیت ناگوار اقتصاد ایران را خود محمود بهمنی، رئیس بانک مرکزی، در اظهاراتی جداگانه زده است. او خطاب به صنعتگران کشور که ظاهراً در پشتیبانی از آنان قرار است تحول بانکی و افزایش مجدد نقدینگی صورت بگیرد، گفته است : "بانک های ما آنقدر توان مالی ندارند که بتوانند تمام نیازهای مالی بخش صنعتی را تأمین کنند. بنابراین به صنعتگران پیشنهاد می کنم بروند دنبال منابع خارجی."
رئیس بانک مرکزی جمهوری اسلامی نگفته است که چرا آنچه دولت جمهوری اسلامی ایران طی سی سال موفق به انجام آن نشده، اکنون صنایع ورشکستۀ ایران باید قادر به انجام آن باشند و اصلاً چرا باید چنین تحولی امروز صورت بپذیرد.
برای نمونه، بزرگترین شریک تجاری ایران، چین که بیش از ٣٠ میلیارد دلار مبادلات بازرگانی با ایران دارد، پس از ورشکست کردن واحدهای تولیدی این کشور از طریق صدور کالاهای کم کیفیتش، همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی بر جمهوری اسلامی، مانع از گشایش اسناد اعتباری بازرگانان ایرانی می شود.
معاون وزیر بازرگانی ایران که به نمایندگی از دولت دهم در مراسم گشایش نخستین دفتر تجاری ایران در شانگهای حضور یافت از مسئولان دولتی چین خواست تا بیش از این جلوی گشایش اسناد اعتباری بازرگانان ایرانی را نگیرند.


خود آقايان حاضرند دختر 15 ساله شان صيغه شود ؟

سایت بازیاب: رئیس پلیس آگاهی ناجا درآخرين روز حضورش در اين سمت اعلام کرد برای کاهش آمار تجاوز به عنف باید «بهره‌برداری مشروع جنسی» در جامعه تسهیل شود.اين در حالي است كه امروز برخي منابع خبري گزارش دادند سردار جعفري به دانشگاه علوم انتظامي نقل مكان كرده و سردار بتولي جايگزين وي شده است . حال بايد دي اظهارات مطرح شده از جانب سردار جعفري ديدگاه سازماني وي بوده يا ديدگاه شخصي .اما آنچه كه مسلم است اين است كه اظهارات اخير در اين باره سبب بروز واكنش هاي متعددي به اين ماجرا شده و كارشناسان مختلف ديدگاه هاي خود را مطرح مي كنند .به نوشته اعتماد، سردار جعفری گفت؛ «احکام اسلامی که زمینه های پیشگیرانه دارند مثل تسهیل در بهره برداری مشروع جنسی که در شرع هم پیش بینی شده است، می تواند موجب کاهش تجاوز به عنف شود.» بحث «بهره برداری مشروع جنسی» ناظر بر اجرای متعه یا همان ازدواج موقت در جامعه است؛ بحثی که ابتدا هاشمی رفسنجانی در سال 1370 مطرح کرد و از همان سال تا به حال هر از گاهی رخ نمایانده و چون با موج مخالفت ها روبه رو شده، به حاشیه رفته است. سردار جعفری که درباره تجاوزهای به عنف قیامدشت و لواسان حرف می زد، در گفت وگو با خبرنگاران توضیح داده؛ «اگر امکان تمتع جنسی فراهم شود، آن موقع اگر کسی مرتکب جرم شد باز هم احکام الهی تکلیف را روشن کرده است.» طی هفته جاری این دومین مقام رسمی است که طرح ازدواج موقت در جامعه را دوباره پیش می کشد. علی مطهری نماینده تهران روز شنبه اظهارنظر کرده بود برای جلوگیری از رواج فساد و فحشا در جامعه باید ازدواج موقت را بین «دبیرستانی ها» رواج داد. او گفته بود؛ «همه ما می دانیم که امروزه دختران و پسران با هم دوست می شوند و روابطی را برقرار می کنند که همه ما می دانیم نامشروع است و حتی در بسیاری از مواقع خانواده ها هم در جریان هستند. ما هم می گوییم باید همین رابطه در جریان باشد اما به صورت مشروع. آنها بیایند و ازدواج موقت کنند.» او درباره اشکالاتی که به این طرح وارد است از جمله اینکه خانواده ها به راحتی قبول نمی کنند که دختران شان ازدواج موقت داشته باشند پاسخ داده بود؛ «چرا واقعیات جامعه را نمی خواهیم باور کنیم. خیلی از دختران و پسران با هم دوست می شوند و بعد هم خیلی زود از هم جدا می شوند. خب بیایند و با هم ازدواج کنند و خانواده ها هم این را بپذیرند. وجدا دینی جوان ها را راحت کنیم و نگذاریم برای آنها گناه کردن عادی باشد.» نماینده تهران در حالی پیشنهاد ازدواج موقت دبیرستانی ها را مطرح کرد که طی هفته گذشته نماینده پژوهشی ولی فقیه در دانشگاه ها گفته بود باید طرح تفکیک جنسیتی دردانشگاه ها اجرا شود. حبیب محمدنژاد اظهارنظر کرده بود برای جلوگیری از تحریک غرایز جوانان باید دانشگاه های دخترانه وپسرانه ایجاد شود. حال معلوم نیست با اظهارنظر علی مطهری جامعه به چه شکلی درخواهد آمد یعنی باید دختران و پسران دبیرستانی ازدواج موقت کنند و بعد وقتی رفتند دانشگاه در کلاس های جداگانه درس بخوانند؟ این وضعیت پارادوکسیکال را (درصورت اجرایی شدن) چه کسی مدیریت خواهد کرد؟عباس عبدی تحلیلگر مسائل اجتماعی درباره این اظهارنظر تازه پلیس آگاهی می گوید؛«این اظهارنظر مبتنی بر این است که اگرقواعد اسلامی آن طور که آقایان می فهمند اجرا شود همه مشکلات حل می شود. به نظر می آید این گزاره غلط است و جواب نمی دهد چون به عنوان مثال 30 سال است ربا در سیستم بانکی وجود دارد، هر روز هم زیادتر می شودکه کمتر نمی شود. همه هم دوست دارند ربا رابردارند اما نمی شود و خودشان می دانند اگراین کار را بکنند فاجعه یی اتفاق می افتد.در این مورد هم همین طور است این آقایان که این توصیه ها را می کنند، حاضرند دختر 15ساله خودشان صیغه کسی بشود. چرا نوبت به خودشان که می رسد باید حتماً خواستگار با رعایت هزار رسم و رسوم وارد شود و به هیچ وجه حاضر نیستند فرزندان شان کوچک ترین رابطه یی با کسی داشته باشند بعد برای مردم این طور نسخه می پیچند.

IranPressNews

خرید موشک اس-300 : ایران نه مایل و نه قادر به شکایت از روسیه است

به قلم : رضا تقی زاده
تاریخ انتشار مقاله 25/11/2009 به روز شده 25/11/2009 15:03 TU
                                                                    سیستم موشکی اس-300


موشکهای نوع اس-300 سامانه ای است برای دفاع هوایی و متعلق به دهه هفتاد میلادی. اگرچه هیچیک از انواع موشکهای خانواده اس- 300 تاکنون در یک جنگ واقعی مورد استفاده قرار نگرفته اند، و لی با توجه به نتایج آزمایشها، بنظر میرسد که قابلیتهای آنها در حد پیشرفته ترین سامانه های دفاع هوایی موجود در جهان است.


دو روز پس از آغاز مانور دفاع هوایی پنج روزه ایران که با هدف افزایش قابلیتهای دفع هجوم هوایی محتمل علیه تاسیسات نظامی و اتمی کشور تدارک دیده شده ، سرتیپ محمد حسن منصوریان معاون هماهنگ کننده دفاع هوایی جمهوری اسلامی، در جمع خبرنگاران، ضمن انتقاد از روسیه بدلیل عدم اجرای قرار داد فروش موشکهای اس- 300 ، و تاثیر پذیری مسکو از لابی امریکا و اسرائیل، تهدید کرد که تهران ممکن است شکایتی را در این مورد در مراجع حقوقی جهانی مطرح سازد.
یک روز پیش از آغاز مانور یاد شده، سرتیپ میقانی، فرمانده دفاع هوایی جمهوری اسلامی نیز ، از عدم تحویل موشکهای اس-300 روسی به ایران گله کرد و یاد آور شد که این نوع موشکها در داخل کشور تولید خواهند شد. این ادعا را چند ساعت بعد، احمد وحیدی وزیر دفاع جمهوری اسلامی ضمن پاسخگوئی به پرسشی پیرامون انتشار اطلاعات مربوط به اژدر-موشک موسوم به حوت در اینتر نت، تلویحا رد کرد.

با توجه به اظهارات مشابه حسن فیروز آبادی رییس ستاد نیرو های مسلح جمهوری اسلامی در مورد موشکهای یاد شده و گلایه او از "رفقای روسی" در 22 آبان سال جاری، دایر بر "شش ماه تاخیر در تحویل سامانه موشکی اس-300 و همچنین انتقاد علاءالدین بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس اسلامی از روسیه، که طی گفتگویی با روزنامه انگلیسی زبان تهران تایمز عنوان شد، و در آن گفته شد :"اگر آنها (روسها ) به قرار دادهای خود عمل نکنند، این لکه ای منفی در روابط دو جانبه خواهد بود"، یک نکته کاملا آشکار بنظر میرسد و آن میل شدید دولت ایران به دراختیار گرفتن موشکهای یاد شده است.

فوریت دریافت موشکهای اس-300 نزد جمهوری اسلامی ظاهرا به حدی است که تهران بمنظور وادار ساختن کرملین به اجرای موافقتنامه فروش سیستم دفاعی یاد شده حتی از اعمال فشار مستقیم سیاسی علیه مسکو و رسانه ای کردن موضوع نیز پرهیزی ندارد. با این وجود، علی رغم اظهارات سرتیپ منصوریان، بنظر نمیرسد که حد فشار های تهران علیه مسکو، هرگز از مرز گلایه های دوستانه عبور کرده و به شکایت رسمی بیانجامد.

موشکهای نوع اس-300 سامانه ای است برای دفاع هوایی و متعلق به دهه هفتاد میلادی . این سیستم موشکی که در اتحاد شوروی سابق طراحی و تولید شده برای دفاع از مجتمع های صنعتی، تاسیسات اداری حساس و مراکز مهم شهری در مقابل هجوم احتمالی موشکی از خارج در نظر گرفته شده بود. اولین مجموعه این موشکها ( اس-300 پی ) در سال 1978 به تعداد 80 فروند در اطراف مسکو نصب گردید. سامانه یاد شده دارای قابلیت رد گیری و مقابله با موشکهای بالستیکی و همچنین موشکهای کروز و هواپیماهای جنگنده است.

در سال 1985 نوع پیشرفته تری از این موشکها بنام اس-300- اف تولید شد که گفته میشود دارای قابلیت حمل کلاهکهای تاکتیکی اتمی است. نسل دوم موشکهای خانواده اس-300 قابل نصب بروی کشتی نیز هست. یکی از امتیاز های این سیستم موشکی امکان نصب آن بروی خود رو و قابلیت سریع تجهیز و انتقال آن توسط نفر بر های زرهی است. برد نسل اول موشکها ی یاد شده تا 90 کیلومتر است.

سیستم رادار موشکهای اس -300 قادرند تا شش هدف متحرک را بصورت همزمان تشخیص دهند. اگرچه هیچیک از انواع موشکهای خانواده اس- 300 تاکنون در یک جنگ واقعی مورد استفاده قرار نگرفته اند، و لی با توجه به نتایج آزمایشها، بنظر میرسد که قابلیتهای آنها در حد پیشرفته ترین سامانه های دفاع هوایی موجود در جهان است.

در حال حاضر سه گونه اصلی از این موشکها تولید و در نیروهای مسلح روسیه، کشور های اروپای شرقی و همچنین یونان و قبرس بخدمت گرفته شده اند. گفته میشود گونه مورد توافق برای تحویل به ایران قادر است هدفهای خود را در مسافت 120 کیلومتری شناسائی و در ارتفاع 60 متری از زمین مورد اصابت قرار دهد. موشکهای کروز همواره در ارتفاع پائین پرواز میکنند.

نوع جدید تر موشکهای خانواده اس-300 موسوم به پی-ام-یو که از سال 1999 بکار گرفته شده موثر تر مدلهای قدیمی است. وزن این موشکها مابین 1450 تا 1800 کیلو گرم و کلاهک جنگی آنها 143 کیلوگرم است. موشکهای نسل جدید اس-300 قادرند موشکها و هواپیماهای مهاجم را در مسافتی دورتر ( تا 150 کیلوتر ) ارتفاع پائین تر شناسائی و مورد اصابت قرار دهند. یکی از نقاط ضعف رادار های قدیمی، عدم قدرت شناسائی مهاجمین پرنده در ارتفاع پائین است و کشور های غربی برای استفاده از این ضعف، علاوه بر بکار گرفتن موشکهای کروز، پرواز جنگنده در ارتفاع پائین را نیز مرتبا تمرین میکنند.

نوع تازه موشکهای اس-300 را اس-400 نام داده اند و عربستان سعودی در حال حاضر مشغول مذاکره با روسیه برای خرید و دریافت این سامانه پیشرفته است. روسها این گزارش را که خرید موشک اس- 400 از جانب عربستان بمنظور جبران زیان ناشی از عدم اجرای توافق فروش مد ل پائینتر به ایران صورت میگیرد رد کرده اند.

ایران بمنظور کاهش اسیب پذیری دفاعی ناشی از در اختیار نداشتن نیروی هوایی قوی و پیشرفته و تکیه بر سیستم رادار کهنه و دفاع ضد هوایی ابتدایی ( بجز استفاده از موشکهای ام تور 1 ) ، و در نتیجه کمک به افزایش قابلیتهای خود برای دفاع از تاسیسات اتمی و مراکز نظامی استفاده از این موشکها را از مدتی قبل مورد توجه قرار داده است.

قرارداد عرضه سیستم های اس-300 به ایران ظاهرا در ماه دسامبرسال 2005 امضا شده ولی این موضوع هرگز بصورت رسمی اعلام نشده است. در ماه دسامبر 2008، برای اولین بار، ایرنا، خبرگزاری رسمی دولت ، به نقل از "اسماعیل کوثری" معاون رییس کمیسیون سیاست خارجی و امنیت مجلس ایران اطلاع داد که روسیه عرضه قطعات سیستم دفاع ضدهوایی اس-300 به ایران را آغاز کرده است. پس از آن سازمان فدرال همکاری های فنی و نظامی روسیه رسماً اعلام کرد که خبر عرضه سیستم های ضدهوایی اس-300 به ایران صحت ندارد. در آن تاریخ گفته میشد که ایران پاره ای از تجهیزات مربوط به موشکهای اس-300 را از طریق کشور بلاروس دریافت کرده است. بلاروس دارای روابط نزدیک با جمهوری اسلامی و روابط بسیار خوب با روسیه است.

روز سه شنبه 20 اکتبر "آندره تریخوف" طی گزارشی در روزنامه روسی "نیزاویسیمایا گازیتا" نوشت: "تهران بار دیگر مسکو را بخاطر عدم اجرای تعهدات خود پیرامون فروش مو شکهای اس 300 مورد انتقاد قرار داده است ". طی مقاله یاد شده به نقل از سرگئی ایوانوف، معاون نخست وزیر روسیه اعلام شد: "مجموعه های موشکی اس-300 در حال حاضر به ایران عرضه نمی شوند". پیش از آن نیز یکبار دیگر روزنامه "نیزاویسیمایا گازیتا" از قول "یک منبع آگاه در ادارات اجرایی روسیه" اطلاع داده بود که روسیه مایل به اجرای قرارداد یاد شده نیست. مطبوعات روسی منجمله کارشناسان "نیزاویسیمایا گازیتا" معتقدند که ادامه " تهدید ات تهران به نفع ایرانیان نیست" .


با این وجود سرتیپ احمد وحیدی وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران در روز22 اکتبر اعلام کرد : برای دریافت موشکهای اس-300 با روسیه قرارداد داریم و فکر نمی‌کنیم برای طرف روسی مناسب باشد که در دنیا به عنوان یک همکار نامطمئن جلوه‌گر شود.



دو روز بعد" آندره نسترنکو " سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه اعلام کرد که مسکو به تعهدات بین المللی خود در زمینه همکاری های فنی-نظامی با ایران پایبند است. در عین حال وی یاد آور شد " انجام این تعهدات نباید به افزایش بی ثباتی در منطقه بیانجامد ". روسیه همزمان، از قول یک "مقامات آگاه" اعلام داشت که ایران در مورد خرید سامانه موشک اس-300 پرداختی صورت نداده است.

در بعد سیاسی این معامله تسلیحاتی، که ظاهرا توافق اولیه آن در سال 2005 انجام و در سال 2007 بصورت مشخصی اجرای آن در دستور کار قرار گرفته است، پاره ای از کارشناسان روسی معتقد اند که واکنشهای اعتراضی تهران، که بیشتر از سوی مسئولان نظامی صورت گرفته بیشتر در جهت استفاده از کارت آمریکا علیه روسیه و ترساندن مسکو نسبت به نتایج عادی سازی ناگزیر مناسبات تهران با واشنگتن است.

فارغ از دلائل سیاسی واکنشهای اعتراضی اخیر تهران، تمامی شواهد حاکی از این واقعیت است که تهران از رفتارهای اخیر مسکو در قبال همکاری های مشترک اتمی، انجام تعهدات نظامی، و نحوه ادامه حمایت سیاسی از جمهوری اسلامی راضی نیست. بعلاوه نسبت به توافقهای امریکا و روسیه پس از اعلام لغو طرح نصب سیستم موشکی امریکا در جمهوری چک و لهستان نیز دارای سوء ظن است و این توافقها را علیه خود میبیند.

با این و جود، تهران ادامه همکار ی نزدیک با روسیه را در تمام زمینه های ممکن، همچنان به مصلحت خود میبیند. از نگاه تهران، تکمیل و راه اندازی راکتور بوشهر دارای اهمیت استراتژیکی است. در صورت رنجاندن روسیه، مشکلات سیاسی تکمیل طرح یاد شده میتواند بیش از پیش افزایش یابد.

در شورای امنیت پرونده ایران همچنان در دستور کار روزانه قرار دارد و احتمال تصویت تحریم تازه ای علیه تهران اینک جدی تر از هر زمان دیگر است. تنها حمایت روسیه ممکن است به تعویق تصویت تحریم تازه و یا رقیق کردن مفاد آن بیانجامد.

ادامه همکاری های نظامی روسیه با ایران، که تولید "اژدر-موشک " موسوم به حوت از جمله تازه ترین نتایج آن است، با توجه به قابلیتهای محدود صنعتی ایران در جهت افزایش ظرفیتهای دفاعی جمهوری اسلامی، از اهمیت فوق العاده بر خور دار است.

بعلاوه، در صورت طرح شکایت ایران علیه روسیه پیرامون عدم اجرای تعهد فروش موشک اس-300 ، اولا ایران مجبور به انتشار مفاد این توافق خواهد شد حال آنکه موضوع آن تا کنون محرمانه نگاه داشته شده، و بی تردید در متن توافق، علاوه بر موشک اس-300 اقلام دیگری نیز قرار دارد که جمهوری اسلامی مایل به افشای آنها نیست.با توجه به مفاد قطعنامه های شورای امنیت که فروش ابزار و تسلیحاتی با قابلیت استفاده در برنامه های اتمی و موشکی ایران را ممنوع اعلام کرده، اشکار شدن موضوع در یک مرجع حقوقی جهانی ممکن است به صدور رایی بیانجامد که بموجب آن سامانه اس-300 و هر سلاح مشابهی را رسما و با ذکر نام در شمول قطعنامه های تحریمی شورا قرار دهد. از این لحاظ، بنظر میرسد که تهران نه قادر و نه مایل به طرح شکایت از روسیه در زمینه خودداری از فروش موشکهای اس-300 به ایران است. اظهارات رسانه ای مسئولان نظامی و مرتبط با مراکز امنیتی جمهوری اسلامی نیز در تعقیب هدفهایی است متفاوت با فراهم ساختن زمینه طرح یک شکایت رسمی علیه روسیه در مراکز حقوقی جهانی!






۱۳۸۸ آذر ۱, یکشنبه

میرحسین موسوی : ایستاده ام و بهای آن را هر چه باشد می پردازم

به قلم : ناصر اعتمادی
تاریخ انتشار مقاله 22/11/2009 به روز شده 22/11/2009 12:59 TU
میرحسین موسوی نامزد معترض دهمین انتخابات ریاست جمهوری و از سران مخالفان در آخرین مصاحبۀ اینترنتی اش بر عزم خویش برای ادامۀ جنبش اصلاحات در جمهوری اسلامی تأکید کرد و گفت که آماده است بهای این استقامت را هر چه باشد بپردازد.
او حکومت اسلامی را به چشم پوشی از روش ارعاب در مواجهه با مردم فراخواند و در عین حال تصریح نمود که سرکوب نمی تواند مردم را از مسیری که انتخاب کرده اند بازداشته یا منحرف کند و اینکه در هر حال اعتراض ها برغم بهای سنگین آنها ادامه خواهند یافت.
میرحسین موسوی با اشاره به راهپیمایی مخالفان در سیزده آبان و حضور سهمگین نیروهای نظامی و امنیتی برای مقابله با مردم گفت : "آنچه که در خیابان ها دیده شد یک لشکر کشی عظیم علیه مردم بود" که در چنین ابعادی در طول تاریخ جمهوری اسلامی بی سابقه بوده است.
میرحسین موسوی سپس اضافه کرده است که تراکم حجم گسترده ای از نیروهای انتظامی در خیابان ها نشان داد که رهبران حکومت اسلامی "چه خوفی از جنبش سبز امید مردم دارند" و اینکه خود این جنبش چه عظمت و ابعادی دارد.
به گفتۀ نامزد معترض دهمین انتخابات ریاست جمهوری رژیمی که داعیه اسلام دارد و خود زائیدۀ یک انقلاب مردمی است نباید پایه اش را بر ترس مردم و یا ترس از مردم بگذارد.
میرحسین موسوی با تأکید بر اینکه دیگر ترس از ارعاب در نزد مردم مُرده است، به مقامات جمهوری اسلامی هشدار داده که ادامۀ رفتار خشن موجب عصبانیت مردم می شود و عصبانیت مردم راه را برای عبور آنان از "شعار اصولی" اجرای بدون تنازل قانون اساسی هموار می سازد.
میرحسین موسوی در جای دیگری از اظهاراتش ضمن انتقاد از نحوۀ حذف یارانه های اساسی توسط دولت محمود احمدی نژاد که عمدتاً شامل آزاد کردن قیمت حامل های سوخت است هشدار داده که روش دولت در اجرای این طرح ای بسا منجر به پدیداری مشکلات امنیتی، اجتماعی و اقتصادی در کشور و در سطح تولید شود.
میرحسین موسوی در ادامه گفته است که حذف یارانه ها به طریقۀ دولت دهم "به آشفتگی و فساد گسترده در جامعه" دامن خواهد زد. او سپس با اشاره به درآمدهای نفتی بی سابقه ایران طی دولت نهم گفته است که برداشت دولت از حساب ذخیره ارزی شفاف نبوده و هنوز مردم نمی دانند که ۳۰۰ میلیارد دلار درآمدهای نفتی در دورۀ ۴ سال دولت نهم چگونه و کجا خرج شد و نتایج آن چه بوده است.
در پایان، میرحسین موسوی با صراحت بدبینی خود را نسبت به لایحۀ هدفمند کردن یارانه ها و نتایج آن ابراز داشته است.
اظهار نظرهای گستردۀ میرحسین موسوی در مورد جنبش اعتراض مردمی و نیز روش ها و سیاست های زیانبار دولت در همۀ زمینه ها از جمله اقتصاد و در آخر تأکید او بر ادامۀ راهی که او و مردم معترض برگزیده اند همگی نشان می دهد که نامزد معترض دهمین انتخابات ریاست جمهوری بیش از پیش هم به وضعیت بحرانی کشور آگاه است و هم به نقش خود به عنوان نمایندۀ بدیل سیاسی در هدایت و کنترل این بحران.




۱۳۸۸ آبان ۲۹, جمعه

احمدی نژاد: استکبار پنچر شده و این بزرگترین فرصت برای ما است


ایلنا: احمدی‌نژاد در دیدار با نخبگان وفرهیختگان آذربایجان شرقی گفت نظام استکباری به پایان راه رسیده و پنچر شده است.

احمدی نژاد با بیان این اعتقاد که درهیچ‌جای دنیا اینقدر آزادی مثل ایران وجود ندارد، گفت: در کجای دنیا در انتخابات اجازه می‌دهند کاندیداها در مناظرات مبانی نظام را به چالش بکشند؟ امروز درانتخابات اخیر ایران طرازی از دموکراسی به نمایش درآمد که به شدت دموکراسی در دنیا رازیر سوال برد، چرا که در اکثر دنیاد موکراسی‌ها جهت‌گیری شده و تعیین‌شده است ولی در ایران دیدید هرکس هرچه خواست گفت و مردم حضوری 85 درصدی داشتند و در واقع این اتفاق نقطه پایان دموکراسی لیبرال به لحاظ نظری بود.
احمدی‌نژاد خاطرنشان کرد: به لحاظ سیاسی هم، استکبار در بن‌بست قرار گرفته است.
می‌بینید که مسائل فلسطین، عراق وافغانستان را نمی‌توانند حل کنند. دوره آنها تمام شده و این بزرگترین فرصت برای ملت ایران است.

۱۳۸۸ آبان ۲۷, چهارشنبه

فساد شدید در ایران و افغانستان

تاریخ انتشار مقاله 18/11/2009 به روز شده 18/11/2009 08:45 TU
سازمان شفافیت بین‌المللی* گزارش سالانۀ خود را منتشر ساخت. این گزارش کشورهای جهان را بر حسب شیوع فساد در بخش‌های دولتی رده‌‌بندی می‌کند. بر اساس این گزارش ایران در میان ۱۸۰ کشور جهان، در ردۀ ۱۶۸ و افغانستان در ردۀ ١٧٩قرار دارد.
سازمان شفافیت بین‌المللی* گزارش های سالانۀ خود را بر حسب ارزیابی از فساد دولتی تنظیم می‌کند. معیارهایی چون اختلاس، ارتشاء، خرید و فروش پست‌های دولتی، فساد مالی در میان سیاستمداران و مقام‌های دولتی و عدم مبارزه علیه مواد مخدر، در این بررسی ها مورد توجه قرار می گیرند. پژوهش های کارشناسان و نظرسنجی های متعدد، مبنای قضاوت های این سازمان است.
در آخرین گزارش سازمان شفافیت بین‌المللی، نام ۱۸۰ کشور جهان به چشم می‌خورد. در این فهرست کشور زلاند نو بیشترین امتیاز را به دست آورده و در مقام اول قرار گرفته است.
پس از زلاند نو، به ترتیب دانمارک، سنگاپور، سوئد و سوئیس قرار دارند. فرانسه در ردیف بیست و چهارم، آلمان در ردیف چهاردهم، انگلستان هفدهم و ایالات متحدۀ آمریکا در ردیف نوزدهم جا گرفته اند.
سازمان شفافیت بین‌المللی، سومالی را فاسدترین کشور جهان شناخته است. افغانستان به ویژه به دلیل رواج قاچاق مواد مخدر، در ردۀ ۱۷۹ یعنی یکی مانده به آخر قرار دارد. کشورهای برمه، سودان و عراق نیز جزو فاسدترین کشورهای جهان شناخته شده اند.
جمهوری اسلامی ایران با کسب ۸/ ۱ امتیاز از روی ١۰، مکان ۱۶۸ ‌جدول را به خود اختصاص داده است. کشورهای بوروندی، گینه، هائیتی و ترکمنستان با ایران هم رتبه هستند.
در گزارش امسال، دلایل شیوع فساد در افغانستان به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است. سازمان شفافیت بین‌المللی می نویسد که طی دو سال اخیر، فساد در دولت افغانستان افزایش داشته است.
در این گزارش آمده است: "دولت های آسیب پذیر و شکننده که گرفتار جنگ و درگیری های مداوم هستند، در انتهای جدول رده بندی دیده می شوند".
سازمان شفافیت بین‌المللی که در سال ۱۹۹۳ توسط پتر ایگن، رییس پیشین بانک جهانی تاسیس شد، هم اکنون در بیش از صد کشور جهان فعالیت دارد.


عدم تحویل سوخت ٢٠٪ مساوی با ادامۀ غنی سازی در داخل است

تاریخ انتشار مقاله 11/10/2009 به روز شده 11/10/2009 09:16 TU

سخنگوی سازمان انرژی اتمی گفت در صورتیکه مذاکرات برای تامین اورانیوم غنی شده با کشورهای گروه شش موفق نباشد، ایران اورانیوم مورد نیاز برای تامین سوخت راکتور تهران را در داخل غنی خواهد کرد.
راکتور اتمی تهران به اورانیوم غنی شدۀ بیست درصدی نیاز دارد تا بتواند به تولید ایزوتوپ های هسته ای مورد استفاده در درمان سرطان ادامه دهد.
به گفتۀ علی شیرزادیان، ایران توانایی و تکنولوژی غنی کردن اورانیوم و تامین سوخت مورد نیاز را دارد. وی افزود در مذاکرات هفتۀ آینده با سران شش کشور گروه شش، ( فرانسه، آلمان، انگلیس، آمریکا، روسیه و چین)، با اتکا به این تکنولوژی، ایران با دست پر بر سر میز مذاکرات خواهد نشست. وی افزود در صورتیکه تامین سوخت از سوی این کشورها با تعلل صورت گیرد، و یا سوخت بیست درصدی تحویل داده نشود، ایران راساً به تهیۀ سوخت اتمی مورد نیاز خود خواهد پرداخت.
وی گفت:" ایران عضو آژانس انرژی اتمی است و از آنجاییکه آژانس در مذاکرات تامین سوخت راکتور تهران حاضر است، در نتیجه تضمینی برای اجرایی شدن قرارداد احتمالی برای تامین سوخت این راکتور خواهد بود".
به گفتۀ سخنگوی سازمان انرژی اتمی، ایران شانزده سال پیش سوخت مورد نیاز خود را از کشور آرژانتین تهیه کرده بود و مقدار سوخت باقیمانده برای یکسال و نیم آینده کافی است.
علی شیرزادیان تامین سوخت از خارج از کشور را اقتصادی تر دانست و گفت خرید یکجای سوخت بیست درصدی راکتور تهران بصرفه تر از راه اندازی خط تولید اورانیوم برای تولید دویست کیلوگرم اورانیوم غنی شده با پنج درصد است.
این مقدار اورانیوم غنی شده تنها برای سوخت مورد نیاز در تقویت ایزوتوپ های درمانی کافی است و برای ساخت بمب اتم، باید اورانیوم به غنی سازی نود درصدی برسد. بر اساس گفتگوها، ایران اورانیوم ٥⁄٣ درصدی به کشور مبدا خواهد فرستاد و اورانیوم غنی شدۀ بیست درصدی تحویل خواهد گرفت. ایران از کشور روسیه بعنوان کشور تامین کنندۀ سوخت مورد نیاز خود نام برده است.